شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مسجد سرخ پاكستان وسايه سياه اسلام سياسى! ايستگاه پايانى كجاست؟
عبدالله شريفى

[عکس انتخاب ديدگاه است]
اين روزها مسله درگيرى نظامى طلبه هاى مسلح اسلامى و نيروهاى دولت پاكستان در اسلام آباد جايگاه خاصى را هم در مدياى جهانى و هم در اذهان مردم ماتم زده جهان مضطرب به خود اختصاص داده است. مردم خسته شده از شنيدن و ديدن رويدادهاى ويرانگر عراق، فلسطين و افغانستان و سومالی و سودان و...، اكنون با نگرانى نظارگر  نتايج گسترش اين کابوس مرگبار به پاكستان هستند.

 بنا به اخبار منتشر شده ، مدتى قبل "دانشجويان" دختر و پسر مدرسه دينى حفصه در جوار مسجد سرخ اسلام آباد به رهبرى چند مرتجع اسلامى از جمله مولانا عبدالعزيز و عبدالرشيد قاضى به بهانه اجراى طرح امر به معروف و نهى از منكر، خواهان اجراى قوانین شريعت اسلامى شده اند. اين جمع، با كشاندن مردم به مسجد، با دخالت در امورزندگى عادى و شكنجه و محاكمه مردم در آن مسجد، اسباب اذيت و آزار و مخل امنيت عادى شهروندان بوده اند. واضح است كه مماشات هميشگى و سنتى دولت پاكستان و حتى حمايت جناحهائى از دولتمداران آن كشور امكان رشد دستجات تروريستى اسلامى رابيشتر كرده است.

سرانجام روز سه شنبه سوم ماه ژوئيه اين طلبه هاى مسلح كه بقول خودشان پليس مزاحم كارشان بوده است به يك مركز پليس حمله ميكنند و با جمع اورى و به گرو گرفتن جان چند هزار نفر كه اكثريت آن را كودكان ونوجوانان زير ١٦ سال تشكيل ميدهند، به گفته خود، در  مسجد "تحصن" ميكنند. و در پى آن  زدو خورد به خيابانهاى اطراف كشيده ميشود. تاكنون كسى از آمار واقعى تلفات مردم و طرفين درگير اطلاعى دقيقى ندارد، اما روزانه اين تلفات سير صعودى طى ميكند و جان صدها كودك و زن كه در خيابانها توسط اوباش اسلامى مسلح به گروگان گرفته  شده اند، در معرض خطرات جدى است. تسيلم شدن بخشى از طلاب و دستگيرى مولانا عبدالعزيز به اين ماجراى معين خاتمه نداده است و كماكان شهر اسلام آباد در فضاى نظامى و جنگى بسر ميبرد. اخبار اين روزهاى اسلام آباد پاكستان، تنها اخبار درگيرى دو گروه مسلح آدمكش نيست، بلكه قربانيان اين جنايات زندگى مردمان محرومى است كه ساليان دراز در بى حقوقى اجتماعى و سياسى در فقر و فلاكت، اسير تعصبات و تخاصمات كور قومى و مذهبى بوده اند. داستان مسجد سرخ پاكستان ما را به سير جهان سياه و "آزادی" های نظم نوين و دنیای پس از ۱۱ سپتامبر و اشغال و "عملیات آزادسازی" عراق ، ميبرد.

اين اتفاق در كنار تل اجساد سوخته شده در عراق، گورهاى جمعى كشف شده و كشف نشده در يوگسلاوى، سر بريدنها و انفجار ها و عملیات انتقامجویانه انتحاری، ، ترور و تروریسم و احساس بی ارج و قرب بودن زندگی انسان را به کنج خلوت خانه های ما آورده است.  انگارما محكوم به پذيرش استيصالى هستيم كه به اين "وضعيت دائمى" و سناریو خونین و مرگبار روزانه باید عادت کنیم . و انگار صحنه را برایمان چنان چیده اند، که از تمامی توقعاتمان از زندگی، از تعریفمان برای زندگی حال و آینده خود و فرزندانمان و نسل آینده دست بکشیم و شکر گزار باشیم که هنوز خود ما شخصا، هنگام خرید و گردش و تفریح با صدای مهیب انفجار بمبی، زندگی را وداع نمیکنیم. توقعمان را پائین می آورند تا به ما بقبولانند که صد بار شکر گزار باشیم که در قلب اروپا، مهد انقلاب کبیر فرانسه، بستر رنسانس و به گور سپردن مذهب و انکیزیسیون، در غرش پیامهای رهائیبخش انقلاب اکتبر، در دل انقلاب عظیم فن و تکنیک میتوان از طریق "دیالوگ" و سیاست نسبیت فرهنگی، آخوند و طلبه و مسجد و حجاب و درس قرآن به کودک و زندگی در گتوها و حاشیه شهرها را تحمل کرد. میخواهند در روی دیگر این جهان قتل نفس و بی معنی شدن جان انسان، مرده های تاریخ را از گورها بیرون بکشند و به نام دولتهای غرب و جهان "دمکراسی"، کلیسا و مذهب و زن ستیزی و کودک آزاری و زدن رفاه و خدمات اجتماعی و بیمه بیکاری را بی دغدغه و بدون مقاومت به ما بفروشند.   هنوز استحكام و نيروى قدرتمند انسانى و نوع دوستى بشر است كه با مشاهده عروج قارچ وار جريانات تروريست اسلامى و قومى در عراق و فلسطين و افغانستان، كشتار و جنگ روزانه، ترور و انتحار، بمبهاى " متمدنانه" فسفر سفيد و اقسام جنايت جارى، رمق آن را دارد كه به فكر مردم محروم پاكستان و ساير نقاط ديگراين جهان بهم ريخته، باشد.

 اين شرايط جهنمى در خاورميانه روزانه با مرگ صدها انسان محروم در اشكال متفاوت ما را  بارديگر در مقابل اين پرسش كه پايان اين پروسه كجاست؟ قرار ميدهد.

سرنوشت اين اتفاق معين به هر نتيجه اى منجر شود تغيير چندانى در روند شومى كه سايه خود را بر سرنوشت ميليونها انسان كشانده است، نخواهد كرد. آنچه مسلم است اين است كه مسله جارى در اسلام آباد نه بر سر اجراى شريعت اسلامى است و نه برسر "فساد" جامعه و دولت پاكستان، بكله اين اتفاق بر متن كشمكش هاى امروز در خاورميانه كه عراق، ايران، فلسطين و افغانستان تنها گوشه هايى از ميدان و جدال جهانى ترى هستند كه بعد از فروپاشى بلوك شرق و "استقرار" نظم نوين جهانى، با آن مواجه هستيم، ميباشد. ميگويم بحث و جدل و درگيرى جارى ربطى به اجراى غليظ و رقيق قوانين اسلامى ندارد چون هيچگاه در تاريخ پاكستان، اسلام رسمى و غير رسمى دست از سر آن جامعه برنداشته است. بعداز پايان جنگ جهانى دوم و در معادلات طرفهاى جنگ و تقسيم مجدد جهان كه قرار شد شبه قاره هند تجزيه شود پاكستان را به نيروى (جماعت اسلامى پاكستان) طراحى شده انتلجنت سرويس (سازمان اطلاعات و امنيت وقت بريتانيا) سپردند. از ١٩٤٧ كه دولت "پاك" هاى اسلامى از غير "پاك" هاى هند جدا شد، اسلاميت هميشه يك ركن اساسى فرهنگى و سياسى دولتهاى پاكستان بوده است، هميشه ISI (سازمان اطلاعات و امنيت پاكستان) با تمام قوا مواظب بوده است كه طبقه كارگر و چپ و سوسياليست آن جامعه "مزاحم" رشد و سلطه جريانات اسلامى نشوند. اگر چه دولت پاكستان از بالا پروسه سرمايه دارى را طى كرد اگر چه در ليست كشورهاى مجهز به سلاح اتمى است، اما همين اسلاميت و تخاصمات مذهبى روبناى فرهنگى و سياسى آن جامعه را شكل داده است. اوج سكولاريزم پاكستان حجاب نيمه اسلامى خانم بوتو بوده است. پس اين ادعا كه مسلمانهاى آن مملكت خواهان اجراى قوانين اسلامى هستند ادعاى پوچ و بى اساس است كه روزانه از طرف جمهورى اسلامى ايران از اين قماش داعيه ها را ميشود شنيد. با اين توصيف سوال اين است كه منشا اين كشمكش چيست و چه فاكتورهايي حقايق حادثه مسجد سرخ را توضيح ميدهند؟

اين دو دهه اخير با تجارب نسل كشى روندا، با بمباران بلگراد و جنگهاى سازمان یافته و برنامه ریزی شده سبعانه "اقوام" يوگسلاوى، با تخريب جامعه عراق با اوج جنگ و نفرت در اسرائيل و فلسطين، با سومالى، با افغانستان و پاكستان به اندازه كافى معلوم كرده است كه جهان را به كدام سو ميبرند. اين دوره با رويدادهاى تلخ فوق معرفى ميشود.

روشن است كه با سقوط بلوك شرق  و پايان موازنه جنگ سرد جهان پا به دوران پر تناقض و پيچده اى گذاشته است. تمام معادلات و نيروهاى مهار كننده جهان دو قطبى با اين پديده از هم گسيخت و مسخ شد. جهان در چنگال رقابتها و تناقضات بلوكهاى سرمايه دارى رها شد. جنگ و كشتار و ميلتاريزم اوج گرفت و جريانات فوق ارتجاعى تروريست ضد انسانى رسوب شده در درياى تاريخ بشريت، به سطح آمدند. به بشريت در عرصه زندگى، مدنيت، سياست، فرهنگ، علم، هنر، اخلاق عقب نشينى حيرت آورى تحميل كردند. كرسى های  روشنگران عصر روشنگرى را در مقابل چشمان ناباور جهان متمدن،  هنگينتون و بنلادن و خمينى اشغال كردند. سياست به قداره بندان و آدمكشان علنى سپرده شد. رقابت بلوكى در دنياى ريا و دروغ دمكراسى در ميان بارورت خون بزرگترين مصيبت ها را به ارمغان آورد. فقدان الگوها و بلوكهاى هژمونيك بورژوايى در سطح جهان، چهره متفاوت و غير قابل تصورى كه شاهد آن هستيم را به جهان بخشيده است. بر اين بستر جنبش اسلام سياسى به عنوان جنبشى سوپر ارتجاعى امكان ميداندارى پيدا ميكند. در حاليكه توافقات و توازنهاى مهار شده دوران قديم فسخ شده است، اسلام سياسى در منطقه و به نوعى در سطح جهان يكى از ابزارهاى جدال رقابتهاى بزرگتر به صحنه رانده شده است. اين جنبش هر چه باشد ريشه در تاريخ معاصر دارد، اين جنبش، جنبش جهاد و جنگ براى زكات و فقه و شريعت نيست، اين جنبش ضد انسانى بر متن شكست پروسه مدرنيزاسيون بعد از جنگ دوم جهانى در كشورهاى مسلمان نشين با شكست ناسيوناليسم در پروسه كشوردارى و فرهنگ سرمايه دارى و در خلا و نا توانى جنبش هاى مقتدر سوسياليستى، هر چند  كپك خورده و ته نشين شده بود، دوباره عليه طبقه كارگر و مدنيت جوامع رو به پيشرفت بكار گرفته شد و با آمدن نظم نوين، به عنوان "دشمن" و "خطر" براى ارعاب جهان توسط اقمار امپرياليستى زنده شد و به بازار عرضه شد.

اگر پاكستان تاريخا با جريانات اسلامى سوخت و ساز كرده است و اگر عربستان و كشورهاى اسلامى نور چشم غرب مدتها است كه بر سرنوشت مردم منطقه حاكمند، و از قديم به ارث رسيده اند، طالبان و جريانات ساخته شده مسلح اخير بى ترديد محصول پنتاگون و سياست هاى نظم نوين بوش و بلر هستند.

نكته ديگرى در رابطه با رويداد مسجد سرخ بايد به آن پرداخت مسله ادامه كشمكش آمريكا در عراق و ايران و فلسطين است. زورازامايى و امتياز گيرى متقابل بر متن رقابت و تناقضات بلوكهاى جهانى امپرياليستى كه منشا هر تحرك محلى را رقم ميزند، امروز هر جدالى را بايد در بستر جدلهاى جهانى و منطقه اى و در رقابتهاى چند بلوكى جستجو كرد.

دولت پرويز مشرف با اتكا به قدرت نظامى و حمايت غرب، با كودتاى نظامى سركار آمد و "وظيفه" داشت كه پوشش دولتى بر "تفاوتها"ی مذهبى و قومى كه يك عالم تناقض و تخاصم  را در خود جاي داده است، در پاكستان را بعهد گيرد. اين دولت حامى طالبان بوده است و هنوز هم اكثريت نمايندگان مجلس و دولت آن را (جماعت اسلامى) و حتى گروه متاخرتر يعنى (جمعيت علماى اسلامى) مولانا عبدالعزيز و شركا تشكيل ميدهند. مسله اين است ناتوانى ناتو و غرب در افغانستان، عروج مجدد و گسترش جريانات اسلامى و سيطره طالبان بر قسمت عمده افغانستان، موقعيت دولت مشرف را در پيشگاه غرب متزلزل كرده است. مرز ٢٥٠٠ كيلومترى افغانستان و پاكستان را اقوام مذهبى تشكيل ميدهند كه نه تنها در افغانستان  بلكه در پاكستان هم نيمه خودمختار ميباشند و نهايت قدرت دولت نظامى مشرف مذاكراتى بوده  تا توافقات آنها را به اين جلب كند كه اين جماعت مسلح در داخل خاك پاكستان فعاليت علنى  نظامى نداشته باشند.

مسله براى پاكستان و غرب به اين سادگى نيست، ضرورت نوعى اتوريته كه قادر باشد در ميان اين پيچيدگى منافع غرب را در پاكستان و پروژه ناتو در افغانستان را نمايندگى كند، مساله امروز دول غربى است. غرب دنبال تامين اين نياز است. در مقابل اسلام سياسى و در راس آن جمهورى اسلامى ايران در هر گوشه و كنار منطقه امكان داشته باشد براى رسيدن به خواست خود و تحميل امتياز به غرب نقاط بحرانى و آشوب سازمان  خواهد داد. پاكستان به دلايل فوق براى گسترش مراكز فشار بر غرب نقطه مناسبى است، با دامن زدن به تحركات اسلامى و تروريستى از نوع ماجراى مسجد سرخ در كنار تشديد ويرانگرى در عراق و مناطق ديگر، جدل خود را در نگهداری سایه خوفناک تروریسم اسلامی ادامه خواهد داد.

در مقابل "نيازهاى" آنها، نياز و ضرورتى ديگر در ابعاد جهانى موجود است و آن هم نياز بشريت براى عبور از اين دوره تباهى و غلبه براين جنبش ضد انسانى، است. نيازى كه چاره اى جز سد كردن اين تحرك ويرانگر را ندارد. مساله اين است كه امروز ديگر خاتمه بخشيدن و از ميدان بدر كردن اين جنبش، كار ناسيوناليسم، ليبراليسم و نيروهاى ديگر بوژوايى نيست. در حاليكه بوژوازى خود براى نجات خود، حتى به مدنيت جامعه هم حمله ور شده است، در حاليكه جنبش هاى راست ابزار تخريب و تباهى زندگى ميليونها انسان شده اند، امرى كه تاريخا و قاعدتا از همان جنبش ها ساخته بود، به امرى غير ممكن مبدل شده است. طبقه كارگر و مردم محروم و كاركن جوامع درگير با اين مساله و فراتر از آن جهان متمدن در ابعاد وسيع بايد مانع تحميل شدن اين تباهى به چند نسل ديگر شود. جهان به نحو عجیب و بی صبرانه ای منتظر رنسانس و تجدید حیات آرمانهائی است که انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر را به ثمر رساند. در دل انفجار عظیم اطلاعات و فوران علم و دانش و فن و تکنیک، جهان بطرز شگفت انگیزی در انتظار بیداری و هوشیاری غول پرقدرت پرولتاریای جهانی برای افسار و پوزبند زدن به دنیای سیاه پس از جشن "دمکراسی" در پایکوبی برای پایان تاریخ و ختم سوسیالیسم است.

٧ ژوئيه ٢٠٠٧



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عبدالله شريفى:




[تاریخ ارسال: 10 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: شهره مهاجر]  [ muhaajer40@yahoo.com ]  
نه کشور اسلامی داریم و نه حکومت اسلامی. در تمام جهان ما فقط کشور های مسلمان نشین داریم. حکومت اسلامی برای خودش چهار چوبی دارد که در پیشانی هیچیک از این مدعیان حکومت اسلابس حک نشده است و نشانی از اسلام و ایمان عملی اسلامی در این دولت های مرتجع عرب و عجم مدعی چنین حکومتی وجود خارجی ندارد. یک نویسنده و تحلیلگر با انصاف . لا اقل یک جمله ی به اصطلاح اسلامی باید بیاورد سپس به تحلیل عملکرد غاصبان و کودتا چیان بپردازد. در غیر این صورت . این نوشته ها بی پایه و دور از منطق میشود و هیچ کار آیی نخواهد داشت . کما اینکه تا کنون هیچ اثری نداشته است . و صاحبان این تفکر را به عقب رانده است...   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.