شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جستاری بر اندیشه های ماکس وبر (بخش 2)

عزيز فولادوند

 دکتر عزیز فولادوند

عقلایی شدن و افسون زدایی

جهان نوین خدایان، کاهنان دینی و ارواح مقدسه را رها کرده است. به باور ماکس وبر  تفکر انتقادی و انسان ِخردورز در جهان مدرن خدایان را از صحنه بیرون رانده اند. انسان خود حاکم بر سرنوست خویش است. آنچه که در دوران پیشین با بخت و اقبال، اخلاق قهرمانان ِفرهمند، وفاداری به ارباب، رسم نیاکان، تحکُم کدخدا و خان، پایبندی به سنتها و ارزشهای قومی و یا خیرخواهی رقم می خورد در جهان مدرن تابعی از محاسبه و مکانیسمهای مهندسی اجتماعی شده است. در جهان ِ پیش مدرن عناصر مقدس انسان  را احاطه کرد ه یودند. روابط اجتماعی او، پایبندی اش به عهد و پیمان، پیوند زناشوئی اش، حرکات وسکناتش، فرهنگ و بینش اش از مفاهیم فوق طبیعی می تراوید. نیروهائی بسیار نیرومند، نامرئی، ناشناخته و قدسی حیات اجتماعی انسان پیشا مدرن را رقم می زند. او در چنبره «قداستها» اسیر است. در درون او نهادی زمخت منبعث از سنتهای مقدس حکم می راند. نهیب این نهاد ِ زمخت لازم الاجراء است: «لکه ننگ را پاک کن!»، او هر دم منتظر «فتوای» راهگشائی است.  انسان ِ پیشا مدرن در جهانی سرشار از مقدسات زیست دارد. همه چیز در هاله ای از قُداست است: آب و خاک، آسمان پُر رمز و راز، بارش باران، حولول سال نو، پرده بکارت، ناموس، «عمود خیمه نظام»، و یا «مصلحت نظام». این مفاهیم مقدس به زندگی او هویت می بخشد.

 

در جهان مدرن عقلانیت حاکم و سیطره خود را گسترش داده است. انسان به این باور دست می یابد که می توان با بررسی، پژوهش و محاسبات دقیق جهان پر رمز و راز را باز شناخت. تبلور این عقلانیت در «حاکمییت قانون»  (Rechtsstaatlichkeit)  و بوروکراسی ی فربه متبلور است. ماکس وبر بزیر کشیدن این گونه خدایان در جامعه مدرن و پروژه جامعه سكولار را «افسون زدائی از جهان»  (Entzauberung)نام نهاده است. به نظر وبر وضعيت فوق معلول اين روند است كه انسان ديگر خود را محصور در يك دنياى قدسى با نيروهاى سحرآميز و فوق طبيعى نمى بیند.

 

 پيشرفت و توسعه علم و تخصصگرائی ی پر شتاب در همه حوزه هاى شناخت، منجر به پيدايش جهان بينى ها و تفسيرهاى بيشمارى از واقعيت شده است. بدلیل وجود برداشتهای مختلف از واقعییت، مطلقگرائی از هیچ درجه اعتباری برخوردار نمی باشد. حقیقت مُلک طِلق هیچ کس نیست. این ادعای سخیف دیگر محلی از اعراب ندارد، ولی پخمگان اقتدارگرا بر آن پای می فشرند. نسبییت مفهم کانونی در جهان مدرن است. این حقییت ساده بارها در تاریخ اندیشه انسانی شکوهمندانه قد برافراشته است: جهان گسترده مسيحيت ِ واحد و مقدس بالاجبار جاى خود به جهانی كثرت گرا داد: شارلمانی یا کارل کبیر (814ـ748) مؤسس امپراطوری مقدس روم و به اعتباری معمار اروپای مسیحی واحد است. 53 جنگ ِ خونین پروژه مسیحی کردن اروپا  (Christianisierung)  توسط او را تکمیل نمود. در سال 772 میلادی ساکسونها پس از 32 سال مقاومت سرسخت سرانجام به «حقییت مطلق» شارلمانی گردن نهادند.  یکی از رهبران ساکسونها [1] به نام ویدوکیند  (Widukind) به اجبار غسل تعمید داده شد. یکروز پس از مهلت اعلام شده توسط شارلمانی در سال 787 میلادی به منظور پذیرش کیش مسیحیت، 1400 تن «کافر» ساکسونی گردن زده می شوند. آنها به «حقییت مطلق»  شارلمانی پشت کرده بودند. قبل از آن میان سالهای   773  تا   774   لومباردها به یوغ این «حقییت» گرفتار آمدند. امروز اما ما شاهدیم که پروژه اروپای واحد مسیحی جای خود را به پلورالیسم اروپائی سپرده است.[2]  

 

جایگاه دین در نزد وبر

البته در جامعه شناسی دینی وبر نَبوت  (Prophetentum)  در مرحله ای از تاریخ اندیشه دینی بشر خصلتی پبشبرنده و انقلابی داشته. نبوت به گفته وبر «پیوند های نیروهای کرامت با اشیاء را»[3] می گسلد. پیامبران با جاذبه های فرهمندانه شان توانستند قدرت های کاهنان را که مبتنی بر سنت بودند بی اعتبار ساخته و موضوع عدل الهی[4] را به مساله کانونی دین تبدیل می نماید. وبر راههای پیچیده و صعبی را پیگیری می کند تا عقلانی شدن حیات دینی و رابطه منظم و معقول انسان با خدا را جایگزین روشهای سحرآمیز و جادوئی نماید.[5]

 

مطالعات وسیع وبر در رابطه با ادیان چشمگیر است. ادیان چین و هند، یهودیت، مسیحیت و بطور ناقص هم اسلام حوزه های تحقیقاتی جامعه شناسی وبر را تشکیل می دهند. ماکس وبر از زمره دانشمندان علوم اجتماعی است که تحقیقی نسبتأ بیطرفانه در رابطه با دین اتخاذ نموده است. او با تکیه بر اسلوب تفهمی سعی در تبیین رفتار  معنادار انسان دینی دارد و در تلاش روشن نمودن نقش دین  در شکلگیری و بروز برخى اعمال انسانی است. «او خواسته است اثبات کند که رفتار آدمیان در جوامع گوناگون فقط وقتی فهمیدنی است که د ر چهارچوب دریافت کلی آنان از هستی قرار داه شود؛ اصول جزمی دینی و تعابیر آنها جزوی از این جهانبینی است و برای درک رفتار افراد و گروها، بویژه برای درک رفتار اقتصادی [تأکید از ماست] افراد و گروها، ناگزیر باید دین [آنها] را هم درک کرد.»[6] 

 

ماكس وبر دين را با رویکرد خاصی مورد بررسی قرار می دهد؛ او در تلاش کشف و درک رابطه اعتقادات دینی یک فرد و کنش اقتصادی او است. نطقه عزیمت او در جامعه شناسی دینی این است: چه رابطه‏اى ميان اعتقادات دينى يك شخص و كردار اقتصادى او وجود  دارد؟ آيا هر دينى براى گسترش نظام سرمايه دارى مناسب است يا نه؟ در این پژوهشهای دینی وبر ما را به این درک نزدیک می نماید که فقط  مذهب پروتستان مناسب رشد روابط و مناسبات سرمايه دارى مى‏ باشد .  وبر به دنبال فهم کارکرد دين است. او می گوید رفتار و کنش انسانها در جوامع مختلف زمانی قابل تببین و فهم است که در چهارچوب برداشت و درک کلی آنها از جهان هستی مورد پژوهش قرار گیرد. تاثير كاركرد دين بر روابط اجتماعی و در کنش اقتصادی انسان د ر کانون جامعه شناسی دین در نزد وبر قرار دارد. او در صدد اثبات این نظر است که باورهای دينی فرد پارسا بر  رشد و شكوفايی اقتصادی جوامع اثر گذار بوده است. وبر به ما می آموزد که باورها و دریافتهای دینی می توانند یکی از عناصر تعیین کننده کنش اقتصادی انسان باشد. ماکس وبر بین روح سرمایه داری و اخلاق پروتستان تناسبی معنا دار می بیند.

 

به گفتۀ ماکس وبر پویایی شیوۀ تولید سرمایه داری با کوشش و تلاش خلاق از یکطرف  و خویشتن  داری مومنان از طرف دیگر مرتبط است. پیروان مذهب پوریتانیسم[7]  (Puritanismus)كار و كوشش فردی برای كسب ثروت را تقدس بخشیدند. فلاح اُخروی با ریاضت و محبوس شدن در دیر و صومعه حاصل نمی گردد؛ کار و تلاش سکوی پرش به رستگاری و تقرب است. در نزد آنها  ثروت  نشانه‌ای از لطف الهی تلقّی می گردید و به همین علت مالکییت فردی نه تنها محترم بلکه امری مقدس است.

 

عقلانییت بی عقل

چارلز  تیلور  (Charles Taylor)  در مقابل ادعای «افسون زدائی در جهان» و تئوریهای دیگر سکولاریسم این نظر را می نشاند که در واقع دین زمینه های زایش و پویش سکولاریسم را مهیا نمود. وی سکولاریسم را نه جدایی دین از حوزه عمومی و اجتماعی، بلکه نفی انحصار و حاکمیت مطلق دین در سامان‏بخشی اجتماعی می‏داند .  تایلور مدعی است که برسمییت شناختن «حقوق بشر» و حیطه بسیار گستردۀ کار وسازهای رهنمود آئین مسیحی ی «عشق به همنوع»  (Nächstenliebe) ـ همچون کمکهای دولتها در چهارچوب رفاه ملی به شهروندان و یا همیاری جهانی در زمان بروز فجایع طبیعی و یا جنگهای داخلی ـ منشأ بسیار کهن دینی دارند. 

 

توجه به این نکته حائز اهمییت است که پروسۀ حکمروایی کامل عقل  (Rationalisierungsprozess)  در شعله های جنگ جهانی اول به تلی از خاکستر تبدیل می گردد. بسیاری بر این فاجعه انگشت نهادند که عقلانیّت لاجرم انسانها را بر سر عقل نیاورده و بر غریزه قدرت‏طلبی، جنگ افروزی، زیاده طلبی، قساوت و بیرحمی او  فائق نیامده است. تفکر خردگرا و هندسی که اوج آن اندیشه  دکارت بود سرانجام غالب شد و  در پیج وخمهای تاریخ اندیشه فلسفی جهان مدرن را طراحی و بنا نهاد. خرد در دستگاه اندیشه دكارت «شهریار ِ» ماكياولی است که در پی در افکندن نظمی اقتدار گرایانه به منظور تثبیت حاکمییت است. سلطه و اقتدار ِ خرد همه گیر و جهانشمول است. تمامی منابع انسانی به نفع خرد خلع ید می گردند. هستی شناسی دکارتی بر بنیاد اصالت اندیشه همین انسان بنا شده است. اهمیت دکترین دکارت در هستی شناسی او بود. انسان ِ خِرد باور ِدکارتی با هویتی نوین زمینه های رهائی خود را از دامن مذهبِ کلیسا فراهم نمود.

 

از طرفی دیگر ما از زمان طرح آموزه های رنسانس و به ویژه با استقرار مدرنیته شاهد به محاق رفتن گام  به گام عقلانیت هستیم. نگاهی گذرا به دست آوردهای بشر ِ خردگرا در عصر مدرن همچون آشویتس، آپارتائید، اردوگاههای کار سیبری، هیروشیما، بمبهای ناپالم در کره و ویتنام، طراحی دقیق و مهندسی ابزار شکنجه، فقرهولناک در جهان، تخریب سیستماتیک محیط زیست (فاجعه دست پخت غول نفتی BP  در خلیج مکزیک) و نقض مدام حقوق بشر ما را نسبت به گسترش دامنه عقلانیت بدبین می نماید.

 

در جهان نوین «پول» و قدرت اقتصادی در حدّ  الوهیّت پرستیدنی شده است. «تکنیک زدگی»، تولید و گسترش پر شتاب و توزیع بسیار غیر عادلانه وسائل کامپیوتری در جهان از مقدرات است. انسان در حد یک مصرف کننده بی اراده تنزل یافته است؛ او در چنگال ِ «تقدیر الهی» نوین اسیر است. معبد معبدان سازمان تجارت جهانی است  (WTO) . در آن «مقدسان» و «کاهنان» دست اندر کار تدوین آموزه ها و فتاوی جهان مدرن اند. ارواح مقدسه ای نوین در برابر انسان قد برافراشته اند. این سیستم بنیادهای اخلاقی و معنوی آدمی را به تلنباری از «کالا» تبدیل نموده به بازار عرضه می کند. انسان مدرن پریشان و سر خورده است. او خود را در مقابل سیستم حقیر می پندارد و توان عصیان از او سلب شده است. جهان مدرن سیستم خودکامه ای را در ساختار بوروکراسی مقتدر شکل داده است که حاکم بر حیات اجتماعی انسان است.

جامعه مدرن خدايان بيشماری را خلق نموده است. ماکس وبر هم به این نکته آگاه است که عقلانیت در روند تکاملی اش در پهنه اقتصادی و دولتی «د خمه عبودیتِ» [این مفهوم از نویسنده مقاله است][8] غیر قابل فراری را باز تولید می کند که نیروی «جادوئی» آن انسان مدرن را به بند می کشاند. انسان مدرن در عبودیتی مدرن گرفتار است.

 

ماکس وبر در این نکته با کارل مارکس هم عقیده است که عقلانیت در جهان مدرن به غولی تبدیل شده است که آفرینندگانش را به بند کشیده و کرامت انسانی را تهدید می نماید. او اضافه می کند که بورکراتیزه شدن در عصر مدرن به «از خود بیگانگی»  (Entfremdung)  و شخصییت زدائی انجامیده است: «دیوانسالاری نیز هر چه بیشتر از خود   شخصییت زدائی می کند. یعنی در اجرای وظایف رسمی اش، عشق، نفرت، و هر گونه احساس صرفأ شخصی و بوِیژه احساسات نامعقول و تخمین ناپذیر انسانی را بیشتر حذف می کند. فرهنگ نوین به جای حاکم سَبکِ  قدیم که با روح همدردی، مساعدت، خیر خواهی و قدرشناسی کار می کرد، متخصص را می نشاند که تعلق عاطفی ندارد و با یک روحیه بسیار حرفه ای عمل می کند.»[9]

 

کلن/آلمان خرداد 1389

ژولای 2010

 

(ادامه دارد)........

 

 

 

 

«یادداشت های هفته»، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند.

در صورت تمایل به باز تکثیرِ متن، لطفا منبع را «یادداشت های هفته سایت دیدگاه» قید نمائید.

 



زیرنویسها:

[1]  یکی از اقوام کهن آلمانی که در شرق آلمان که حوالی رود آلب  (Elbe)  ساکن هستند.

 

[2]  انسان جديد در يك جهان نامتناهى بى افق مستقراست. ابديتی غيردينى، سكولار و عارى از معناى غايى او را احاطه نموده اند. گفته می شود که سكولاريسم، خلأيى اخلاقى به وجود مى آورد كه با پيشرفت علمى پر نمى شود. اين تصويری است نسبتأ تكان دهنده و تاریک از «جهان افسون زدوده شده». اعتقاد وبر بر آن بود که اخلاق پروتستان زمينه اساسى براى ظهور سرمايه دارى عقل محور  (rational)  را فراهم آورد. گسترش بيشتر سرمايه دارى اما ديگر متكى بر آن اخلاق پارسامندانه نبود. کاپیتالیسم جامعه اى را سامان داد که انسانها مانند پیچهای بی شعوری در مکانی معیینی تعبیه می شوند. ماشین تولید و بورکراسی ضامن آن با روش هاى عقلانى فاقد معنا يا ارزش درونى امر تولید را سامان می دهند. وبر در كتاب مهم اخلاق پروتستان و روح سرمايه دارى (۱۹۰۵) و در دو خطابه راجع به علم و سياست در سال ۱۹۱۹ این موضوع ر ا می شکافد. .آيين پروتستان زمینه های سر برآوردن و قامت کشیدن «انسان اقتصادى» (economic man ) را فراهم نمود. این انسان در برابر نيروهاى گاهأ نامرئی و اشباح غیر قابل مبارزۀ حاکم بر بازار قرار دارد.

 

[3]  ریمون آرون: ص. 589.

 

Theodizee-Problem [4]  بحث پیرامون این تناقض که «خیر مطلق» و شر و ظلم حاکم بر جهان انسانی چگونه توچیه پذیر و قابل استدلال است. خدای قادر متعال چرا در رفع بلیه و محنتها و یا جلوگیری کردن از بروز بیدادگری ها و جور و جفا صبورانه نظاره گر است.

 

[5]  علاقه مندان می توانند به منابع ذیل رجوع نمایند:

- Weber, Max, The Sociology of Religion, translated by:  Ephraim Fischoff, Beacon Press, Boston, 1964, P. 28

 - Bellah, Robert, N., Beyond Belief, University of  Colifornia Press, 1991, P.20.

 -  غلام‏عباس‏توسلى،نظريه‏هاى جامعه‏شناسى، قم، سمت،1369،ص‏114

 -  هانرى مندراس، مبانى جامعه ‏شناسى، ترجمه باقر پرهام، تهران، امير  كبير،1369، ص 58

 

[6]  ریمون آرون: مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی، ص. 572.

 

[7]  جنبشی در میان پرو تستان های انگلستان در قرنهای شانزدهم  و  هفدهم که اعضای آن خواهان ساده تر شدن مراسم و تشریفات کلیسا بودند . پیرو این مذهب اعتقاد عمیق بر این داشت که مومنان باید از طریق اشتغال به فعالیت شدید دنیوی و اقتصادی بکوشند تا در نزد آفریدگار «تقرب» یابند و رستگار شوند. راه سعادت دنیوی و آخروی کار و تلاش اقتصادی است. بدینصورت  آنها امکان شرایط کار و تلاش را فراهم نموده و به انباشت سرمایه و به کارانداختن آن همت می گماشتند.

 

[8] »Stahlhartes Gehäuse der Hörigkeit« (Gesammelte politische Schriften, S. 332)

 

[9]  نقل از Bendix  آورده شده در: لیوئیس کوزر، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی،ص316.



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عزيز فولادوند:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.