شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شورای ملی مقاومت ایران محصول جدال بین ترقی و ارتجاع

زينت ميرهاشمي

روز شنبه  30 تیر بیست و ششمین  سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران بود. از آن جایی که این پدیده و علتهای پیدایی این ائتلاف همچنان موضوع روز است، یادداشت سیاسی روز را به این پیدایی اختصاص دادم.

 

شورای ملی مقاومت، رهیافت سلسله کشاکشهای بین نیروهای مترقی و دموکراتیک در دوره ای بود که نعلین و عمامه و عبا با توسل به زور در جهت تثبیت خود  به جای تاج و تحت سلطنت گام بر می داشت.

در جدالی که بین دو نیرو جریان داشت، از یک طرف نیروهای آگاهی بودند که حاضر نبودند در رهایی از یک دیکتاتور نسبتا مدرن به یک دیکتاتور قرون وسطایی تن دهند و از طرفی دیگر رژیمی که در پوشش و پز ضد  امپریالیستی و با نقشی فریبکارانه تلاش می کرد با شکاف انداختن در صف نیروهای سیاسی آن روز، دست به قلع و قمع هر ندای آزادیحواهانه بزند. خمینی همزمان با عوامفریبی با شکنجه و کشتار، زندان و اعدام در سدد بود تا حکومتی شرعی را از قعر قرون به دنیای امروز عرضه کند و آن را بر طبق قانون اساسی ارتجاعیش تا ظهور امام غایب ماندگار جلوه دهد.

 

بخشی از نیروهای سیاسی مثل سازمان اکثریت و حزب توده، فریب پز ضد امپریالیستی خمینی را خورده و دفاع از نعلین و عمامه ی یک نیروی ارتجاعی و بنیادگرا را بر دفاع از ارزشها و پرنسیبهای دموکراتیک، که دستاورد مبارزه بشری و مبارزه مردم ایران برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی بود، ترجیح دادند. البته رژیم پس از سرکوب اولیه نیروهای مقاومت به سراغ آنها هم رفت و آنان نیز  قربانی خشونت بی حد و حصر چنین رژیم هولناکی شدند.

 

مبارزه قهر آمیز ، در شرایطی که تمام راههای مبارزه مسالمت آمیز از طرف رژیم ولایت فقیه بسته شد، به اپوزیسیون تحمیل شد. در گزاره تفکری رادیکال برای موثر بودن در رویدادها و تغییر رژیم و دفاع از بلندای اندیشه های کنشگران جامعه در طی سه ربع قرن، برای برقراری دموکراسی و عدالت اجتماعی، شورا به پیدایی آمد.

 

روز 30 تیر سال 1360، در سالروز قیام مردمی 30 تیر 1331، شورای ملی مقاومت به ابتکار آقای مسعود رجوی مسئول سازمان مجاهدین خلق ایران تاسیس شد. شورای ملی مقاومت از نظر برنامه با میثاق بنی صدر آغاز به کار کرد و پس از آن در 7 مهر 1360، مسعود رجوی برنامه دولت موقت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران را اعلام نمود.

 

در اسفند ماه سال 1360 سه سند مهم به تصویب اعضای شورای ملی مقاومت رسید که از جمله این اسناد، اساسنامه شورا و «وظایف مبرم دولت موقت» می باشند. پس از آن طرحهای مربوط به  صلح، خومختاری کردستان، طرح رفع تبعیض جنسی و طرح رفع تبعیض مذهبی و جدایی دین از دولت به تصویب رسید.

در تابستان سال 1372 شورای ملی مقاومت خانم مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال حاکمیت به مردم انتخاب نمود و علامت شیر و خورشید را به عنوان آرم شورا برگزید.

طی سالهای اخیر مریم رجوی طی سخنرانیهای خود بر حقوق زنان، جدایی دین از دولت و چشم انداز یک دوره انتقال 6 ماهه برای واگذاری حاکمیت به مردم از طریق مجلس موسسان، پایبندی به حقوق دموکراتیک مردم  و استقلال از قدرتهای خارجی و نفی مجازات اعدام تاکید نموده است. کلیه این موارد در بیانیه ها و قطعنامه های شورا مورد تائید قرار گرفته است.

 

در شرایطی که شورای ملی مقاومت تاسیس شد، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران که تبدیل به یک سازمان توده ای و تاثیرگذار شده بود، دچار اختلافهای درونی و انشعابهای متعدد شد. این سازمان با نیروی عظیم و چهره ای مردمی که داشت می توانست به  اتحاد جنبش چپ اقدام کرده و نقش مداخله گرانه جدی در جنبش عدالتخواهانه و رهائیبخش مردم ایران در مقابل دیو سهمگین ارتجاع مذهبی ایفا کند. متاسفانه چنین نشد. فرصت چرایی این ناتوانی در این جا نیست و از آن می گذریم.

 

ما بخشی از جنبش پیشتاز فدایی با تکیه بر دیدگاههای رفیق بیژن جزنی پیرامون جبهه رهائیبخش، و با اعتقاد به تشکیل جبهه ای مشترک در برابر رژیم، در چالشهای جنبش فدایی و بخش اقلیت آن با حفظ انتقادهایی که به چگونگی پیدایی شورا و برخی از اعضا و مواضع آن داشتیم، به شورا پیوستیم.

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران بر طبق منشور آن «شورای ملی مقاومت ایران را در شرایط کنونی الترناتیو دموکراتیک رژیم ولایت فقیه دانسته و شرکت در این ائتلاف بر اساس اصل اتحاد – مبارزه (با عمده بودن سیاست اتحاد) را سیاست اصولی می داند.»

 

با گذشت 26 سال از تاسیس این نهاد ملی و مردمی، علیرغم همه فشارهایی که از طرف رژیم و قدرتهای امپریالیستی و یا  از طرف آنهایی که حاضر نیستند هزینه ادعاهای خود را بپردازند و یا ائتلاف و اتحاد را فقط با  رهبری خود قبول دارند، شورا همچنان پا برجاست و مساله  اصلی آن یعنی سرنگونی رژیم بنیادگرای مذهبی حاکم بر ایران همچنان در دستور روز است.

 

مبارزه در شرایط بحرانی و پیچیده آن هم با وجود یک استبداد مذهبی همانند شنا کردن در سیلابهای بهاری و کشتیرانی در اقیانوس طوفانی مستلزم پذیرش سختیها و پرداخت هزینه های سنگین می باشد. پایداری، سازمانیابی و حفاظت از نیروهای جنبش در برابر رژیمی به غایت ارتجاعی و سرکوبگر که  غرب و شرق جهان برای منافع اقتصادیشان حمایتش می کنند، به مردان و زنانی نیاز دارد که به عشق آزادی سراسر زندگی خود را به مبارزه اختصاص دهند و شورای ملی مقاومت در برگیرنده چنین افرادیست.

 

البته شورا به عنوان یک الترناتیو سیاسی و یک نیروی فعال و مداخله گر در حرکت خود دچار اشکالها و کمبودهایی می شود و این موضوع آسیبهای مشخصی به همراه دارد. نقصها و کمبودهایی در حرکت شورا مانع از این نمی شود که استواری بر پیمان با مردم  برای ساختن ایرانی آزاد و دموکراتیک و جدیت در عمل مبارزاتی نادیده گرفته شود.

 

برای رسیدن به توسعه پایدار و جامعه ای دموکراتیک و کثرتگرا باید مانع اصلی یعنی جمهوری اسلامی را از سر راه برداشت.

از نظر سازمان چریکهای فدایی خلق  ایران برای برقراری نظامی دموکراتیک، پلورالیستی، سکولار با جهتگیری سوسیالیستی، باید در گام اول رژیم ارتجاعی و استبدادی حاکم بر ایران را سرنگون کرد. به همین جهت اتحاد همه نیروهایی که علیه نظام ولایت فقیه و برای تحقق استقلال، دموکراسی، صلح و حاکمیت مردمی تلاش می کنند به هنگام تر از هر زمان دیگر است. در گرانیگاه این تفکر که آیا واقعا به تغییر اساسی و جدی می اندیشیم یا این که فقط به نقد حکومت باید پرداخته شود است، که سازمان ما در ائتلاف موجود شورای ملی مقاومت خود را سهیم می داند.

در رابطه با رویدادهای بین المللی و مسائل اخیر، شورای ملی مقاومت مخالف هر گونه مداخله نظامی و خارجی است. شورا به عنوان یک الترناتیو دمکراتیک از دولتها و نهادهای بین المللی می خواهد که دست از حمایت رژیم ایران بردارند و حق مردم ایران برای رسیدن به آزادی و برخورداری از حکومتی دموکراتیک را به رسمیت بشناسند.

 

در سالروز تاسیس شورا، به اراده های خستگی ناپذیر زنان و مردان رزمنده مقاومت، به رزمندگان شهر اشرف  که در شرایط سخت با استواری و درایت مقاومت می کنند و  به همه کسانی که برای ساختن جهانی دیگر تلاش می کنند درود می فرستم. یاد همه کسانی که برای اهداف آزادیخواهانه و عدالت طلبانه جان باختند گرامی باد.

31 تیر 1386

Zinat_mirhashemi@yahoo.fr

 

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از زينت ميرهاشمي:




[تاریخ ارسال: 29 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: jamileh]  [  ]  
خانم ميرهاشمی باور کنيد صحبتهايتان ديگر حتی کسی را نميگرياند و نميخنداند! همانطور که حزب توده ( به معنی واقعی کلمه توده ای ) دورانش بعد از سال ۱۳۳۲ به اتمام رسيد و تمام شد و فقط خاطراتش باقی ماند و بعد از سال ۱۳۳۲ به حزبی فرصت طلب تبديل شد مجاهد هم به معنای واقعی کلمه (خلقی و مردمی) بعد از سال ۱۳۶۰ دورانش تمام شد و امروز از مجاهد فقط فرصت طلبی و قدرت پرستی باقی مانده و بس. جميله   

[تاریخ ارسال: 29 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: دکتر وفا]  [  ]  
۱ـ لطفا به پی نوشت های نگارنده در مقاله پادزهر رجوع کنيد. ۲ـ اگر اعضای شورا و فداييان با مجاهدين که ازدواج مریم و مسعود وانقلاب ایدئولژیک کرده اند وبه اسلام دموکراتيک معتقدند و روسری و مانتو دارندوغيره، بر عليه آخوندها متحد باقی مانده اند فقط رژيم بايد نارحت باشد. ۳ـ مجاهدين به اندازه کافی در مورد ازدواج مریم و مسعود و انقلاب ایدئولژیک توضيح داده اند. اگر شما در فهم آن مشکل داريد به يکی از دفاتر آنان مراجعه کنيد. ۳ـ بر طبق دموکراسی حاکم بر شورا،به تحولات سازمانهای درون شورا احترام گذاشته ميشود. هر کس می تواند اين تحولات را نقد کند و نظر بدهد اما هيچ کس نمی تواند روند حرکت سازمان ديگر را متوقف کند. ۴ـ سرنگونی را افراد مسلح برخاسته ازملت ايران انجام ميدهند. شورا،فداييان و مجاهدين ازمردم و برای مردم هستند. ۵ـ خانواده مقاومت هيچ سوتفاهمی با يکديگر ندارند. عقايد مختلف دارند و زيبايی اتحادشان درهمين است. دوشا دوش يکديگرکار ميکنند واز تحمل يکديگرلذت ميبرند. آنکس که به خودآگاهی و شعور رسيده باشد در کنار هم رزمش در برابر رژيم پوشنده وبرای تکامل اوورفع عيوب او کوشنده است. ۶ـ در مورد شعار ها در همين پی نوشت قبلا پاسخ داده شده است.   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بینا تیزبین]  [  ]  
با تشکر از آقای علی ناظر و خسته نباشید به ایشان که این چند روزه بیشتر از همیشه وقتش را صرف خواندن نظرها و درج آنها کرده است، منظور از پوک شدن از درون خالی شدن از محتوایی که است که به «شورا» می توانست معنی شورا بدهد. این هم که فرموده اند ما یا از آقای رجوی وحشت داریم که آن هشدارها را داده ایم یا ارزیابی واقعی ما چیز دیگری است و ما « از سرنگونی رژیم وحشت داریم»، البته ما از آقای رجوی حشت و ترسیم نداریم حتی اگر ایشان و دوستدارانی مثل جناب دکتر وفا خیلی مایل باشند که ما از ایشان به تریسم یا مرعوب خط و نشان کشیدن ها بشویم. آنچه من نوشته بودم نشان دادن مفهوم و تاثیر سیاستها و روشهای بکار گرفته شده ، در بیرون از تشکل و نفرات تحت کنترل ایشان بود. ما جه وحشتی از سرنگونی رژیم داریم؟ من در آن نوشته هم به روشنی نشان داده بودم که انحصار قدرت به شکلی که در برنامه شورا برای آقای رجوی پیش بنی شده حالا میسر و امکان پذیر نیست. اما بیان چنین فرمولی و زدن برچسب ترس از سرنگونی رژیم به ما که مفهومی جز در یک کاسه گذاشتن منافع کسانی مثل من با ادامه موجویت رژیم و در نتیجه «وابسته به رژیم بودن» نیست، روشی ناپسند و چیزی نیست جز شانتاژ نیست و ادامه همان روش و بینش «هر که با مانیست بر ماست» می باشد که تمراتش را در طی بیش از دو دهه گذشته نشان داده است.   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
با تشکر از آقای دکتر وفا. آقای وفا بین شعار و واقعیت فاصله پر نشدنی وجود دارد. و آزادی در شعار دادن علامت دمکراسی نیست. در قانون اساسی جمهوری اسلامی شکنجه ممنوع است ولی آنها با نام تعزیر شکنجه میکنند. شما نوشته ای که : ۴ـ جدايی دين از حکومت از مصوبات شورا برای دولت موقت است. اما آیا می دانید که هدف سازمان مجاهدین تأسیس جمهوری دمکراتک!! اسلامی است؟ شما با جریانی اعتلاف کرده اید که می خواهد اسلام را بر سرنوشت مردم مسلط کند و مبلغ روسری و مانتو برای خانمها است و همانطور که شما هم می دانید اسلام ایدئولژی رسمی سازمان مجاهدین است و هدف آنها تشکیل کشور اسلامی است. این جریان با شعار ایران رجوی و رجوی ایران، کل مردم ایران را برابر با رجوی قرار می دهد و مثل حکومت آخوندها مبلغ کیش شخصیت است. مبارزه برای کسب قدرت سیاسی برای مجاهدین و هیچ گروه دیگری باعث حقانیت نمی شود. و شما در آخر مطلب خود نوشته ای: ۸ـ اگر کسی بهتر از شورا ميتواند سرنگون کند بفرمايد سرنگون کند! با این حرف شما قبول می کنی که از مردم جدا هستید زیرا سرنگونی دولتها باید بدست مردم انجام شود و نه یک گروه سیاسی!! شما در مورد ازدواج مریم و مسعود که آن را انقلاب ایدئولژیک نامیدند چه می گویید؟ چه ربطی بین ازدواج 2 نفر و انقلاب ایدئولژیک در بین اعضاء این تشکیللات وجود دارد؟   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: دکتر وفا]  [  ]  
۱ـ اگر ایرانیان آگاه و به ویژه نسل جوان و دانشجویان ممکنست شورا را جدی نگیرند شما چرا عصبی و ناراحتيد؟ بايد خوشحال باشيد! ۲ـمجاهدین هيچگاه ادعا نکرده اند که سرنگونی به تنهايی انجام پذير است. در غير اينصورت مبتکر شورا نمی شدند. ۳ـ برنامه شورا برنامه سرنگونی بوده ، است و خواهد بود . دير يا زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. ۴ـ اگر شورا از درون پوک شده و قادر به سرنگونی نيست پس ديگر نبايد وحشتی ازآقای رجوی و برنامه شورا پس از سرنگونی داشته باشيد. اما اگر نگران فردای پس از انقلاب هستيد معلوم می شود که از سرنگونی می ترسيد!   

[تاریخ ارسال: 28 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: چپ]  [  ]  
ایشون می فرمایند: "بخشی از نیروهای سیاسی مثل سازمان اکثریت و حزب توده، فریب پز ضد امپریالیستی خمینی را خورده و دفاع از نعلین و عمامه ی یک نیروی ارتجاعی و بنیادگرا را بر دفاع از ارزشها و پرنسیبهای دموکراتیک، که دستاورد مبارزه بشری و مبارزه مردم ایران برای آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی بود، ترجیح دادند." ایشون نمی گویند که اکثریت و حزب توده به عنوان "سوسیالیست" خصلت ضد-کارگری و سرمایه داری رژیم را نادیده گرفتند (همانطور که خصلت ضد کارگری و سرمایه داری دولتی رژیم شوروی سابق را نادیده گرفتند و نمی توانند توضیح دهند که چرا همانها امروز سر کار هستند). در واقع ایشون این حقیقت را پنهان می کند که سرمایه داری در ایران یک رابطه اجتماعی بغایت ارتجاعی، فریبنده و ضد-بشری است. اما براستی دستاورد بشری در واقع نه آزادی و دموکراسی و عدالت سرمایه داری، بلکه افشاء محتوای دروغین آن و نشان دادن ماهیت استثماری چنین روابطی است. اگر چنین نبود، این دموکراسی و آزادی و عدالت همیشه دست در دست پول و ثروت و استعمار نداشت و بقای آن وابسته به جنگ و دروغ و نژاد پرستی و دستگاهای عریض و طویل بوروکراتیک و جاسوسی و ترور نبود. مجاهدین و شورای ملی مقاومت باید به مردم کارگر و زحمتکش بگویند که تکلیف آنها با سرمایه داری چیست؟ فعلا می گویند که باید استثمار سرمایه داری را تحمل کرد تا سرمایه های ملی تقویت شود، بعد خدا میداند. بر عکس تصور نویسنده، اگر انقلاب ایران علیه سرمایه داری و به نفع تشکلات کارگری و در جهت تقویت آنها نباشد، سرمایه جهانی در ایران فقط خون می مکند و بس و این نیاز طبیعی آن هر رهبری را خونخوار و پلید می کند و به اسلامی و کمونیست و لیبرال بودن آن کاری ندارد. شرایط لیبرالی قدرت سیاسی بدون کنترل تشکلات کارگری، سرمایه های چند بیلیون دلاری را به جامعه ما تزریق می کند و رشوه و اخاذی را تحت نامها و بهانه های "انسانی" و "انساندوستانه" به جامعه تحمیل کرده و با ایجاد سازمانهای جهنمی پنهان کل سیاست و دولت را در اختیار می گیرد. در واقع سرمایه داری روابطی است که کسی آنرا کنترل نمی کند بلکه این روابط است که آدمها را کنترل می کند و از آنها شخصیت می سازد.سرمایه داری کودکان بی گناه را به دیو تبدیل می کند و مقدس ترین ها را نامقدس می کند چون نیاز به جهل کارگر دارد، این جهل که نیروی کار کارگر در واقع منبع انسانیت و ثروت جامعه انسانی نیست و او برای فهم خود نباید به خود روی آورد و آنرا در خرافات و تخیلات و ماورالطبیعه باید بجوید. شما دستاوردهای کهنه و ارتجاعی شده سیصد سال پیش سرمایه داری را برای امروز مترقی می نامید و دستاوردهای آگاهگرانه و ضد بیکانگی کار و ضد استثمار نیروی کار را از قلم می اندازید. شما هنوز نمی دانید که رابطه میان استثمار نیروی کار،دموکراسی سرمایه داری و استعمار چیست. خیر شما مترقی نیستید، هر چند دشمنتان ارتجاعی است. مترقی نظم جهان حال خود را نفی می کند، آنرا توجیه نمی کند. جزنی در جامعه تاریک زمان شاه مترقی بود چون تنها جهانی بود که می شناخت و آنرا نفی می کرد، او بسادگی فکر می کرد که با خانه های تیمی چریکی می شود سرمایه داری را از بین برد. اما شما در شرایط دیگری هستید و تاریخ و وقایع جهان برای شما آموختنی های بیشتری دارد. شما راه جزنی را دنبال نمی کنید، از او اسطوره می سازید.   

[تاریخ ارسال: 27 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بینا تبزبین]  [  ]  
مثل این که این جناب دکتر چندان متوجه اصل سوال نشده است و همانطور که با عصبانیت در مطلب همنشین بهار در مورد فروغ جاویدان اظهار نظر کرده اینجاهم عصبانیت از خود نشان داده و برنامه شورای ملی مقاومت را جلوی ما گذاشته است. سوال اصلی من حول محور واقعگرایی دور می زد و سوال این بود که کسانی که هنوز بعد از گذشت ربع قرن خود را به برنامه یی ملتزم می دانند که برای سرنگونی در یک ضرب الاجل کوتاه مدت و حد اکثر سه ساله( یعنی تا سال 63) رژیم توسط نبروهای مجاهدین و عملیات مسلحانه در داخل تنظیم شده بود، آیا فکر نمی کنند که ایرانیان آگاه و به ویژه نسل جوان و دانشجویان ممکنست آنها را جدی نگیرند؟ با کدام منطقی و کدام تحیلیل واقعگریانه حالا این آش شور را می شود خورد مردم داد که این مجاهدین هستند که رژیم را سرنگون خواهند کرد و بعد از سرنگونی هم این آقای رجوی در چنان موضع یکه تازی قرار خواهد داشت که بدون تاثیر پذیریو از هیچ عاملی این اوست که نخست وزیر خواهد شد و خودش دولت تعیین خواهد کرد و خانم رجوی هم که مهرتابان آزادی و رئیس جمهور ایران از همین حالا هست! فرموده اند که جدایی دین از حکومت از مصوبات شورا برای دولت موقت است. دکتر وفا لطفا آن ماده مربوطه را برود یکبار دیگر بخواند. مسعود رجوی برای این که اراده و حرف خود را هر طور که شده به عنوان یک امر شورایی ارائه مند هزار کلک برای این بلد است سوار کند. عنوان ماده رابطه دین و دولت است نه تاکید بر جدایی دین دولت. البته در متن هرگونه تبعیض مذهبی نفی شده است . چرا با این همه انزجار در داخل کشور از حکومت مذهبی 25 سال است مسعود رجوی پای خود را در یک کفش کره که حتما باید دولت موقت ایشان صفت اسلامی به دنبالش باشد این همه اصرا بدون اعتنا به واقعیتها و تحولات ربع قرن جامعه ایران شک بر انگیز نیست؟ می فرمایند شعار الترناییو فلان است و هرکس هم خواست هر شعاری می تواند بدهد؛ پس آن شعار محوری سالهای اولیه چرا یکباره جای خودش را به شعار انزجار برانگیز و مالک الرقابی ایران- رجوی رجوی ایران داد؟ از این گذشته اگر این طور باشد که هرکس شعار خود را بدهد پس پراکندگی در ذات این آلترناتیو نهفته است، چه گونه می تواند دعوت به اتحاد کند. دیگر این که فرموده اند اگر واقعگرایی و انتقاد از خود نبود، اتحاد 26 سال دوام نمی آورد. جناب شما می توانید همچنان سر خود را زیر برف فرو کنید؟ این شورای از درون پوک شده را که هم چنان شورای سالم و ... بدانید پس اینهایی که بعد از عمری با یک انتقاد جدی که ییرونی هم نشده دچار خشم و غضب رهبران مجاهدین شده و حذف شده اند حاصل چه روشی بوده است ؟ در پایان فرموده اند که« اگر کسی بهتر از شورا ميتواند سرنگون کند بفرمايد سرنگون کند!» در مثل منافشه نیست و منهم اجازه اهانت به ایشان را بخودم نمی دهم اما این فرمایش ایشان مرا یاد یک همکلاسی دوران دبیرستان انداخت که از اهالی روستاهای اطراف تهران بود. هروقت ما حرفی می زدیم که به نظر او ادعایی بی جا و گزافه گویی می آمد می گفت« این همه چریدی دنبه ات کو» واقعا شورا در حال سرنگون کردن رژیم است ؟ آن هم در حالی که هنوز معلوم نیست تکلیف ساکنان اشرف چه خواهد شد؟   

[تاریخ ارسال: 27 Jul 2007]  [ارسال‌کننده:  دکتر وفا]  [  ]  
۱ـ شعارهای شورا عبارتد از: مرگ بر رژيم خمينی ومبارزه مسلحانه به عنوان شکل و محور اصلی سرنگونی ۲ـ هر يک از اعضای شورا بنا به دمکراسی حاکم بر آن مختارند که شعارهای خود را بدهند کما اينکه س چ ف خ ا هم شعارهای خود را دارد. ۳ ـ انزجار مردم از آخوندهای دين فروش به دليل اعتقاد مردم به دين و مذهبشان است. سچفخا به اين واقعيت توجه دارد که اکثريت مردم ايران خدا پرست هستند. ۴ـ جدايی دين از حکومت از مصوبات شورا برای دولت موقت است. ۵ـ دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی متعلق به شخص بخصوصی نيست. مصوبه شوراست و بنابه ضرورت ميتواند تغيير کند. ۶ـ اگرواقعگرایی و انتقاد از خود بين اعضای شورا موجود نبود، اتحاد ۲۶ سال دوام نمی آورد. ۷ـ ايران زنده به نام کسانی است که از همه چيز خود برای آزادی ايران دست شسته اند. با انتقاد يا بهتان نام آنان لوث نميشود. ۸ـ اگر کسی بهتر از شورا ميتواند سرنگون کند بفرمايد سرنگون کند!   

[تاریخ ارسال: 27 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: کامرا ن حیاتی]  [  ]  
خانم میرهاشمی من بسیار برای شما احترام قائلم ویک عمر مبارزه شما را با دو دیکتاتوری می ستایم ولی درمورد شورایملی مقاومت میخواستم از شما بپرسم که بواقع شما علت اینکه این شورا مرتب نفراتش را از دست میدهد و نفر جدیدی به آن اضافه نمیشود را درچه می بینید ؟ آیا اصول شورااین را میگوید که نفر جدید قبول نکنید ویا علت دیگری دارد . لطفا درصورت امکان جواب بدهید . با تشکر و به امید پیروزی شما مبارزین مردم ایران   

[تاریخ ارسال: 26 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بینا تیزبین]  [  ]  
یکی دو سوال از خانم زینت میرهاشمی ارجمند دارم . آیا واقعگرایی و انتقاد از خود جای در این محصول جدال بین ارتجاع و ترقی جایی دارد؟ آیا تحلیلها و بیانیه های سالگرد تاسیس شورا از بعد از انتخاب خاتمی تا کنون هیچوقت یکبار مرور کرده اید؟ شما که بهتر به مفهوم و نقش «شعارها» آگاه هستید آیا این آلتر ناتیو محصول ارتجاع و ترقی شعاری برای یسیج مردم و نیروهای مبارز در حول آن شعار دارد؟ اگر دارد کدام است؟ آیا شعار ایران رجوی- رجوی ایران که شعار اصلی و دائما طنین انداز در تظاهرات مجاهدین بوده است، شعاری برای یسیج نیرو در حمایت از آلترناتیو است.آیا فکر نمی کنید که برنامه یی که 26 سال پیش با ارزیابی سرنگونی کوتاه مدت رژیم و حداکثر تا مدت سه سال بعد از تدوین آن تدوین شده بود بعد از این همه سال نباز به باز نگری دارد آیا فکر نمی کنند که شما که در شرایط کنونی به عنوان فردی و تشکیلاتی خود را به برنامه یی ملتزم می دانید که در آن گفته شده بعد از سرنگونی رژیم، تشکیل دولت و پست نخست وزیری با آقای مسعود رجوی است و او است که وزیران را تعیین می کند، شما که با این همه انزجار مردم از رژیم مذهبی هنوز خودتان را ملتزم به دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی آقای رجوی می دانید، از سوی بخشهای آگاه و جمعیت جوان و دانشجویان مبارز ایران ممکن است فرد یا گروه جدی و دارای درک درست از اوضاع ایران شمرده نشوید؟   

[تاریخ ارسال: 26 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
کاملأ درست است که تفرقه در بین نیروهای مخالف حکومت آخوندها فقط به نفع حکوت تمام می شود. اما در شرایط فعلی متأسفانه وحدتی نیز وجود ندارد. نمی توان در زیر پرچم شیر و خورشید نشان متحد شد !! نمی توان با خانمی و زنی که به عنوان رهبر یک تشکیلات که مبلغ روسری و اسلام است متحد شد و با کسانی که خواهان حکومت دمکراتیک اسلامی !! هستند متحد شد. زیرا اسلام و مذهب با دمکراسی تضاد مطلق دارند. نمی توان با کسانی که هر نوع انتقادی را با تکفیر و دشنام و اتهام زنی تخطئه می کنند متحد شد. باید مذهب از سیاست جدا شده و یک امر خصوصی اعلام شود. جریان سیاسی انقلابی باید با مردم صادق باشد و به اشتباهات گذشته خود شجاعانه اعتراف کند و از تکرار این اشتباهات خود داری کند. برای رسیدن به قدرت سیاسی هدف وسیله را توجیه نمی کند و چون کسب قدرت سیاسی هدف نیست و هدف فقط خدمت به مردم و بنای یک دنیای بهتر است نمی توان به اتحاد عمل با آدمکشانی مثل صدام و یا آمریکا تن در داد. البته من نمی گویم که مجاهدین نوکر و یا دست نشانده این و آن شدند بلکه آنها در انتخاب تاکتیک سیاسی خود اشتباه کردند و هنوز هم می کنند و همه حتی چپها چوب این اشتباه آنها را می خورند. مجاهدین بجای تکیه بر نیروی مردمی قابل توجه خود به حمایت صدام و دولت آمریکا و سناتورهای آمریکایی دل خوش کردند.   

[تاریخ ارسال: 26 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: دکتر وفا]  [  ]  
بذر های تفرقه در برابر نيروهای آگاه و پيشتاز به بار نخواهد نشست. هر چه مستحکم تر باد اتحاد مجاهدين و فداييان و همه نيروهای سرنگونی طلب !! درود به شما خانم ميرهاشمي!   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بهار بهادری]  [  ]  
رفیق زینت درود بر تو و قلم شیوایت من بعنوان یک مارکسیست بخاطر اتحاد عمل رفقای فدایی با همرزمان مجاهد بسیار خرسندم. از طریق شما به تمامی رفقای فدایی درود میفرستم. شعار انقلاب بهمن هنوز در گوشم می پیچد که: درود بر فدایی - سلام بر مجاهد و در پایان ننگ و نفرت بر حاکمیت استبداد مذهبی و قاتلین مردم ایران   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
آقای فراهانی خیلی ممنون که: « پشيزی هم برای اين پرگوئيهای» من قائل نیستی. تعصب از جانب هر کسی که باشد نشانه نادانی و ضعف است. ما مردم ایران باید یاد بگیریم که با هم بحث سازنده داشته باشیم و از اتهام زدن و تکفیر و تحریم همدیگر خودداری کنیم و از انتقاد نترسیم. در حالیکه من گفتم که هواداران مجاهدین را مثل دیگران دوست دارم اما شما من را تحریم میکنی !! من از نظر فکری فرد مستقلی هستم و گروهی و سازمانی فکر نمی کنم و هیچ دلیلی وجود ندارد که من هواداران مجاهدین و دیگر سازمانها را دوست نداشته باشم اما در همین حال از تمام سازمانها و حتی مارکس و مارکسیسم انتقاد می کنم. در جواب دوست دیگری که از من خواسته که به نوارهای سخنرانی آقای رجوی گوش بدهم باید بگویم که من هم از ایران آمده ام و بخوبی مجاهدین را میشناسم اما من هم از نظر سیاسی و هم از نظر ایدئولژیک با مجاهدین و با کیش شخصیت ( حتی مارکس و لنین ) مخالف هستم و هیچکس را تحریم و تکفیر نمیکنم زیرا بطور نسبی به درستی اندیشه های خودم باور دارم. ساختن یک دنیای بهتر از خود ما شروع می شود.   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: رضا]  [ zendaniesiasi@yahoo.com ]  
با درود به شما نگارنده محترم و با درود به شورای ملی مقاومت و تمامی مبارزین راستین و اتحاد هر چه زودتر انها امیدواریم هر چه زودتر شورا بتواند با یک جهش کیفی به فاز جدیدی که توانایی جذب گروه های بیشتر و متنوع تری را داشته باشد وارد شود و مشعل امیدی را در دل ملت ایران بر افروزد و تخم یاس و نومیدی را بزداید. آنروز براستی روز مرگ دژخیمان خواهد بود. پاینده ایران پیروز ایرانی   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: اميراحمد]  [  ]  
با درود به شما خانم ميرهاشمي لطفا در اين باره بيشتر بنويسيد. موفق باشيد   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: هوادارسازمان پرافتخارمجاهدین]  [  ]  
مرورى بر تاريخچه مقاومت 1371 - مصاحبه رهبر مقاومت ايران نوار شماره يك نوار شماره دو نوار شماره سه نوار شماره چهار نوار شماره پنج نوار شماره شش نوار شماره هفت نوار شماره هشت لطفا آنهایی که مرتب حساب هواداران مجاهدین راازرهبرشان جدامیدانند لطف کرده وبه این بخش ازسخنرانی آقای مسعودرجوی گوش فرادهند شاید روشن شود که نه خیراقایان وخانمهاماهواداران میدانیم خوب هم میدانیم که پیروچه کسی باشیم که هستیم تاآخر.روشن شد!!!   

[تاریخ ارسال: 24 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
جناب نادر من با کسی که :«هواداران خوب سازمان مجاهدین ( را ) قربانی قدرت طلبی رهبری این تشکیلات » ميداند ، هيچ بحثی ندارم و پشيزی هم برای اين پرگوئيها قائل نيستم. شما را با يک نادر ديگر عوضی گرفته بودم.   

[تاریخ ارسال: 24 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [ nader_nl_1@yahoo.com ]  
آقای فراهانی من با سازمان مجاهدین اختلاف اصولی دارم اما شیوه حل اختلافات بحث سازنده است و اتهام زدن هیچ کمکی به ما نمی کند. این یک واقعیت است که دولتهای عراق و آمریکا از سازمان مجاهدین به عنوان ابزار فشار بر علیه دولت ایران استفاده کردند و به نظر من هواداران خوب سازمان مجاهدین قربانی قدرت طلبی رهبری این تشکیلات شدند. من هم در زندان شاهد شکنجه و اعدام هواداران سازمان مجاهدین بوده ام. من بین رهبری سازمان مجاهدین و هواداران آن فرق قائل هستم. از نظر من رژیم جمهوری اسلامی در حالیکه در حرف مخالف غرب است اما در عمل حتی بهتر از رژیم شاه به امپریالیسم کمک و خدمت میکند و حاضرم که این ادعای خود را ثابت کنم. آقای فراهانی من فقط دوستدار چپ نیستم و تمام کسانی که دلشان برای مردم می سوزد و در این را مبارزه می کنند را دوست دارم من حاضرم جانم را بدهم تا مخالفاان من بتوانند آزادانه با من مخالفت کنند. من قاضی بروگر را صالح نمی بینم تا در مورد مردم ایران قضاوت کند. قاضی بروگر در پاریس که شما از آن اسم برده ای، از نظر من یک مهره سیستم سرمایه داریی است که رژیم جمهوری اسلامی را بر ما مسلط کردند. من در انتقاد از تشکیلاتهای سیاسی فرقی بین تشکیلاتهای چپ و مجاهدین قائل نیستم و بطور مثال از نظر من تمام گروههایی که موضع مردم ایران را در جنگ بین دولتهای ایران و عراق دفاعی ارزیابی کردند و شرکت در این جنگ ارتجاعی را به مردم ایران توصیه کردند در واقع به تثبیت رژیم متزلزل جمهوری اسلامی کمک کردند.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: یک دوست]  [  ]  
آقای فراهانی قاضی بروگر در حکومت آقای سرکوزی دیگر کاره ای نیست و کار او را قرار است یک شورا اداره کند.بجز این شما چرا افراد را با چماق اینکه حرفهایی مشابه رژیم می زنند سر می کوبید خوبست با ملایمت و با منطق قضیه را برای همه باز کنید .شما فرض کنید مجاهدین مثلا آمدند خدای نکرده پس از سی سال یکبار هم که شده کار خطائی انجام دادند و رزیم جمهوری اسلامی آمد و از انها انتقاد نمود تکلیف بقیه چی هست؟البته من مساله همکاری با صدام حسین را اتهام نمی دانم مجاهدین رفتند تا با آخوندهای کثیف بجنگند حالا مملکت مملکت صدام حسین بود.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای نادر ، شما خودتان را يک دوستدار چپ معرفی کرده ايد.فکر ميکنم که انتقاد ! بقول شما از مجاهدين و يا رهبری مجاهدين کار بسيار خوبی است ، اما تهمت و مارک زدن همکار صدام و امريکا را نه تنها انتقاد نمی دانم بلکه روشی برای تخطئه و شانتاژ ميدانم. بيست و هشت سال است رژيم اپوزيسيونش را با انواع و اقسام اتهاماتی از قبيل جاسوس اين و يا آن کشور و يا همکار صدام و غيره سر بريده و قتل عام کرده است .شما اگر روی برنامه ها و مصوبات شورا اشکال و ايرادی ميبينيد بيائيد و آنرا نقد کنيد ولی اگر بر همکاری مجاهدين با صدام اصرار داريد ، پيشنهاد ميکنم هر چه سريعتر خود را به پاريس و نزد قاضی بروگر ،مسئول پرونده مجاهدين برسانيد ،چرا که آنها و اطلاعات رژيم آخوندی در بدر دنبال شاهدی برای اتهامات خود بر عليه مجاهدين ميگردند .   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: الف - سپهری]  [  ]  
خانم میر هاشمی نوشته تان مثل سایر نوشته ها جالب بود.تا جائی که به ساخت و ساز شورای ملی مقاومت بر می گردد این شورا ساخت و ساز جالبی دارد و یا داشته است و حداقل می توان گفت در خارج از ایران علیه جمهوری اسلامی فعالترین است و قابل تحسین می باشد.اماایا همین کافی است و شورا فکر نمی کند که باید با سایر نیروها بخصوص در داخل کشور پل ارتباطی بزندچون شورا نمی تواند با مجموع نقاط قوت و ضعف کنونی اش نماینده تمام مردم ایران باشد.مساله دیگراین هست که شورا علیرغم همه چیزش و شعارهائی که دارد در بسیاری اوقات توسط رفتارهای خانم رجوی که مجاهد بودن و مذهبی بودن او کاملا روشن می باشد دچار یک تناقض جدی می باشد.این تناقض را چطور شما در سازمان خودتان حل می کنید؟   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
با تشکر از آقای فراهانی، اما آقای فراهانی شاید باور نکنی که من فرقی بین هواداران سازمان مجاهدین و دیگر گروههای چپ قائل نیستم و همه را دوست دارم. در اینجا مثل بقیه سازمانها طرف خطاب من رهبری سازمان مجاهدین است. بعلاوه انتقاد همیشه دشمنانه و آنطور که شما گفتی شیطان سازی نیست. سازمان مجاهدین بخشی از مردم ایران است و بدنه این تشکیلات لازم است که با انتقادات شجاعانه خود رهبری را کنترل کند و این اصل در مورد تمام دیگر تشکیلاتها نیز صادق است. برای حصول پیشزفت، انتقاد و دیالوگ کاملآ ضروری است و نباید هیچ گروهی از انتقاد ما معاف شود و چه بهتر که تمام گروهها در برابر مردم از خود انتقاد کنند. با آرزوی یک دنیای بهتر.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
اين شيوه که مخالفان رژيم جنايتکار ج.ا و نيروهای اپوزيسيون را با زدن مارک "همکار صدام و چاپلوس آمريکا " و ديگر لاطا ئلات بخواهيم ازشان شيطان سازی کنيم ، را مدتهاست آخوندهای وقيح و تير خلاص زنهای مواجب بگيرشان امتحان کرده و جز بی آبرويی برايشان حاصلی ديگر نداشته است. اگر کسی باور ندارد ،باز هم امتحان کند.   

[تاریخ ارسال: 23 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
خانم زینت میر هاشمی آیا شما که خواستار:" از نظر سازمان چریکهای فدایی خلق ایران برای برقراری نظامی دموکراتیک، پلورالیستی، سکولار با جهتگیری سوسیالیستی" هستید فکر می کنید که شورای ملی مقاومت با پرچم شیر و خورشید نشان و برنامه برای ایجاد حکومت دمکراتیک اسلامی !! و همکاری با صدام و آمریکا می خواهد که برای شما حکومت سکولار با جهت گیری سوسیالیستی ایجاد کند !!   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.