شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ظلم و ستم ولی امر ام القرای اسلامی به پناهندگان افغانی
مهدي سامع

mehdi_samee@yahoo.com

مردم افعانستان سالهاست که تحت شرایط جنگ ناخواسته به زندگی مصیبتبار خود ادامه می دهند. طی سه دهه گذشته مردم افغانستان با دو اشغال مواجه بوده و این همزمان با فدرتگیری نیروهای بنیادگرای اسلامی در افغانستان بوده است.

افغانستان در شرق ایران در بین کشورهای ایران، ترکمنستان، تاجیکستان، چین و پاکستان قراردارد. وسعت افغانستان حدود 000/652 کیلومتر مربع ( حدود 3/1  مساحت ایران ) است. این کشور بیش از 25 میلیون نفر جمعیت دارد. افغانستان تا پیش از قرن 18 دارای وحدت سیاسی نبوده و قسمتی از آن به هند و قسمت شرقی آن به ایران تعلق داشته است. از قرن 18 بعد حکومتهای محلی تشکیل و کشور مستقل افغانستان به وجود آمده است.

اشعال این کشور به وسیله اتحاد شوروی سابق و پس از آن تسلط نیروی طالبان بر کشور و به دنبال آن جنگ نیروهای متحد (آمریکا و تعدادی دیگر از کشورها) که با تصویب شورای امنیت ملل متحد صورت گرفت، سبب آن شد که هر بار تعداد زیادی از مردم افغانستان آواره شوند. علاوه بر کوچهای اجباری و غیر اجباری داخلی، ملیونها تن از مردم افغانستان طی سه دهه گذشته به کشورهای همسایه افغانستان، به طور عمده به ایران و پاکستان پناهنده شده اند. مراکز قدرت و ثروت در این کشورها تا آنجا که توانسته اند از پناهندگان افغانی در عرصه های مختلف سواستفاده کرده اند. از سواستفاده در عرصه سیاسی تا به کارگرفتن آنان به عنوان نیروی کار ارزان و برای کارهای سخت و زیانبار.

اساس اقتصاد مردم افغانستان کشاورزی و دامداری است و صدور محصولات کشاورزی و دامی یکی از منابع درآمد ارز افغانستان محسوب می گردد. طی سه دهه گذشته کشت خششاش و تولید مواد مخدر یکی از منابع درآمد برای مراکز قدرت و ثروت در این کشور بوده و نصیب مردم ناامنی بيكاری، فقر شديد، قحطی و گرسنگی بوده است. قدرتهای بزرگ و سازمانهای بین المللی مبارزه با مواد مخدر سالانه ملیاردها دلار صرف جلوگیری از ورود مواد مخدر تولید شده در افغانستان به کشور خود می کنند. در حالی که اگر بخشی از این پول صرف بهبود زندگی مردم  در افغانستان بشود و به جای باج دادن به جنگ سالاران و نیروهای ارتجاعی که از کشت خششاش و تولید مواد مخدر بیشترین سوذ را می برند، به توسعه زیر ساختهای روستاهای افغانستان پرداخته شود در آن صورت مردم زحمتکش افغانستان اجازه نخواهند داد که مافیای مواد مخدر از کار آنان سو استفاده کند.

سیاست انحرافی در مورد مبارزه با صدور مواد مخدر از افغانستان در آخرین بیانیه وزیر کشور آلمان، از جانب کشورهای گروه هشت روز شنبه 5 خرداد امسال تکرار شد.

به گزارش ايلنا، خبرگزاري رويترز گزارش داد كه «ولفگانگ شائوبل» وزير كشور آلمان پس از نشست مقدماتي گروه هشت در بيانيه‌‏اي اعلام كرد:«كشورهاي صنعتي نگران افزايش توليد موادمخدر در افغانستان هستند. بنابراين، خواستار كمك به ايران و كشورهاي همسايه افغانستان براي مقابله با قاچاق اين مواد هستند.»

در اين بيانيه آمده است:«براي مقابله با توليد مواد مخدر در افغانستان تلاش بسياري صورت گرفته است اما نتايج چندان رضايت‌‏بخش نيست، زيرا توليد و قاچاق مواد مخدر افزايش يافته است.»

بنابراين گزارش، شائوبل افزود:«ما همچنين توافق كرديم كه با وجود مشكلات بسياري كه با ايران داريم، كشورهاي همسايه از جمله ايران را در اين همكاري سهيم كنيم زيرا تهران نيز از قاچاق موادمخدر بسيار آسيب ديده است.»

سیاست کمک به حکام کشورهای همسایه افغانستان به ویژه کمک به رژیم ایران به جای کمک به مردم زحمتکش افغانستان و اتخاذ سیاست فعال برای توسعه پایدار افغانستان نه فقط نمی تواند از صدور انبوه مواد مخدر از افغانستان جاوگیری کند، بلکه این کمکها خود به عاملی برای بی خانمانی مردم افغانستان می شود. نباید از یاد برد که سپاه پاسداران نقش تعین کننده ای در ترافیک مواد مخدر در مقیاس انبوه دارد.

استبداد مذهبی حاکم بر ایران  طی چند دهه گذشته تا آنجا که توانسته از پناهندگان افغانی سو استفاده کرده است. پس از سقوط  طالبان و استقرار دولت جدید در افغانستان، مساله بازگشت داوطلبانه پناهندگان افغان مطرح شد و به گفته کارگزاران رژیم در «سه‌ سال‌ گذشته‌ يك‌ ميليون‌ و 400 هزارنفر يعني‌ 61درصد آوارگان‌ افغاني‌ مقيم‌ ايران»‌ به‌ كشورشان‌ بازگشته‌اند. اما پس از آن که وعده های دولت افغانستان برای بهبود زندگی مردم عملی نشد و جنگ و نا امنی همچنان در افغانستان ادامه پیدا کرد، موج جدیدی از مردم افغانستان به کشورهای همجوار آواره شدند.

از اواخر سال گذشته حکام ایران به شکل ظالمانه ای در صدد اخراج پناهندگان  افغانی برآمدند.

روز 9 اسفند سال پیش خبرگزاری دولتی مهر  گزارش داد که:«دوازدهمین کمیسیون اجلاس سه جانبه جمهوری اسلامی ایران، جمهوری افغانستان و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان و آورگان افغانی شب گذشته در مشهدبه کار خود پایان داد. احمد حسینی مدیر کل اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور  در این مراسم گفت: به دلیل رکود این طرح در یکی دو سال اخیر تصمیم گرفته شد تابرای سرعت بخشیدن به امر بازگشت، هر یک از سه طرف این اجلاس اقدامات فوق العاده‌ای را انجام دهد.»

روز 27 فروردین امسال نيروی انتظامی  رژیم طی اطلاعیه ای به پناهندگان افغانی که ثبت نام نشده اند و رژیم ایران آنان را غیر قانونی می داند چهار روز فرصت داد تا خاک ايران را ترک کنند.

نیروی انتظامی اعلام کرد که:«چنانچه مهاجران غير قانونی تا پايان فروردين ماه ايران را ترک نکنند برخورد با آنها تشديد می شود، و پس از دستگيری ظرف ۴۸ ساعت از ايران اخراج می شوند.»

روز سه شنبه 11 اردیبهشت امسال تظاهراتی در کابل عليه رژیم ايران ایران در اعتراض به طرح اخراج پناهندگان افغانی برگزار شد.

تظاهرکنندگان در کابل با تجمع در برابر سفارت جمهوري اسلامي ايران، اين اقدام مقامات تهران را محکوم کردند.

روز چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت امسال مصطفی پور محمدی، وزیر کشور رژیم، در جمع خبرنگاران در مرز دوغارون اعلام کرد که «از ابتدای اجرای طرح جمع آوری و طرد اتباع غير مجاز تاکنون بيش از ۵۰ هزار تبعه غير مجاز افغان از ايران جمع آوری شده اند.»

استبداد مذهبی حاکم بر ایران به بهانه فراهم نمودن اشتغال برای بیکاران ایرانی با غیر انسانیترین شیوه ها با پناهندگان زجر دیده افغانی برخورد می کند. طی سالهایی که حکام ایران از زنان و مردان افغانی به عنوان کارگر ارزان بهره کشی می کرده، هیچ گونه حقوق به رسمیت شناخته شده برای آنان قائل نبود. اکنون فشار بر آنها دوچندان شده است. سختگيری در  مورد کار و دريافت شهريه زیاد از دانش آموزان افغان در سال جاری از جمله سختگیریهای جدید رژیم ایران است.

روز پنجشنبه 13 اردیبهشت رسانه انترنتی «نوای افعانستان» به نقل از شمس الدین حامد رییس اداره مهاجران ولایت هرات اعلام کرد که:«یک کارگر مهاجر افغان بعد از ضرب و شتم توسط پلیس ایران از این کشور اخراج شده بود، در بیمارستان درگذشت.....سه مهاجر اخراجی دیگر نیز، در جریان آن چه ضرب و شتم توسط پلیس ایران خوانده شده، زخمی شده اند و هم اکنون در بیمارستان مرکزی هرات بستری هستند.» به نوشته نوای افغانستان «آقای حامد گفت سزاوار نیست کشوری که خود را دوست و برادر مردم افغانستان می نامد، با مهاجران افغان، چنین رفتاری کند.»

 

آخرین سختگیری در مورد پناهندگان افغانی ممنوعیت اقامت آنان در شهرهاي مرزي مثل زابل، زاهدان، خاش و چابهار است. به گزارش روز شنبه 5 خرداد 1386 ایسنا، پاسدار محمد غفاري، فرمانده قرارگاه فتح نيروي انتظامي در سيستان و بلوچستان اعلام کرده که:«از هفته آينده کار جمع‌آوري و طرد اتباع غيرمجاز در شهرستان زاهدان آغاز مي‌شود، ضمن اين که اتباع مجاز بايد در صورت تمايل به ديگر استان‌هاي کشور عزيمت كنند.....اتباع غيرمجاز و مجاز در هيچ يک از شهرهاي مرزي استان اعم از زابل، زاهدان، خاش و چابهار حق سکونت ندارند.»

این آشکارترین نوع ستم و ظلم بر مردمی رنجدیده  می باشد که در کشورشان نیز فاقد امنیت و زندگی انسانی می باشند. این رفتار ضد انسانی رژیم ایران با پناهندگان و مهاجران افغانی نشان دهنده آن است که برای حکام «ام القرای کشورهای اسلامی» مردم ستمدیده «کشورهای اسلامی» فقط برای سواستفاده و بهره برداریهای ضد انسانی مورد توجه هستند. 

ما پناهندگان ایرانی و ایرانیان مترقی، دمکرات و انساندوست باید  در درد و رنج زنان و مردان افغانی سهیم شده و  به این بیعدالتی به هر شکل ممکن اعتراض کنیم. خوشبختانه انتشار بیانیه 223 تن از فعالان سیاسی، اجتماعی، دانشگاهیان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران ایران درباره این اخراجها و نحوه برخوردهای حکام ایران با پناهندگان افغان که در روز 18 اردیبهشت امسال منتشر شد، نشان دهنده آن است که نیروهای آگاه و پیشروی ایرانی به شدت با نحوه برخورد مستبدان حاکم بر ایران مخالفند.    

در بند سه این بیانیه نوشته شده که:«اجرای سیاست‌ اخراج مهاجران افغان با اعمال محدودیتهای اجتماعی گسترده‌ای بر ایشان همراه بوده است. از جمله این محدودیتها می‌توان به محرومیت غیر انسانی اعمال شده بر کودکان افغان برای تحصیل در ایران اشاره کرد که مدتهاست به انحاء گوناگون پی‌گیری می‌شود. همچنین گزارشهای تاسف‌آوری درباره محدودیت ارائه خدمات درمانی به مهاجران نیز وجود دارد (و اینها همه سوای محدودیتهایی مانند عدم امکان برخورداری از هرگونه بیمه‌ کاری و درمانی است که مهاجران افغان از آغاز مهاجرتشان در دهه‌های گذشته با آن روبه‌رو بوده‌اند). ما قویاً به‌کارگیری چنین ابزارهایی را در اجرای هر نوع سیاستی درباره مهاجران محکوم می‌دانیم.»

در این بیانیه همچنین توسل به «ادبیات مشمئز کننده‌» و «غیرانسانی» که «متضمن نفی اصل برابری انسانهاست»  محکوم شده و بالاخره امضا کنندگان بیانیه اعلام کرده اند که «خواهان توقف طرح اخراج مهاجران افغان و رفع محدودیتها و محرومیتهایی هستیم که در راستای اجرای این طرح اعمال می‌شوند. ما به مجریان و طراحان سیاستهای مورد بحث هشدار می‌دهیم که اعمال آنان می‌تواند سوای همه سویه‌های غیرانسانی و غیر اخلاقی‌اش، پیامدهای جبران‌ناپذیری بر روابط ما با همسایگان افغان مان داشته باشد. ما خواهان رفتاری برابر و انسانی با مهاجران هستیم و بهترین سیاست را در مورد آنها سیاستی می‌دانیم که برپایه اصول برابری همه انسانها و ملاحظه حسن همجواری با ملت افغانستان طرح شده باشد.»

آن چه در این بیانیه مطرح شده دفاع از ارزشهای انسانی و حقوق بشر است. هر زن و مرد افغانی که در ایران ساکن است باید بر اساس معیارهای شناخته شده بین المللی از حقوق اجتماعی برابر با سایر ساکنان ایران برخوردار باشد. بازگشت پناهندگان و مهاجران افغانی به کشورشان باید داوطلبانه و با تضمین امنیت آنان صورت پذیرد.

 

یکشنبه 6 خرداد 1386(27 مه  2007)

منبع:دیدگاه

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از مهدي سامع:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.