شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دکتر خاتمی، چی؟ وخاتمی تدارک چی!

بصير نصيبي

سران جمهوری اسلامی  شاد وخندان در کنار هم، ایاآنها به  ساده اندیشی مردم نمی خندند؟

                                                                                      

مدتیست دکتر علیرضا خان نوری زاده در برنامه های تلویزیونی با حرارت بیشتر میخواهد چهره ای دگرگونه از خود ارایه دهد و به رفتار های نظام ج. اسلامی به زعم خودش برخورد منفی می کند وچند اسم را هم پشت سر هم ردیف می کند، مصباح یزدی، جنتی، صفار هرندی، پور محمدی و...اما یک نام از باند متصل به خاتمی در لیست آقای دکتر نیست .یعنی در طول 8 سال ریاست خاتمی حتا یک نفر هم نبود که زیر عبای خاتمی خزیده باشد اما کمی از آلودگی حکومت نصیب برده باشد؟ چرا آقای دکتر هنوز هم حاضر نیستند، دزد ها ،گردن کلفت ها ،رانت خواران وآدمکش های وابسته به دارو دسته خاتمی کوچکترین لطمه ای ببینند؟ همچنین آقای نوری زاده افتخار می کند اولین بار او بود که واژه تیر خلاص زن را مناسب احمدی نژاددانست .بسیار خوب این افتخار را هم به کارنامه درخشان ایشان منتقل می کنیم، اماایا دیگر سران حکومت مستحق واژه های مشابه نبوده اند؟ اتفاقا این پیشینه از بار گناهان دلقک رهبر کم می کند،چرا که وی تبدیل می شودبه عامل اجرای اوامر مافوق. ایا زمانی که احمدی نژاد تیر خلاص میزد، دیگر مقامات رژیم بدنیا نیامده بودند؟ در دوران فرمانبری تیر خلاص زن ، فرمانده جنایت های بیشمار رژیم چه کسی ویا کسانی بوده اند؟ آقای خاتمی رهبر دوم خرداد چه سمتی داشته اند؟ زمانی که سعیدحجاریان ( متصدی سرکوب دهه 60 به اتفاق تاج زاده، به استناد کتاب ارزشمند ایرج مصداقی )واواک را پی ریزی کرد احمدک چه کاره بود؟ ایا ممکن نیست حاچ سعید در آن زمان مافوق احمدی نژاد بوده باشد؟ پس چرا دکتر نتنها برای حاج آقا سعید حکم برائت صادر می کندبلکه راپرت های او ودیگر جنایتکاران رژیم  در مورد قتل های زنجیره ای  را بگونه ای تنظیم می کرد که کوچکترین لکه ای از این ننگ بر دامن پاک شارلاتان های دوم خردادی ننشیند،بعد همان راپرت ها را به نام خودش به صورت کتاب افشای قتل ها به خورد خوانندگان بیخبر می داد. شما باور می کنید که نوری زاده بداند که احمدی نژاد سابقه تیر خلاص زنی دارد اما خاتمی از این سوء پیشینه وی بی اطلاع باشد؟ خاتمی خود به طول عمر ننگین جمهوری اسلامی خادم آن بوده است.او همه فرمانده ها، فرمانبران و جنایت کار های رژیم را از نزدیک می شناسد، آنها خود دوستان وهم سنگرانش بوده اندوهستند. پس چرا خاتمی دست در دست احمدی نژاد گذاشت و به حضور رهبر جمهوری اسلامی شرفیاب شد تا خیمه شب بازی مسخره زیر عنوان انتخابات را پاک وسالم بنمایاند واز رهبر بابت برگذاری شایسته انتخابات انعام بگیرد وبه دوستان نق زنی که چون سرشان بی کلاه مانده بود، میخواستند سروصدا راه بیندازند توجه داد که حلاوت انتخابات را با نق زدن های بی مورد به کام رژیم تلخ نکنند.

مگر از دل همان رهبر کذاب انقلاب دوم خرداد،  احمدی نژاد زائیده نشد؟

 همه کسانی که در بافت این حکومت بوده اند؛ چه آقای خامنه ای که به قول نوری زاده پنجه ای شیرین دارد،( خوب تار می نوازد)چه رئیس جمهور مهرورز، چه آنها که مستقیما دستشان به خون آغشه است وچه آنها که مسئولیت داشته اند اما سکوت کرده اندویا آقای خاتمی که خودش هم با زبونی اعلام میکند تدارکچی ای بیش نبوده است وهنوز هم برای بقاءرژیم تلاش می کنند. باید به دادگاه کشانده شوندوبا برخورداری از حق انتخاب وکیل ومطابق قوانین حقوق بشر ونظارت سازمان های مستقل ومترقی که لغو حکم اعدام را حتا برای جنایت کاران خواستارند ، محاکمه شوند و نسبت به جرمی که داشته اند، عقوبت ببینند.در آنجاست که مشحص می شود که جرم کدام سنگین تربوده است؟ اگر هم دکترا ی نوری زاده ار دانشکده حقوق بیروت باشد ،ایشان حق صدور رای وتبریه بحشی از متهمین را ندارند. در دادگاه تک نفره دکترنوری زاده هر آخوندی که در خانه پدری با مرحوم ابوی نشست وبرخاست داشته وهر جنایت کاری که با خاتمی چیان بیعت کرده است بلافاصله حکم برائتش صادر می شود.

این آقای دکتر نازنین ما فقط دکتر خبر! نیست ،اگر پایش بیفتد چنان در باره سینما داد سخن می دهد که گویی از انستیتوی فیلمشناسی سوربن هم دکترای سینما دارد. البته وقتی ایشان با ماسک دکترسینما وارد گود می شود که ضرورت داشته باشد پرونده ای سینمایی را مغشوش کند، یک نمونه را نقل می کنم.

 ارتباط مسعود کیمیایی با سعید امامی برای ساختن دو فیلم به سفارش واواک راسینا مطلبی که خودش هم از جماعت دوم خردادی بود ودستیار مسعود کیمیایی در فیلم ضیافت فاش کرد،بعد ماهنامه فیلم بر این ادعای سینا مطلبی صحه گذاشت ،حتا حسین رسایل در نشریه دوم خردادی عصر آزادگان (شمس الواعظین سردبیراین نشریه بود که آقای نوری زاده خیلی به ایشان ونشریه شان ارادت دارند) پیگیر ماجرا شد ونوشت:

«...کیمیایی فیلمساز سیاسی دوران فعلی نیست وشناخت از زمانه حاضر ندارد،همانگونه که حمایت اواز پلیس مخفی کشورضیافت مضحکی ساخت» عصر آزادگان20 و21 بهمن78 (ایا از این واضح تر می شدسفارشی که کیمیایی از واواک وبرای تهیه فیلم ضیافت گرفته بودرا در مطبوعات داخل ایران مطرح کرد؟)

اماجناب دکتربعد از اینکه من در چند مقاله متوالی تمام اتفاقات مرتبط با فیلمسازی کیمیایی برای واواک را برملا کردم (حتا نقشه ای که مسعود کیمیایی ظراحی کرد تا با میان کشیدن پای بهرام بیضایی او را هم آلوده کند را در همان مقاله شفاف کردم )برنامه ای تنظیم کرد وبا کپی ویژه نامه گزارش فیلم( گردانندگان، هوشنگ اسدی/نوشابه امیری،) وبرای نجات کیمیایی از مخمصه ای که گرفتار آمده بود، کوشش کرد به حساب خودش زهر فاش گویی ها را بگیرد.

من با کیمیایی از سالهای جوانی ودوره های کافه قنادی ری آشنا بودم. مطلب مربوط به وی را وقتی نوشتم که کیمیایی در خارج از ایران بود ودر مقدمه مطلب هم از وی خواستم که اگر جوابی داردبنویسد تا برای چاپ آن شخصا اقدام کنم ومطلب هم به رویت ایشان رسید ،اما ایشان به دلایل معلوم ترجیح دادند هیچ نگویند. امامعلوم نشد چرا نوری زاده برای سرپوش گذاشتن به رفتارکسی که خودش امکان پاسخ گویی داشت ،سنگ به سینه می کوبید؟

 همین نوری زاده وهم سنگران دوم خردادی اش بودند که دوران خاتمی را در بخش سینما هم طلایی تصویر می کردند- ایا اینها نمی دانستندکه سیاست سینمایی رژیم تخریب سینمای داخلی وساخت واشاعه سینمای گلخانه ایست ؟این سیاست هم قبل از خاتمی اعمال می شد وهم اکنون واگر رژیم بماندبعد از احمدی نژاد دنبال خواهد شد. اینگونه بود که به آخوندها کمک شد تا بودجه ای را که باید صرف پیشبرد سینما بنمایند برای آرایش جهره کریه حکومت به هدر بدهندوحالا هم که هوشنک گلمکانی (سردبیر ماهنامه فیلم )با صراخت اعلام می کند که ما درجشنواره کن سهمیه داشتیم ، نوری زاده ها برای شنیدن وخواندن این گونه واقعیتها قدرت بینابی وشنوائیشان را از دست می دهند. اگر تنظیم برنامه های فریب کارانه نشانه تحول وپیشرفت باشد که دولت احمدی نژاد بیش از همه دوران جمهوری اسلامی برای هنرمندان برنامه های بزرگداشت برگذار کرده است، حتا به فیلمهایی اجازه اکران می دهد که در زمان خاتمی یا توقیف ویا سانسور می شدند مانند فیلم نقاب، یا سنگ وکاغذ وقیچی و... در همین ارتباط روری نامه بارتاب به بی احتیاطی وزارت ارشاد احمدی نژاد می تازدو می نویسد:

در همين دوره،( یعنی دوره احمدی نژاد) ‌وزارت ارشاد به فيلم‌هاي توقيف‌شده «مكس»، «طبل بزرگ زير پاي چپ» و‌ «نقاب»، مجوز می دهد كه حتي مسئولان دولت اصلاحات نيز از دادن مجوز اكران به آنها خودداري كرده بودند.

 ملاحظه فرمودید، اگر فقط توقیف ویا جواز نمایش به فیلم هایی که تماما با بودجه دولت یعنی کیسه ملت ساخته می شوند را معیار پیش رفت یا پس رفت رژیم بدانیم، دولت احمدی نژاد که کارنامه اش درحشان تر ازخاتمی خواهد بود، پس چرا محافل دوم خردادی از انعکاس این پیشرفت های دشمن شکن ج. اسلامی در دوره دولت مرتبط باامام زمان خوداری می کنند؟ اما این شل کن ،سفت کن ها وباند بازی هاجز ذات این رژیم است که فقط بدرد دلال ها وکارچاق کن ها میخورد تا از آن برای مرعوب کردن یکدیگر بهره بگیرند.

دکتر نوری زاده انگار هفته گذشته سفری به دوبی داشته اند.حیفم می آید در پایان گزارش هفته، حوانندگان را در لذتی که از دیدن این گزارش نصیبم شد سهیم نکنم . دکتر طوری سفرنامه اش را تنظیم می کنند تا معلوم شود در هتلی گران قیمت اقامت داشته اند،( یعنی شخصیت برجسته ای هستند) از سوز وآهی که می کشدو اشک هایی که به خاطر نزدیکی دوبی به حاک وطن، در خلیج همشه فارس( ایشان یادش می رود که دولت خاتمی در قتل زهرا خاتمی دست داشت اما محال است حتا یکباریادش برود که واژه همیشه را هم به حلیج فارس اضافه کند) میریزد، می گذریم ومی رسیم به بقیه گزارش سفر آقای دکتر.

 به گفته نوری زاده،وی در مدت اقامت در دوبی به هر جا که پای می گذاشته در محاصره عاشقانش  قرار می گرفته است و همه متحیرکه چرا این بزرگ مرد سیاست ودشمن سر سخت! ج. اسلامی، بدون محافظ سفر می کند؟ آخر شچاعت وشهامت هم حد ومرزی دارد، آقای نوری زاده که دیگر متعلق به خودش نیست؟  فکرش را بکنید، اگر او در میدان مبارزه! حضور فعال نداشت پرونده قتل های رژیم همچنان در پرده ابهام میماند .شاید عده ای تصور می کردند ترور وجنایت جز بافت این رژیم است و کشتن وشکنجه در راه خدا اجر اخروی هم دارد،اما حالا همه دریافته اند که بخشی از رژیم است که میحواهد چهره شفاف ج. اسلامی را تیره بنمایاند. ایشان که حتا در اروپا برای شرکت در جلسات کانون نویسندگان در تبعید هم با بادی گارد حضور می یافته اند حالا چرا بدون محافظ به دوبی که بگفته خود نوری زاده، واواک چندین ساختمان در آنجا دراختیار دارد سفر می کند؟

نوری زاده همچنین شرح می دهد در حین ضبط برنامه در تلویزویون دوبی کامرامن( تصویر بردار استودیو) به زبان شیوای فارسی می گوید :

آقای دکتر یقه پیرهنتون را درست کنید. ( ببینید شهرت آقا تا چه حدی گسترش یافته است،الله اکبر، خمینی رهبر!)

البته حرف ها ونظر های دکتر با نظر های نبوی، بهنود ، فرخ نگهدار، احسان نراقی ،بابک امیر خسروی ،دکتر میلانی و.. . همخوانی دارد با یک تفاوت که آن آقایان هیچگاه حکومت اسلامی را مافیایی نمی داتند اماجناب دکتر اخیرا این خط قرمز رژیم را می شکند و جمهوری اسلامی را رژیم مافیایی مینمایاند( مبارک است انشا الله) حالا که ایشان هم سر انجام دریافته اند که جمهوری اسلامی یک رژیم مافیایی است کاش درمی یافتند که دیگر این گونه رژیم ها، چپ وراست ، میانه ، تند رو، کند رو ،محافظه کار و آبادگر و... ندارند. تا حالا شنیده اید که رژیمی مافیایی باشد اما بخشی از همین رژیم دم ازاصلاح طلبی بزنند ؟

 دوستی می گفت که اگرما این حرف ها رابگوئیم ومرتب هم بگوئیم اثر می گذارد .به این یار خوشبین گفتم نه جانم . این جنین نیست ،اینها به این سادگی ها جا نمی زنند، به قولی خانه از پای بست ویران است. مگر همین علی رضا نوری زاده مدتها سوژه ثابت طنز های گزنده هادی خرسندی نبود؟ کدام رفتار نوری زاده بود که ازنیش قلم گزنده هادی خرسندی در امان مانده باشد، اما چه حاصل؟ایا فاش گویی ها ، اثری داشت؟ مردم رفتند شوهای خرسندی رادیدند، یا طنزهایش را خواندند و خندیدند. اما ایا جناب نوری زاده از جایش تکان خورد؟ اصلاکسی توجه کردهدف نهایی طنز نویس خنداندن نیست؟( چه حق تلخ است با شیرین زبانی...)اما در جو کنونی ، کسی کاری به این کارها ندارد حتا اگر ما مسیرمان را عوض کنیم و نظرمان را تغییر دهیم باز هم کسی واکنشی نشان نخواهد داد. مثال را از خودم بزنم، همین من اگر کم ،کم وبه بهانه حمایت از سینمای راستین ،سینمای جمهوری اسلامی را ستایش کنم وازیاد م برود که در گذشته ای نزدیک تاثیر سیمای جمهوری اسلامی را در بزک حکومت آخوندها فاش می کرده ام . آیا هیچ ندای مخالفی بطور جدی حلوی رفتار های دوگانه من خواهد ایستاد؟ تصور نمیکنم، حتا بعید نست که محبوب روزی نامه روز اون لاین هم بشوم .

در این چنین شرایط است که علی رضا نوری زاده ها همچنان برخر مرادسوار میمانند. اگر ما واقعا یک اپوزیسیون سرنگونی طلب منسجم که کلیت این رژیم را پس میزد داشتیم . ایا بعد از رسوایی باند خاتمی، بعد از اینکه دانشجویان دانشگاه رهبر انقلاب آقای نوری زاده وشرکا را با خفت وخواری از داشگاه بیرون کردند، دیگر امثال نوری زاده باز هم جرات داشتند در گود باشند و به منبر بروند؟نوری زاده و هم فکرانش دایم به احمدی نژاد سرکوفت می زنند ،چرا که او دست رهبر را بوسیده است. اما از یاد برده اند که خاتمی کبیرشان چه هم اکنون وچه در دوران ریاست جمهوریش روزی صد بار خودش را بنده و فرمانبروچاکر رهبر میدانست ومی داند ،اگر احمدی نژاد بوسه به دست رهبر میزند، آقای خاتمی مقام معظم رهبری رامرتبا با دستمال یزدی نوازش می دهد ، این  دو غلام حلقه به گوش، چه تفاوتی با هم دارند؟

 

بصیر نصيبی 30 یونی2007 زاربروکن/ آلمان

وبلوگ www.cinemayeazad.blogspot.com

cinema-ye-azad@t-online.de

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از بصير نصيبي:




[تاریخ ارسال: 02 Jul 2007]  [ارسال‌کننده:  ر .رحيمی]  [  ]  
با درود بسيار به اقای بصير نصيبی: مقا لات اگاه کننده شما هميشه در خور ستايش ميباشد. من هر روز که چندين بار به ديدگاه اين سايت مترقی و مردمی سر ميزنم اميد دارم که مطلب تازه ای از شما روی اين سايت ببينم. شاد و موفق باشيد   

[تاریخ ارسال: 02 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  
بصیر نصيبی گرامى، ضمن تشكر از اين مقاله افشاگرانه شما مى خواهم بر روى يك چيز كه در نوشته شما است انگشت تاييدو تاكيد بگذارم. همانطور كه نوشته ايد: ".. شما باور می کنید که نوری زاده بداند که احمدی نژاد سابقه تیر خلاص زنی دارد اما خاتمی از این سوء پیشینه وی بی اطلاع باشد؟ خاتمی خود به طول عمر ننگین جمهوری اسلامی خادم آن بوده است.او همه فرمانده ها، فرمانبران و جنایت کار های رژیم را از نزدیک می شناسد، آنها خود دوستان وهم سنگرانش بوده اندوهستند. پس چرا خاتمی دست در دست احمدی نژاد گذاشت و به حضور رهبر جمهوری اسلامی شرفیاب شد.." حالا من ميگويم هر بيچاره و بد بختى در ايران مى داند كه اين رژيم با تمامى كارگذارانش مصبب اينهمه فقر، بى عدالتى، نبود آزادى و .. ميباشد ولى اينجماعت ظاهر نماى روشنفكر دنباله رو آقاى دکتر نوری زاده اين را نميداند. جمله شما كاملا" درست است آنجا كه ميگوييد: " ..دوستی می گفت که اگرما این حرف ها رابگوئیم ومرتب هم بگوئیم اثر می گذارد .به این یار خوشبین گفتم نه جانم . این جنین نیست ،اینها به این سادگی ها جا نمی زنند، به قولی خانه از پای بست ویران است... " اما اينكه مرز نيروهاى سرنگون طلب با خاتمى، حجاريان، دکتر نوری زاده و ساير حجج و عالمين اسلام امثال مهدى فتاح پور ، اكبر گنجى ، فرخ نگهدار،.. و پا منبر نشينانشان در افشاگرى كليت رژيم اسلامى ( كه از اول پيدايش هم مافيايى بوده ) هست. تشكل وصف آرايى نيروهاى سرنگونى طلب انقلابى براى رهبرى جنبش آزاديخواهانه مردم ايران مسلما" نه تنها اين حضرات را خانه نشين نخواهد كرد بلكه رودرويشان را با نيروهاى انقلابى اجتناب ناپذير خواهد كرد چرا كه اينها از خيلى پيش از اين تصميم خود را جهت حفظ اين نظام گرفته و تا به حال بدان پايبند بوده اند. ساده انديشى وحماقت مطلق است اگر فكر كنيم كه يكى از آنها بخاطر اين خلق تحت ستم موضعش را عوض كند مگر اينكه سرنگونى رژيم را اجتناب ناپذير ديده و براى سود برى از اوضاع خود را انقلابى جلوه دهد...   

[تاریخ ارسال: 01 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: بهروز]  [  ]  
افشای عوامل رژیم در هر لباس در مواجه با رژیمی که شارلا تا ریسم از ویژه گی های ان می باشد وظیفه ی هر جریان و فردی می باشد که خود را مخالف ومعاند اخوندهای حاکم بر ایران می داند. نوری زاده به دلیل داشتن تجربه در حرفه ی خود و شناخت مکفی از شرایط زمان ومکان میتواند بازیرکی هدفهای خود را پیش ببرد عملکرد های متفاوت ژورنالیستی نامبرده در وسایل ارتباط جمعی گوناگون بادیدگاههای متفاوت و متضاد (نشر یات عربی،رادیو اسراییل)در رابطه با پیش بردن خط استحاله توسط رفسنجانی و خاتمی(ببخشید دکتر خاتمی)وخاک پاشیدن به چشم نیروهای سرنگونی طلب نقش ویژه ای به عهده داشته و راقم این سطور با نظر جناب نصیبی هم جهت میباشم و تایید این دیدگاه را در راستای مبارزه با عمله ارتجاع حاکم و حامیان پیدا وپنهان ان لازم و ظروری می دانم.   

[تاریخ ارسال: 01 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: نسیم]  [  ]  
جناب نصیبی با تشکر از مقالات و مطالب پر محتوا و روشنگر شما ...به طور ویژه در این مطلب من کاملا با شما موافقم و فکر می کنم یکی از معضلات جامعه ما خود فروشانی همچون نوری زاده ها هستند که مردم را به لحاظ سیاسی گمراه می کنند و فضای آگاهی و تنفس آزاد را از مردم عامی و گرفتار سلب می کنند... و بر خلاف نظر هموطن گرامی کامران که نوری زاده را بعد از مجاهدین بهترین منبع افشای دیکتاتوری قرون وسطایی ملایان میداند من کاملا با شما موافقم و فکر می کنم که اتفاقا امثال نوری زاده ها بیشتر از هر روشنفکر دیگری به مردم ایران ضربه می زنند و فکر می کنم که این اصطلاح مزدور اجاره ای بسیار زیبنده کارهای این جناب باشد و در مورد اثبات این نظر باید بگویم که اگر سری به آرشیو مطالب این جناب در چند دهه گذشته بزنیدو فقط یک مورداز گزارشات وی را در دوران ما قبل خاتمی و بعد از آن مرور کنید می بنید که ایشان در تمامی گزارشات و برنامه هایش یک هدف بیشتر نداشته و ندارد و آن هم خریدن آبروی رژیم با انتقاد ظاهری از آن و البته بی آبرو کردن اوپوزیسون واقعی مردم در بند ایران و به طور خاص مجاهدین... یادم می آید که مهم نبود که ایشان مطلب مورد بحثشان چیست دست آخر همه چیز به مجاهدین و ... ختم می شد به یاد دارم که یک بار دختر جوان من که در کنار ما به صحبتهای ایشان گوش می داد رو به من کرد و گفت که می تونین به من توضیح بدین که مطلب مورد نظر این آقا چه ربطی به مجاهدین داشت و ... من ایشان را بارها دیده ام و هنوز هم گاهی اتفاقی در برنامه های ایرانی ممکن است ببینم ولی شخصا هیچ افشاگری از ایشان ندیدم بلکه ایشان بسیار در کار خودش خبره است و از این شیوه خانه پدری و ... بیشترین نان را به نرخ روز البته خورده و تنها نگرانی که ایشان ندارن مردم ایران و حق و حقوق آنها و یا جنایات این ملایان است... و من فکر می کنم که افشاگری شما دوست عزیز جناب نصیبی بهترین کاری است که برای امثال ما می کنید و اتفاقا این عین دموکراسی است که آن روی سکه را باز گو می کنید و همانطور که بعد از 20 سال حالا مردم می فهمند که این همه تلویزیونهای 24 ساعته با هزینه های فراوان آخر سر سر از بنیاد ایمان در لس آنجلس و ... هزاران مسجد مدرن دیگر در سراسر دنیا در می آودند و دست آخر هم از دبی میعادگاه همه خودفروشان و کسانی که دست در دست قاتلین مردم ایران دارند آنوقت متوجه خواهیم شد که آن دکتر کذا و کذا نیز فرزند خلف دیو جماران کزایی بوده و بس...نوری زاده حقیقت عریان مغلطه و گنده گویی برای ملایان ایران است و بس و تاریخ این حقیقت را دیر یا زود ولی بالخره روشن خواهد کرد... با تشکر مجدد و پایداریتان...   

[تاریخ ارسال: 01 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: کامران]  [  ]  
من مدافع عدل و انصاف در برخورد با همه هستم. در این نوشته نصیبی عزیز، این مراعات نشده است. نوری زاده را با نگهدار و نبوی و نراقی و میلانی مقایسه کردن دور از انصاف است. بیایید به جای دنبال شایعه ها و اسرار مگو گشتن، مستقیما سراغ واقعیات برویم. من تقریبا اغلب برنامه های نوری زاده در کانال یک و نیز سایر رسانه های فارسی زبان دنبال می کنم، بی اغراق می توانم بگویم بعداز مجاهدین خلق، صریح ترین افشاگری ها و موضع گیری ها علیه حکومت آخوندی از جانب نوری زاده صورت می گیرد. من وارد دعوای مجاهدین با نوری زاده نمی شوم، و همین طور خط ومشی نوری زاده در برخورد با اصلاح طلبان درزمان دست بالا داشتن شان در حاکمیت، اما الان که جناح هار وابسته به خامنه ای دارد کشور و مردم رنجدیده ما را به منجلاب بیشتر سوق می دهد، پس از مجاهدین هیچ آدم سرشناسی مثل نوری زاده این رژیم را افشا و نفی نمی کند.هرکس می خواهد راجع به حرف های من قضاوت کند، اول لطفا بگوید که چند برنامه از نوری زاده دیده است ؟ یا از آن طیف است که می گویند نیاز به تحقیق مستقیم نیست وهمه چیز برای ما مثل روز روشن است!!لطفا به من بگویید که چه کسی مثل نوری زاده که فرصت استفاده از برخی تریبون های عمومی پر شنونده را دارد، پنبه رژیم را می زند؟ آیا ما از سکوت و حذف او از این رسانه ها سود می بریم؟ شک نیست که او از این تریبون ها استفاده های خاص خودش را نیز می برد، ولی در مجموع که بسنجیم، او قوی ترین افشاگری ها علیه سیاست های اتمی رژیم، تحریکاتش در خاورمیانه، دخالت های آشکارش در عراق، و نیز سرکوب گری ها و غارت گری های آخوندها در داخل راصورت می دهد،ای کاش او در این سایت بایکوت نبود و افشاگری ها و سخنان روزمره اش به اطلاع همگان می رسید تا خود به خوبی قضاوت کنند.   

[تاریخ ارسال: 01 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: آرین]  [  ]  
هموطن با تختئه یکدیگر چه هدفی را دنبال میکنیم.زیبائی طبیعت بخاطر رنگهای متنوع آنست وپویائی جامع بدلیل طیفهای متفاوت .چرا فکر میکنید اگر فردی با زاویه دیگری دنیا را میبیند که با شما متفاوت است دشمن است و شما حق دارید خود را معیار مقایسه قراردهید بهمین دلیل ساده ضدیت بی دلیل با یکدیگراست که در هزاره سوم و در کشور ایران با آن تمدن بزرگ مشتی آخوند ضد ایرانی چفیه بسر کاری بر سر ما آورده اند که روی مغول راسفید کرده است. هموطن بخود آئید و بپذیرید همانگونه که ظاهر انسانها متفاوت است باطن آنها نیز با یکدیگر فرق دارد و زیبائی زندگی درهمین نکته است.   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.