شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آسیب شناسی خشونت - جریان شورش اعتراضی علیه جیره بندی بنزین

نادر وهابی

شورش گسترده ناشی از جيره بندی بنزين با چندين کشته و به آتش کشيدن تعداد قابل توجهی از پمپ های بنزین ها و نیز حمله به تعدادی از بانک ها و مراکز نظامی رژیم موقتا به پایان رسید. و یک بار دیگر مضمون و سمت و سوی چنین جنبش های خودجوش را مو­رد بحث قرار داد. درگيری، نارضايتی و اعتراضات مردم به قدری دامنه دار بود که رژیم ناچار شد نيروهای انتظامی خود را در تهران به حالت آماده باش درآورد تا از ابعاد خیزش و تبدیل آن به قیام جلوگیری کند. سئوالی که در این مورد می توان طرح کرد آیا این حرکات خودجوش می تواند جامعه را به سوی جنبش اجتماعی گسترده علیه رژیم سوق دهد؟ حد و حدود استفاده از تاکتیک های خشونت آمیز در کجاست؟ آیا چنین تاکتیک هایی می تواند در نهایت به جابجایی قدرت منجر گردد؟ آیا در صورت تحقق چنین جابجایی سیاسی از طریق تاکتیک خشونت، نظام جدید تا چه اندازه می تواند دمکراتیک باشد و سایر نیروهای دگراندیش را تحمل کند؟ در این مقاله سعی می­شود به این سئوال­ها پاسخ داده­شود.

ادامه مقاله حول محورهای زیر دنبال می گردد:

ا- اطلاعیه دولت و علل سباسی و اقتصادی طرح جیره بندی بنزین

2- چگونگی شکل گیری شورش و بیلان تلفات اقتصادی و انسانی

3- دو تفسیر متفاوت از سیاست وقهر

4- نتیجه گیری

************

 

ا- اطلاعیه دولت و علل سباسی و اقتصادی طرح جیره بندی

روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآوردهاي نفتي ايران، به موجب بند «و» و  تبصره 13 قانون بودجه سال 1386 و برابر تصميمات مورخ 30 خرداد ماه 1386 (20 ژوئن 2007) هيات نمايندگان ويژه  در تبصره 13 قانون مذكور، از ساعت 24 روز سه شنبه مورخ 5 تیرماه 1386(26 ژوئیه2007) سهميه‌بندي بنزين  براي كليه وسايط نقليه بنزين‌سوز، اعم از خودرو و موتورسيكلت را صرفاً منوط به دارا­بودن كارت هوشمند سوخت دانست و طی جدولی سهمیه خودروهای متفاوت را اعلام نمود که بخشی از جدول را در زیر مورد مطالعه قرار می­دهیم.   (1)

رديف

نوع وسيله نقليه

نوع سوخت مصرفي

سهميه‌ ماهانه (ليتر)

دوره سهميه‌ (ماه)

حداكثر ذخيره (ليتر)

حداكثر بنزين تحويلي در يك مرحله سوخت‌گيري(ليتر)

حداكثر تعداد دفعات سوخت‌گيري روزانه

1

سواري شخصي

بنزين

100

4

400

60

3

2

سواري شخصي

دوگانه‌سوز

30

4

120

60

2

3

سواري دولتي

بنزين

300

1

300

60

3

4

سواري دولتي

دوگانه‌سوز

60

1

80

60

2

5

تاكسي

بنزين

800

1

300

60

2

بر اساس اين جدول منظور از سهميه‌ ماهانه، مقدار بنزيني است كه طي دوره يك ماهه به وسيله نقليه متناسب با كاربري مربوطه تعلق مي‌گيرد. منظور از دوره سهميه، مدت زمان امكان استفاده از سهيمه تعيين شده در آن زمان است، به گونه‌اي كه خودروهاي سواري شخصي و موتورسيكلت‌ها ‌بتوانند سهميه چهار ماه آينده را بنا به اختيار خود، متناسب با نياز استفاده كنند. ساير خودروها از جمله خودروهاي عمومي قادر خواهند بود سهميه تعيين شده ماهانه را در طول هر ماه برابر نياز استفاده نمايند. توضيح اينكه قرار است دوره سهميه خودروهاي سواري شخصي و موتورسيكلت‌ها در آينده نزديك از چهار به شش ماه افزايش يابد.

اين گزارش مي افزايد: منظور از حداكثر ذخيره، ميزان بنزيني است كه مي‌توان از يك دوره به دوره بعد منتقل نمود و همراه با سهميه دوره جديد مورد استفاده قرار داد. اين امر موجب خواهد شد كه دارندگان خودرو با آزادي عمل بيشتر در مورد چگونگي مصرف سهميه ‌بنزین برنامه‌ريزي و برابر نياز واقعي از آن استفاده نمايند.

در ادامه اين خبر تاكيد شده است:مصرف‌كنندگان وسايط بنزين‌سوز غير از حمل و نقل زميني، اعم از صنعتي، خدماتي، كشاورزي و دريايي مي‌توانند جهت اطلاع‌ از نحوه تأمين بنزين مورد نياز و دريافت حواله به مناطق و نواحي شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران در سراسر كشور مراجعه نمايند.

اطلاعیه می افزاید، آن دسته از دارندگان خودرو كه به هر علتي، تاكنون كارت هوشمند سوخت دريافت ننموده‌اند، لازم است براساس اطلاعيه‌هاي قبلي براي پيگيري و دريافت كارت به دفاتر پستي سراسر كشور و همچنين دارندگان موتورسيكلت به كلانتري­ها و مراكز منتخب نيروي انتظامي مراجعه نمايند.

اما نه این اطلاعیه و نه هیچیک از مقامات رژیم اشاره ای به علل این تصمیم غافل گیرانه ننمودند. علیرغم این خودسانسوری، وزیر کشور رژیم، مصطفی پورمحمدی، در جلسه غیر علنی مجلس صبح چهارشنبه 6 تیر ماه 1386(27 ژوئیه 2007)، پس از ناآرامی های شب قبل از آن، ناچار شد به عامل تحریم بین المللی قریب الو قوع اشاره کند: " پیشرفت کارها و تصحیح گرفتاری هایی که از قدیم باقی مانده هزینه می خواهد. باید یا حسین گفت و رفت زیر بار. ما به خیالمان بود که ممکن است با این ماهواره ها و رایوها مردم چند ساعاتی در خیابان ها بمانند و کلی افراد کشته شوند تا شهر آرام شود، اما به شما مژده بدهم که تا به حال تنها گزارش سه تا کشته رسیده که یکی هم از اوباش با سابقه است که خودش خودش را آتش زده است! صبح، بعد از نماز صبح که اوضاع شهر را به عرض رساندیم فرمودند که برایتان دعا کرده بودم. شما همین روزهاست که برای انتخابات به میان مردم می روید، البته که الآن هم از آن ها با خبرید اما وقتی هفته آینده رفتید خواهید دید که مردم با بسته تبلیغاتی که تدارکش دیده شده در جریان هستند، می دانند که وقتی کنگره آمریکا دارد تصمیم به جلوگیری از واردات بنزین می گیرد چاره ای نبود که به آنها نشان بدهیم که ماجرا حل شده است. اما برای اطلاعتان عرض می شود که ما از سهمیه بندی فعلا تبلیغاتش را لازم داریم که نشان بدهیم که اوضاع مهارشده....." (2)

هم چنانکه مصاحبه نشان می دهد علت اصلی تصمیم غافلگیرانه دولت به منظور مقابله با تحریم احتمالی بنزین توسط شورای امنیت، بوده است که ناظر به بعد سیاسی جیره بندی است. اما بنا به نظر کارشناسان اقتصادی، رژیم ناگزیر به این تصمیم بود زیرا چهار پنجم از بودجه خرید بنزین در سه ماهه اول سال1386 مصرف شده بود و دولت تنها به مدت 40 روز بودجه برای خرید بنزین در اختیار داشت. علی فراهانی، مدیر تامین و توزیع فر آورده­های نفتی با اعلام اینکه" در صورت سهمیه بندی نشدن بنزین و ادامه روند فعلی، بودجه 2.5 میلیادر دلاری بنزین در دهه اول مرداد ماه تمام می شود" گفت: " از ابتدای سال تا پایان خرداد، حدود 2 میلیارد بنزین وارد کشور شده است و چنانچه اگر این طرح پیاده نگردد و در صورت ادامه روند فعلی، کشور قطعا تا پایان سال به بیش از 2.5 میلیارد دلاردیگر برای واردات بنزین نیاز خواهد داشت". فراهانی هم چنین خبر داد: " در خرداد 1386، متوسط مصرف بنزین روزانه 76.2 میلیون لیتر بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل 6.4 در صد رشد مصرف را نشان می دهد.". (3)

آنچه که قابل تعمق است مجموعه تولید داخلی بنزین حدود 45 میلیون بشکه در روز است و رژیم نا چار است حدود 40 در صد را از خارج وارد کند و این امری بود که از ابتدای خرداد ماه سال جاری بر مقامات رژیم آشکار و هویدا بود اما به دلیل نگرانی از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی طرح سهمیه بندی بنزین، اجرای آن همواره به تاخیر افتاده بود و سرانجام دولت سعی کرد تا با به حداقل رساندن زمان اعلام رسمی در وسایل ارتباط جمعی و زمان شروع جیره بندی، سه ساعت ( بین 21 شب تا 24 شب)، ضمن غافلگیری مردم، صبح روز بعد آنان را در برابر عمل انجام شده قرار دهد. تاکتیکی که نتیجه معکوس داشت و موجی از خشم، نفرت و واکنش خشونت آمیز از همان نیمه شب در کوچه و خیابان بر انگیخت و این استانداران، فرمانداران و مقامات انتظامی و سرکوبگر بودند که غافلگیر شدند. (4) در این مورد، فرمانده نیروی انتظامی در تهران طی مصاحبه ای اعلام کرد" که حتی نیروی انتظامی نیز از اعلام شبانه طرح سهمیه بندی بنزین غافلگیر شده بود و با وجود اینکه این نیرو تدارکات لازم برای مهار بحران های احتمالی در نظر داشت ولیکن اعلام شتاب زده و بدون هم آهنگی دولت حتی نیروی انتظامی را نیز در معرض کار انجام شده قرار داد."(5)

 

2- چگونگی شکل گیری شورش و بیلان تلفات اقتصادی و انسانی

با اعلام جيره بندی بنزين در تهران و بسياری از شهرهای بزرگ کشور، دولت احمدی نژاد با بحرانی مواجه شد که برای نخستین بار از آغاز به قدرت رسیدن وی، بی سابقه بود. در يک تصميم شبانه و بدون هيچ گونه اطلاع رسانی قبلی ، اعلام شد که طرح سهميه بندی بنزين از نيمه شب سه شنبه آغاز می شود.

لحظاتى پس از آنكه خبر اجراى اين طرح از رسانه‌هاى عمومى در شب سه شنبه پنجم تیر ماه 1386 (26 ژوئن 2007) پخش شد، از ساعت 21، جايگاه‌هاى عرضه بنزين شاهد هجوم تعداد زيادى از شهروندان و خودروهاى شخصى و عمومى بود كه به منظور پركردن باك خودروی خود به این جايگاه‌ها سرازير شده بودند. اكثر دارندگان خورو به لحاظ روانى تحريك شده بودند كه تا قبل از ساعت ۲۴ اقدام به دريافت بنزين بدون سهميه بكنند.  

ازدهام جمعیت و صف های طویل مردم با پیت های حلبی و گالن در برابر پمپ بنزین ها، ترافیک سنگین در تهران و شهر های بزرگ، بسته شدن بسیاری از خیابان ها و میادین مرکزی شهر، بوق ممتد ماشین ها به دلیل حاکم شدن فضای عصبی بین رانندگان و سرانجام کابوس یک شورش عمومی رژیم را به گونه­ای غافل گیر نمود که نتوانسته بود برای چنین واکنشی پیش بینی لازم را بنماید و از این نظر موجی از حرکت های اعتراضی ایجاد شد که به طور اساسی خصلت خودجوش، فاقد سازماندهی، طراحی و برنامه ریزی بود و رژیم به نیروهای خویش آماده باش داد تا در صورت گسترش دست به سرکوب بزنند. جمع بندی مختصر از بیلان تلفات انسانی و اقتصادی ضروری می نماید.

 

الف- تهران:

سایت خبری "نوروز" در روز پنج شنبه هفتم تیرماه 1386 (28 ژئن 2007) وضعیت را چنین گزارش می کند: (6)

"در نا آرامی هایی که در پی اعلام ناگهانی سهمیه بندی در تهران روی داد دست کم سه نفر کشته شده اند. به گزارش رسانه های ایران شب نخست اعلام سهمیه بندی، در گیری های گسترده­ای در پمپ بنزین های مختلف در سطح تهران روی داده است. این درگیری در روزهای بعد نیز ادامه داشته و مراکز زیر هدف حمله بوده است:

- حدود 17 پمپ بنزین در مناطق گوناگون

- حمله به چند کلانتری و مجروح و آسیب دیدگی تعدادی از ماموران

-حمله معترضین به چند بانک و فروشگاه از جمله فروشگاه شهروند

- واژگونی و به آتش کشیدن چند دستگاه مینی بوس و اتوبوس شرکت واحد

- به آتش کشیدن تعدادی از کابل های اتوبوس های برقی و مسدود کردن بخشی از تعدادی خیابان

 

ب- شهرستان ها

در شهرستان ها واکنش های اعتراضی مشابه تهران بود که عمده ترین آن در تبریز، شیراز، اصفهان، ایلام و برخی شهر های بزرگ دیگر بود اما شدت خشونت و درگیری در یاسوج مرکز استان کهکیلویه و بویر احمد حادتر و قوی­تر از نقاط دیگر بود.

در یاسوج، معترضان به ساختمان های فرمانداری، شهرداری، بانک ها و پمپ بنزین ها حمله کردند و پس از تخریب پمپ ها، دفتر شرکت پخش فرآورده­های نفتی را به آتش کشیدند. دست کم سه نفر در ناآرامی های شهرستان یاسوج کشته شدند. مرگ دوتن از این افراد به تایید معاون اجتماعی و ار شاد نیروی انتظامی استان رسیده اما وی در خصوص کشته شدن یک زن که بر اثر جراحات ناشی از گلوله به بیمارستان بهشتی یاسوج انتقال یافته بود توضیحی نداد. غلامعلی توسلی به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفته است : "جواد زمانی فرزند شیروان 21 ساله و سید رضا خاتمی فرزند گل محمد 25 ساله، کشته شدگان تجمع های اخیر یاسوج هستند که مراتب به خانو اده های آنان اطلاع داده شده است" (7). وی تعداد دستگیر شدگان را 160 نفر اعلان کرد که همه آنان در زندان بسر می برند.

رئیس انجمن جایگاه داران سراسر کشور در یک جمع بندی از میزان خسارات وارده به بیلانی اشاره می کند که قابل تعمق است:

" حدود 30 درصد جایگاه­های کشور تخریب کامل شده که به طور متوسط هریک بین 300 تا 400 میلیون تومان ضرر دیده اند"

روزنامه سرمایه با استناد به اظهارات رئیسی فر خسارات وارده بر 30 درصد این جایگاه ها را " بیش از225 میلیارد تومان خسارت در شب اول اعلام کرد."

دولت احمدی نژاد که هیچ گونه راه حل دیگری جز سرکوب نداشت طی دو ابلاغیه­ای در روزهای سه شنبه و چهارشنبه اکیدا از مطبوعات خواست که از انتشار هرگونه خبر اعتراضی خودداری کنند. هم چنین به نیروهای انتظامی دستور داده شد تامانع هرگونه تصویربرداری و فیلم برداری از پمپ بنزین ها گردند. این سانسور حتی در ادامه خود، باعث قطع ناگهانی شبکه ارتباطات سیار و ارسال پیام کوتاه تلفنی(SMS ) از ظهر چهارشنبه گردید.

 

3- دو تفسیر متفاوت از سیاست و قهر

بدون هیچ تردیدی در کشوری که بر دریای نفت و گاز بناشده است، مردم هنگامی که با سهمیه بندی بنزین آنهم به طور غافلگیرانه و شبانه مواجه می شوند و هنگامی که همه راه های مشروع اعتراضی در مقابل آنها بسته است توسل به قهر و خشونت تا آنجایی که به روانشناسی اجتماعی جامعه ایران مربوط می­شود امری طبیعی و قابل فهم است. اینجاست که مردم هنگامی­که می بینند این رژیم قادر به حل تضادهای ساده این چنینی نیست ولی در عوض آنان را در گیر پروژه های بلندپروازانه غنی سازی اورانيوم و تحريم های ناشی از آن می کند، به این گونه واکنش­ها روی می­آورند که طبیعی و قابل پیش بینی است. آنها حق دارند بپرسند که به چه دلیل پالايشگاه تصفيه بنزين به اندازه کافی در ایران ساخته نشد؟ به چه دلیل شب هنگام غافلگیر می شوند؟

شورش بنزين بازتابی از نمايش عمومی بی اعتمادی مردم به دستگاه مديريت تمام گرا و ناکارايی است که به جای رفع نيازهای ضروری مردم، بیشتر به بقای خود فکر می کند و در کنار سرکوب وحشيانه اعتراضات مردم, از تحميل هيچ فشار و مضيقه ای بر شهروندان دريغ ندارد و از این رو چنین به نظر می رسد تداوم این نوع حرکات خودجوش اعتراضی مردم به جان آمده، تا ورود همه جانبه عنصر اجتماعی به عنوان یک جنبش صلح خواهی سیاسی عمومی، اجتناب ناپذیر می نماید زیرا روحیه ظلم ستیزی به طور عام در جامعه حاکم است که بازتابی از تضاد عمیق اقشار مختلف اجتماعی با حاکمیتی است که فاقد مشروعیت جامعه شناختی است.

سرشت استبدادمدارانه طولانی مدت جامعه ایران، عدم پذیرش تاریخی اپوزیسیون به مثابه مانع ساختاری برای هر دو نظام شاه و جمهوری اسلامی و سرانجام فقدان اپوزیسیون سراسری و قوی در پیوند با خیزش های درون جامعه ایران موجب می شود که توده های جان به لب رسیده، هنگام واکنش به گونه ای افراطی و توام با خشونت عمل کنند.

اما اگر از این سطح واکنش خودبه خودی توده ها بگذریم، پرسش این است تا چه حد باید واکنش های اعتراضی خشونت آمیز را حمایت و تشویق نمود؟ آیا در اوضاع بین المللی پس از 11 سپتامبر که هرگونه مبارزه مسلحانه و قهرآمیز با مارک تروریسم مشروعیت زدایی می شود کماکان توسل به قهر راه حل درست و عقلایی است؟ پاسخ به این سئوال خارج از محدودیت های این مقاله است و احتیاج به کار تحقیقی جداگانه دارد. ولی در حد این مقاله به دو رویکرد متفاوت از سیاست اشاره می کنم که در کانون خود امرکنش گری سیاسی را با عنصر قهر و خشونت در ارتباط قرار می دهد.

 

الف- رویکرد خشونت در مقابل خشونت

این نظرگاه از این فرضیه دفاع می کند که جمهوری اسلامی از بدو پیدایش خود، زبانی به جز زبان قهر، سرکوب و خشونت نداشته است و حتی در اعتراض اخیر توده های خشمگین نسبت به طرح سهمیه بندی بنزین، با ریختن خون حداقل 6 تن از معترضین ثابت نموده است که بین بقای حاکمیت خویش و راه انداختن حمام خون به منظور حفظ این بقا، همواره راه حل دوم را انتخاب می کند. حتی بر خلاف تمامی عادات و رسوم دیپلماتیک، با ترور زنده یاد قاسملو بر روی میز مذاکره در تاریخ تیرماه 1367 در وین، مدار جدیدی از توحش و عقب ماندگی فکری را به نمایش گذاشت که بر خلاف تمامی پرنسیب های شناخته شده عرف بین المللی است. مدافعان این نظریه بر تعداد کمّی بالای اعدامی ها در جمهوری اسلامی تاکید دارند و این کمّیت بالا را دلیلی مضاعف بر توسل به قهر و خشونت در مقابل رژیم می دانند. آنان تاکید دارند که شکل گیری نهادهای سرکوبگر از آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی(سپاه پاسداران، کمیته ها، بسیج و نیروهای موازی مانند حزب الله) فقط به منظور شکار دگراندیشان و مخالفان سیاسی نظام بوده است و از این نظر تاهنگامی که این نهادهای سرکوب باقی است باید بر اشکال متفاوت قهر و تاکتیک های خشونت آمیز تاکید نمود و در نهایت با قهر انقلابی پوزه رژیم را به خاک مالید. (8)

به بیان جامعه شناسی استدلال این اردو را شاید بتوان بر نظرگاه تاریخی ماکس وبر ارجاع داد که بر این باور است که سیاست نمی تواند بدون سرکوب عمل کند. به اعتقاد "وبر"، سیاست، فرآیند نظم بخشیدن و سامان دادن به خشونت است زیرا سرکوب به مثابه یکی از پایه های اصلی نظم سیاسی است. (9)

 

 ب- جنبش صلح در مقابل خشونت

بدون هیچ تردیدی استدلال مدافعان خشونت در مقابل خشونت از یک پراگماتیسم مبارزاتی ناشی می شود که از ابتدای سرکوب گسترده رژیم در دهه 1360 و برکناری نخستین رئیس جمهوری قانونی، ابوالحسن بنی صدر در خرداد ماه 1360، به رگبار بستن مردم در تظاهرات صلح آمیز 30 خرداد 1360توسط پاسداران و متعاقب بزرگترین مهاجرت سیاسی تاریخ معاصر ایران،بخشی از اپوزیسیون رژیم را به این نتیجه رسانده است که باید بر عنصر قهر انقلابی تاکید نمود و هرگونه عقب نشینی از این تابو منجر به میدان دادن به جریانات سازشکار و عناصری می شود که خواهان تغییرات تدریجی و اصلاحی هستند و در نهایت به حفظ رژیم می انجامد و مانع از تغییرات بنیادی می گردد. این نظرگاه، برخاسته از جنبش های رهایی بخش دهه های 1960 و 1970 است که از نظر تئوریک نتوانسته با مجموعه تحولات بین المللی و منطقه ای پس از جنگ سرد و فروپاشی دیوار برلین، خود را باشرایط جدید انطباق دهد. و از این رو ضروری می نماید یک برخورد تئوریک جدید با مقوله قهر انقلابی و اساسا درک و فهم جدید از مفهوم انقلاب گردد. نگارنده جنبش صلح خواهی را در مقابل مدافعان اردوی خشونت و قهر پیشنهاد می کنم که بر موارد زیر استوار است: (10)

 

نخست- از دهه 1980 به این سو گذار مسالمت آمیز قدرت از تعدادی از رژیم های دیکتاتوری به رژیم های دمکراتیک موجب گشوده شدن افق جدیدی از تغییرات انقلابی و رادیکال گردید که در دوران جنگ سرد اساسا امکان پذیر نبوده است. تجارب کشورهایی مانند چکسلواکی، آفریقای جنوبی، شیلی، آرژانتین و اروگوئه باعث شد که بخشی از جامعه شناسان و محققان را به سمت رفرم های عمیق به جای انقلاب سوق دهد. بدون هیچ تردیدی ساختار جمهوری اسلامی با هریک از این کشورها متفاوت است ولی به عنوان یک مدل عبور به دوران دمکراتیک قابل تعمق است. جهان پس از جنگ سرد قوانین و ظرافت های خاص خویش را داراست که تاکتیک قهر و خشونت جنبش های رادیکال را به چالش می طلبد. زیرا بلافاصله متهم به تروریسم می شوند. مارک خوردن به ناحق تروریستی مجاهدین و اتلاف انرژی آنان برای تقابل و خلاصی از این مارک، ناظر به فضای جدید جهان پس از 11 سپتامبراست که برای جنبش های انقلابی و رادیکال جهانی اکسید کننده و فرسایشی است. هوشیاری مجاهدین در تحویل سلاح­های خویش به ارتش آمریکا در دسامبر 2004 و تاکیدات بعدی آنها برای رفراندم بازتابی از درک آنان از شرایط جدید است.

 

دوم- بدون هیچ تردیدی رابطه بسیار مستقیمی بین نحوه به قدرت رسیدن یک جنبش سیاسی و چگونگی مدارا و تعامل آن با دگراندیشان در دوران گذار به سوی دمکراسی است. پرسش از همه کسانی که در شرایط فعلی منطقه­ای و بین­المللی به طور غیر مسئولانه ترویج خشونت و قهر (آتش زدن، ترور ...) را می کنند، این است که آیا به عواقب زیانبار گسترش اجتماعی جریاناتی که به قهر  معتقدند، تامل می کنند؟ به کدام جریان سیاسی در جامعه ایران می توان اعتماد کرد که پس از رسیدن قدرت از طریق سرنگونی قهر آمیز این رژیم، به آرای دمکراتیک مردم احترام بگذارد و در صورت پیروز نشدن در انتخابات، قدرت را به رقیب انتخابی خود بسپارند؟ در میان نمو نه های تاریخ معاصر جهان، دانیل اورتگا­ی ساندینست ها نخستین رهبر مارکسیست است که به آرای مردم احترام گذاشت و سنتی را پایه ریزی نمود که قابل تحسین است. اما تجربه خاورمیانه نشان داده است که ساختارهای اندیشه برخی از رهبران جریانات ایدئولوژیک، به دلیل عدم باور عمیق آنها به دمکراسی، در صورت پیروزی به آسانی از قدرت کناره نمی گیرند. تجربه جنبش حماس و حذف فیزیکی مخالفان سیاسی خویش در ماه ژوئن 2007، با توسل به سلاح، صفحات بسیار سیاه و دردناک مبارزات مردم فلسطین است که نیازمند درس آموزی برای سایر مبارزان در خاور میانه است.

 

سوم- سه رویداد بزرگ تاریخ معاصر ایران( کودتای اسفند 1299، کودتای 28 مرداد 1332 و انقلاب 1357) صرف نظر از تفاوت های ماهوی، سیاسی و تاریخی کنش گران سیاسی هر مقطع، در حافظه جمعی و تاریخی مردم ایران نتایج اسف­بار جامعه شناختی و روان شناختی به جا گذاشته است که پالایش آن بسیار بسیار مشکل است. به طور طنز آمیزی، مردم ما در حافطه تاریخی خویش، تغییرات سیاسی را با "جاری شدن خون" تعریف و درک کرده اند و متاسفانه چنین به نظر می رسد که روان شناسی اجتماعی مردم سرزمینی که به دیدن "جاری شدن خون" عادت کرده است خیلی زود یاد می گیرد که نمی توان بدون خونریزی و قهر تغییر را محقق نمود. به پا خاستن علیه بازتولید این دور باطل "قهر و خشونت ،تغییر سیاسی، و دوران ترور "را به عنوان نظریه جدید که بر عنصر صلح و نفی خشونت است، تاکید می کنم. در صد سال گذشته این دور باطل خشونت، نظرگاه تغییرات سیاسی حاکم بر کشور ما بوده است. آیا نمی توان مدل دیگری جستجو نمود که اثری از دور باطل خشونت نباشد؟

 

چهارم، تاکید بر جنبش صلح در مقابل خشونت به هیچوجه به معنی پذیرش مشروعیت این رژیم و چشمداشت برای اصلاحات ازدرون آن نیست. این رژیم هیچگونه از مشروعیت های کلاسیک سه گانه جامعه شناختی را پس از مرگ خمینی دارا نیست اما باید شرایط جدید بین المللی را فهم نمود و نسبت به درک و دریافت نو از یک سری مفاهیم دست به تلاش تئوریک زد. به عنوان مثال مفهوم انقلاب و تغییرات بنیادی از انقلاب کبیر فرانسه به این سو همواره دستخوش بحث های مهم نظری چه در تعریف و چه در به کار گیری ابزار رسیدن به این هدف بوده است. پس از جنگ سرد و در آستانه قرن بیست و یکم نیاز مند به تعریف جدید از مفهوم انقلاب داریم که ضمن اینکه می باید دارای خصلت تغییرات بنیادی باشد اما بیشتر باید تاکید بر شعور و تعقل گرایی باشد تا بر شور و احساسات سطحی و عوام فریبانه و اطاعت کورکورانه از بالا.  (11)

 

 

نتیجه گیری :

با ادای احترام و همدردی با خانواده­های داغدار حدود شش قربانی جان باخته در جنبش اعتراضی 5، 6 و تیرماه 1386 خورشیدی، به عنوان نتیجه گیری باید تاکید کنم که اعمال خشونت، در پی خود، خشونت جدید می آفریند و برای پایان بخشیدن به این دور بیهوده تکراری، باید بر جنبش صلح در مقابل خشونت اصرار ورزید. این سبک از کسب قدرت، درست در نقطه مقابل چهار انقلاب کلاسیک جهانی(انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب صنعتی انگلستان، انقلاب سیاسی آمریکا و انقلاب اکتبر روسیه)قرار می گیرد که دوران گذار را باترور، سرکوب و خونریزی پشت سر نهادند. آیا این سبک نوین کسب قدرت، به مفهوم رابطه جدید بین کنش گران سیاسی در دوران بحران است؟  آیا تاکید بر این مدل جدید از جابه جایی قدرت ما را در معرض اتهاماتی نظیر سازشکار، 2 خردادی و اصلاح طلبی قرارنمی دهد؟آیا ساختارهای قوی ضد دمکراتیک در جمهوری اسلامی(نهاد ولایت فقیه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، شورای تشخیص مصلحت، سپاه پاسدران، بسیج و انصار حزب الله) می توانند اپوزیسیون را تحمل کنند و در مسیر کسب قدرت به این شکل اقدام کنند؟ پاسخ به این سئوال و مکانیزهام برون رفت از بحران خارج از محدوده این مقاله است و به فرصتی دیگر موکول می کنم. اما به عنوان نکته پایانی، مشکل پیش از هرچیز در باور ها و ساختارهای اندیشه است که می باید با نگاهی نو در کنش گری سیاسی عجین گردد. این نگاه نو هزینه می طلبد و بخش مشکل و جانکاه آن گشودن بحث در حیطه نظری جنبش است تا عموم مشتاقان به تغییرات بنیادی و آزادی در ایران را به ورود به آن تشویق نماید. در این تلاش فکری ما تنها نیستیم.  

تعدادی از اندیشمندان و فلاسفه علوم اجتماعی برای خروج از سیکل تکراری خشونت نظرگاه دیگری را پیشنهاد می کنند. "هانا آرِنت" و "پُل ریکِر" سیاست و سرکوب را برخلاف ماکس وبر در تقابل هم می بینند و معتقدند سیاست بدون خشونت می تواند به بقای خود ادامه دهد. از این رو به عنوان فلاسفه غیر واقع بین، ذهنی گرا و اتوپیست در مقابل "ماکس وبر" قرار داده می شوند. اما تجربه کشورهای چکسلواکی، آفریقای جنوبی، شیلی، آرژانتین و اروگوئه نشان داده است که این نگاه از سیاست، علیرغم مشکلات و پیچیدگی های اجرایی خود، محقق شدنی است. هانا آرنت، سیاست را به مفهوم روابطی از قدرت می بیند که از روند تعامل اندیشه های گوناگون به وجود می آید که اساسا بر ویژگی های سلطه گرایانه و یا مجموعه توانایی های صرف فردی استوار نیست. به این معنا که یک فرد یا یک گروه نمی تواند به جای دیگران تصمیم بگیرد و در نتیجه قدرت سیاسی در لایه های مختلف جامعه توزیع می شود و زمینه های سیستماتیک برای ورود به جامعه مدنی و مبتنی بر قانون آماده  می شود. این نگاه نو از سیاست احتیاج به یک کار فرهنگی گسترده و با حوصله درتمام سطوح جامعه دارد تا بتوان به طور اجتماعی، اکثریت افراد را برای ورود به جنبش صلح خواهی و نفی خشونت با خود همصدا نمود. (11)

 

منابع:

1-برای اطلاعات بیشتر ر.ک.ب : http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-949237&Lang=P ، 26.06.2007

2- کیهان هفتگی لندن، شماره 1163،  پنج شنبه 14 تا چهارشنبه 20 تیرماه 1386 خورشیدی،صفحه: 2

3- کیهان هفتگی لندن، شماره 1162،  پنج شنبه 7 تا چهارشنبه 13 تیرماه 1386 خورشیدی،صفحه: 2

4- کیهان هفتگی لندن، شماره 1163، همان منبع،،صفحه: 1

5- کیهان هفتگی لندن، شماره 1163، همان منبع، صفحه:1 و 2

6- کیهان هفتگی لندن، شماره 1163، همان منبع، صفحه:1 و 2

7- کیهان هفتگی لندن، شماره 1163، همان منبع، صفحه:2

8- به عنوان نمونه مراجعه شود به مقاله دوست گرامی آقای بیژن نیابتی "مقاومت قهر آميز ترديد بردار نيست!" http://www.didgah.net/، بازخوانی : 8 ژوئیه 2007.

9- برای اطلاعات بیشتر از نظر ماکس وبر در این زمینه ر.ک. ب : کتاب نگارنده، نادر وهابی، جامعه شناسی مجازات در دوران گذار، محاکمه صدام حسین، آلمان، نشر نیما، تیرماه 1386، صفحه : 27-36.

10- برای اطلاعات بیشتر در مورد تاکید بر جنبش صلح در دوران گذار ر.ک.ب : نادر وهابی، جامعه شناسی مجازات در دوران گذار، محاکمه صدام حسین،  همان منبع، صفحه: 97-106

11- به عنوان یک نمونه ازتاکید بر جنبش صلح به اطلاعیه زیر مراجعه شود:

به اطلاع هم وطنان گرامي  مي رساند

كميته مبارزات ملي ايران يك كميته فراحزبي و فرا گروهي كه به منظور حمايت از مبارزات مدني و مسالمت آميز مردم ايران تاسيس شده است در روزها و شبهاي گذشته به همت شماري از فعالين سياسي ، مدني و كارگري و همچنين شماري از دانشجويان مبارز در تهران و شهرستانهاي اطراف بيش از 5 هزار بيانيه در اعتراض به سهميه بندي بنزين بين مردم توزيع كرد و از آنان دعوت نمود تا در روز جمعه 22 تير ماه در ميدان انقلاب از ساعت 6 بعداظهر تا 9 شب به صورت مسالمت آميز و بدور از خشونت دور هم گرد آمده و به سهميه بندي بنزين اعتراض نمايند

12- برای اطلاع ببشتر از نظرات فیلسوف آنا هارنت ر.ک.ب : ساندرین لو فرانک، سیاست های بخشش، انتشارات پوف، 2002، به فرانسه:

Lefranc Sandrine, Politiques du pardon, Paris, Ed, PUF, 2002, p.205

 

و نیز، نادر وهابی، جامعه شناسی مجازات در دوران گذار، محاکمه صدام حسین، آلمان، نشر نیما، تیرماه 1386، صفحه : 27-36.

یکشنبه  15  ژوئیه2007 (24 تیر ماه 1386 خورشیدی)



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از نادر وهابی:




[تاریخ ارسال: 16 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهره مهاجر]  [ ووووووووووووووووووووووو ]  
آقای محترم از اینکه زحمت کشیده اید و محققانه نوشته اید . خسته نباشید. اما کشور هایی که نام برده اید . وابسته ی به قدرت ها بودند و به دستورات از خود بهترانشان عمل کردند . وگرنه بر آنان همان می رفت که بر رهبر ان وابسته رفته است.و غیر این . رژیم شیطانی نشسته بر تخت شاهان خون آشام در ایران.از یک مشت گانگستر تشکیل شده است. که باید . مثل خودش با آن عمل کرد.اصلا قانون و انتخابات و حقوق بشر و بر خورد نرم و منطقی را نمی فهمد و نمی شناسد.زهر خالص است . و پادزهرش هم معلوم است. و این نظرات انسانی شما . برای سر این رمالان زیادی است . و بیشتر کاردش را تیز میکند . بدون اینکه نظر شما تیز کردن چاقوی این قصابان بی رحم باشد.و سنگسار و تجاوز و تو طئه و اعدام و غارتگری های این بچه ابلیس ها پاسخی است به امثال این دیدگاه های انسانی امثال شما . وقتی امام اول شیعیان گفته اند . تکبر در برابر متکبر عبادت است. فکر میکنید . ادب و نزاکت و اخلاق پنبه ای در برابر این تیغ کشان پاسخ بجا و درست و نتیجه بخشی هست !؟ منکه چنین تصوری ندارم. من فقط تعجب می کنم از آقایان نارنجی اندیش که خیلی اهل تفکر لطیف شده اند. امیدوارم . آقایان از احمد زاده ها و حنیف نژاد ها و دکتر شریعتی ها در س رویارویی با بدترین ستمگران دوران را بگیرند و ایران و ایرانی و جهانیان را از شر اشرار حاکم بر ایران نجات دهند...   

[تاریخ ارسال: 16 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
به نظر من اين مقاله به بهانه اينکه "خشونت ،خشونت ميآورد" ، به نوعی خشونت و قهر و سرکوب وکشت و کشتار و قتل عام هايی را که توسط دولتها انجام ميگيرد را تئوريزه و توجيه کرده و در مقابل سعی دارد که جنبش های اعتراضی مردمی را با يکسری بحث های آکادميک به ناکجا آبادی به نام جنبش مدنی! ترغيب کند.براستی شانس پيروزی يک جنبش مسالمت آميز در مقابل حکومت های فاشيست و خونخواری چون قصابان ج.ا با اين همه پشتوانه و حمايت دولتهای استعماری از اين جنايتکاران چقدر ميباشد؟ دوست گرامی داريم از ج.ا حرف ميزنيم ، نه از فرانسه وچکسلواکی، آفریقای جنوبی، شیلی، آرژانتین و يا اروگوئه .   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.