شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

به کار گرفتن زور، قلدری، شکنجه و سرکوب گوشه‌ای از سرشت ذاتی سلطه ج.ا.

نادر ثاني

 

به کار گرفتن زور، قلدری، شکنجه و سرکوب گوشه‌ای از سرشت ذاتی سلطه جمهوری اسلامی است!

 

به رسانه‌های ما در اين روزها نگاهی بکنید!

 

بسیاری از رسانه‌ها سرشار از خبرهای دردناک در مورد بازداشت فردی و یا بی‌خبری از سرنوشت فرد دیگری می‌باشند، و این امر در شرايطی است که مسئله شکنجه و تجاوز به زندانيان در جمهوری اسلامی به يکی از مهمترين اخبار جوامع ایرانیان تبديل شده، هر روز ابعاد گسترده‌تری پيدا کرده، در سطح بین‌المللی انتشار هر چه وسیع‌تر یافته و دلائل و ادله بيشتری در اثبات رخ دادن این فجایع منتشر می‌گردد.

 

همزمان بسیاری از رسانه‌ها سرشار از خبرهای دردناک در مورد مرگ جگرگوشه‌های این و آن هستند. هم‌میهنان داغ‌دیده ما و تمامی انسانهای بشردوست و آزادیخواه خواهان روشن شدن اين امر هستند که چه کسی و چرا هم‌میهنان ما را به قتل رسانده است. و اين همه در حالی است که ماشين تبليغاتی جمهوری اسلامی و جیره‌خواران خرد و کلان آن يک ريز در حال پخش اين دروغ بزرگ هستند که کشته شدگان حوادث اخير به دست عناصر نفوذی "دشمن" به قتل رسيده‌اند  و "نظام" دارد از آسيب‌ديدگان دلجوئی می‌کند! کار به آنجا رسیده که سيمای بی‌آبروی جمهوری اسلامی در همين روزها فيلمی در باره بازداشتگاه  کهريزک پخش کرد که در طی آن نيروهای انتظامی از خشونت غيرقابل‌انکارشان در برخورد با مردم عذرخواهی می‌کنند! جمهوری اسلامی در اين برنامه تبليغاتی (و برنامه‌هایی همانند آن) در تلاش است تا چنين جلوه دهد که افراد خود سری، بدون اجازه و اطلاع مسئولين، "کمی زياده‌روی کرده‌اند". که البته اين ادعا با ادعای احمقانه احمدی‌نژاد که با وقاحت می‌گويد "در برخی بازداشتگاه‌ها اقدامات زشتی انجام شد، بدانيد که اينها هم اجزای سناريو دشمن بود" فرق دارد.

 

در چنين شرايطی ديروز کليپی را ديدم که هم دردناک بود و هم آموزنده و مهمتر از همه گامی در راه افشاگری تبليغات دروغين سردمداران جمهوری اسلامی به شمار می‌آمد.

 http://www.youtube.com/watch?v=KJhmFeW7Fqk 

 

در اين فيلم شاهد درد دل پدری بودم که پسرش را در رویدادهای اخير در ایران از دست داده است  و هر کجا شکايت می کند نه تنها پاسخ از کسی نمی‌گیرد که حتی خودش را هم تهديد کرده اند  که چرا شکايت کرده است. جالب است که بدانيم اين فرد تازه کسی است  که خود می گويد ٢٨ سال در سپاه پاسداران خدمت کرده است! و جانباز ٤٠ درصدی است!  فيلم صحنه شکايت و يا درد دل اين پدر پيش آخوندی است که در اتاقی نشسته و يکی از افسران نيروی انتظامی هم کنار آخوند نشسته است . پدری که پسرش را کشته‌اند فرياد می‌زند که: "پسرم را کشته‌اند، بعد هرچه می‌گویم کسی جواب نمی‌دهد. مدام تهدیدم می‌کنند و اراذل را به سراغم می‌فرستند. امنیت جانی ندارم، اگر کشته بشم، مسولش آقای عراقیه" و با دست به افسری که پيش آخوند نشسته اشاره می کند. به اين ترتيب  معلوم می‌شود که اين افسر همان  آقای عراقی است که اين مرد را زير فشار گذاشته تا شکايتش را پس بگيرد. پدر نامبرده را تهديد کرده‌اند که "وقتي پسرت رو كشتن رضايت بده وگرنه خودت و خانوادت رو هم مي‌كشن" پدر داغديده می‌گويد که: "رسما به آدم توهین می‌کنن. ایشان به من مي‌گه غلط کردی پیگیری کردی، هر غلطی دلت می‌خواد بکن"! در اين لحظه افسرنيروی انتظامی که از داد و بيداد اين پدر به ستوه آمده جواب می‌دهد که : "تو برو شکایتت رو بکن … تو مجلسش هم باهات می‌یام ، برو شکایتت رو بکن. طرف اولاد پیغمبره". و به اين ترتيب روشن می‌شود که کسی که پسر اين فرد را کشته ماموری است که شناخته شده و نام و نشان وی هم روشن است اما چون نامبرده  به قول افسر مزبور"اولاد پيغمبر" می‌باشد افسر نامبرده با زور و قلدری و تهديد می‌خواهد موضوع اين جنايت را ماستمالی کند.

 

بعد از اينکه افسر جنايتکار جمهوری اسلامی با گفتن اينکه قاتل " اولاد پيغمبر" است می‌کوشد تلاشهای خود برای دفاع از قاتل را توجيه کند، اين مکالمه بين کسی که پسرش را کشته‌اند با  وی در فيلم نشان داده می‌شود:

 

"پدر: چی اولاد پیغمبره ، قاتله!


افسر: مرد بودی رضایت می‌دادی.


پدر: چرا رضایت بدم؟ بچه‌ام رو کشته!


افسر: عزت خودت می‌رفت بالا!


پدر : بچه خودت بود رضایت می‌دادی؟ چه توقع بیخودی! من برای خدا انقلاب کردم، من حکم خدا رو اجرا کردم، برای چی می‌گی رضایت بده؟


افسر: چی می‌گی؟


پدر : تو برای چی به من می‌گی اگر مرد بودی رضایت می‌دادی؟ تو مرد نیستی!"

 

در اين لحظه عراقی يعنی همان افسری که در صحنه نشان داده می‌شود با فراموش کردن اين امر که همين چند روز پيش سيمای جمهوری اسلامی کلی ماست مصرف کرده تا شايد چهره سياه امثال وی را سفيد کند بلند می‌شود و به پدر دلسوخته حمله کرده و در جلوی همه کسانی که در اتاق حضور دارند پدر داغديده را می‌زند.

 

حمله و کتک زدن پدری که پس از کشته شدن پسرش فرياد تظلم‌خواهی سر داده آنهم در مقابل همگان به خوبی پرده از رياکاريهای تبليغاتی جمهوری اسلامی برگرفته و نشان می‌دهد که از کسانی که در روز روشن فرزندان مردم را در خيابانها به آن شکل فجيع به قتل می‌رسانند و در بازداشتگاههای مخوف خود آنان را از پای انداخته و یا مورد شکنجه و تجاوز قرار می‌دهند جز اين نيز انتظاری نمی‌رود.

 

واقعيت اين است که به کار گرفتن زور، قلدری، شکنجه و سرکوب گوشه‌ای از سرشت ذاتی سلطه جمهوری اسلامی بوده و اساسا اين ديکتاتوری لجام‌گسيخته بدون اعمال زور و سرکوب اموراتش نمی‌گذرد. به واقع اگر سيمای جمهوری اسلامی روزی صد فيلم هم از عذرخواهی نيروی سرکوب پخش کند، هيچ تغييری در ماهيت سرکوبگرانه اين ماشين قتل و جنايت ايجاد نمی‌کند. حال بگذارمزدورانی مانند احمدی‌نژاد بازهم مدعی شودند که نفوذی‌های "دشمن" خيالی وی مردم را در خيابانها کشته و زندانيان رادر بازداشتگاهها شکنجه داده و مورد تجاوز  قرار داده‌اند. و يا جنایتکارانی مانند ولی‌وقیح خامنه‌ای با بستن شکنجه‌گاه کهريزک که فجايعی که در آنجا رخ داده اين بازداشتگاه را هم‌رديف شکنجه‌گاه  ابوغريب در عراق قرار داده است، بکوشد داستان فجايع نيروی سرکوب خود را ماستمالی کند. واقعیت اما آن است که توده‌های ستمدیده ما در لحظه لحظه زندگی خود به روشنی می‌بينند که با بسته شدن يک بازداشتگاه هيچ تغييری در سيستم حاکم بر هزاران زندان و شکنجه‌گاه ديگر ايجاد نشده و به هیچ روی تغييری در رفتار سرکوبگرانه نيروهای سرکوب که هر کدام در جايگاهی که قرار گرفته‌اند ديکتاتوری هستند که خود را پاسخگوی هيچ‌کس نمی‌دانند ايجاد نمی‌شود.

 

درست به همان شکل که فيلم حمله افسر نيروی انتظامی به پدر داغدیده‌ای که فرزندش را کشته‌اند نشان داد، بخش بزرگی از توده‌های ستمدیده و تحت ستم ما در جريان زندگی و با مشاهده و درک اين واقعيات به اين نتيجه رسيده‌اند که دشمن واقعی آنان  جز جمهوری اسلامی اين رژيم دار و شکنجه، که خود یکی از سگهای زنجیری سرمایه‌داری جهانی است، نمی‌باشد. رژيمی که در تمامی عمر ننگین خود از هيچ جنايتی در حق مردم دريغ نورزيده و بدون نابودی آن با تمامی جناح‌ها و دسته‌های درونی‌اش امکان خلاصی از اين وضع و برداشتن کامی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد. رژيمی که فرزندان مردم را در خيابانها می‌کشد و سپس بازماندگان آنان را مورد ضرب و جرح قرار می‌دهد که چرا فرياد تظلم‌خواهی سر داده و می خواهند از "اولاد پيغمبر" به دولت "امام زمان" شکايت کنند!

 

درست از این رو تنها راهی که باقی مانده است آتش زدن تمامی اين دستگاه فاسد جور و ستم می‌باشد که مردم ما در خيزش خرداد ماه خود گوشه‌ای از آن را به نمايش گذاشتند.

 

"یادداشت‌های هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید .

 

استکهلم، جمعه ٢٧ شهریور ١٣٨٨

 

نادر ثانی

nader.sani@gmail.com, www.nadersani.net

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از نادر ثاني:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.