شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دنياى مجازى virtual world و آرزوهاى دست نيافتنى!

عبدالله شريفى

 » گذري بر فلسفه Second Lifeزندگي دوم « 
اين روزها بار ديگر خبر ابداع اينترنتى موسوم به"زندگى دوم" اسباب بازار گرمى رسانه ها شد. طبق اين اخبار دولت سوئد اولين دولتى است كه رسما در اين دنياى اينترنتى سفارت خود را باز كرد، كارل بيلد وزير امور خارجه سوئد به داير شدن سفارت در دنياى مجازى زندگى دوم رسميت بخشيد و آن را در چارت دپارتمان امور خارجه ثبت شده اعلام كرد.
"اوله واستبرگ"، مدير  انستيتوى مركز تحقيقات علمى، می گويد که گشايش سفارتخانه مجازی باعث خواهد شد که اطلاعات در باره اين کشور در اختيار بسياری از کاربران جوان "زندگی دوم" قرار بگيرد. او می گويد اين سفارتخانه گذرنامه و ويزا صادر نمی کند اما کاربران را برای دريافت ويزا و گذرنامه در دنيای واقعی راهنمايی می کند.

در فاصله دو روزه اين كمپين تبليغاتى، اعلام شد كه نزديك به ۱۴۰ هزار شهروند به آن دنياى تخيلى مهاجرت كرده اند. قبل از پرداختن به فلسفه و اهدافى كه اين اقدام اينترنتى راباب كرده است لازم است كمى بيشتر خود اين پديده را از زبان طراحان و معماران آن معرفى كنيم.

"زندگی دوم"، (Second Life )، دنيايی مجازى  virtual world است، که يک شرکت اينترنتی آمريکايی  که مقر آن درسانفرانسيسکو ميباشد آن را در سال ۲۰۰۳ خلق کرده و اکنون حدودچهار ميليون نفر ساکن از سراسر جهان دارد. شهروندان "زندگی دوم"، آواتار ناميده می شوند.

 فيليپ روزدال، بنيانگذار اين دنيا می گويد: زندگی دوم يک بازی رايانه ای نيست بلکه جايی است که مردم در آن به ساخت آلات و ادوات می پردازند. ابتدا باورش برای مردم سخت است تا اينکه وارد اين دنيا شده و در همان لحظات نخست معتادش می شوند.در اين دنيای سه بعدی ساکنان تازه، امکان طراحی و انتخاب چهره و اندام و لباسشان را برای خودشان دارند، به مهمانی های شبانه می روند، رانندگی می کنند، پرواز می کنند، در يک چشم برهم زدن از يک نقطه به نقطه ديگر می روند، خانه می سازند عکس می گيرند و به توليد قطعات موسيقی می پردازند.

اما آنچنان که ممکن است تصور شود، زندگی دوم از زندگی واقعی جدا نيست. چندی پيش يک نويسنده دنيای واقعی، کتابی صوتی برای زندگی دوم عرضه کرده که بسياری از ساکنان زندگی دوم در آن حضور دارند. مردم می توانند حقوق قانونی چيزهايی که در زندگی دوم توليد کرده اند را در زندگی واقعی برای خود ثبت کنند. آنها می توانند محصولاتشان را با پول رايج در "زندگی دوم" يعنی ليندن دلار بفروشند و با دلار آمريکا در زندگی واقعی تعويض کنند. معاملاتی که اينک سر به ۴ ميليون دلار در ماه می زند. شمار زيادی از شرکت های واقعی در دنيای مجازی "زندگی دوم" شعبه دارند.

بر كسى پوشيده نيست كه اينترنت و میديا، امروز در معمارى شكل دادن به افكار عمومى نقش محورى ايفا ميكند. اين رشته كليدى ماجرا است. رشد تاكنونى دهكده جهانى نت و نزديك شدن مردم در جغرافياى متفاوت به هم بر خلاف ميل طراحان، نياز ها ى انسانى را براى رشد و رسيدن به اميال و آرزوهايشان تحريك ميكند. اطلاعات كه گرفته ميشود مردم را به امكانات نامحدود و دنياى غنى اما غير قابل دسترس رهنمون ميشود، انسان هر لحظه به داده هايى ميرسد كه تا آن لحظه فكر نميكرد كه چنين و چنان امكانى ميتوانسته موجود باشد. هر چند در دنياى به اصطلاح اطلاع رسانى و انفورماتيك سعى ميشود كه مهم ترين اطلاعات مربوط به حيات سياسى و توان اقتصادى بشر را از ديده پنهان كنند اما باز اين حد از اطلاعات سر نخهاى جدى به عالم واقعى و پيچيده حاكم بر بشريت بدست ميدهد. در اين سير و سياحت چشمها بر واقعياتى از محدوديت و غيرقابل دسترس كردن نعمات مادى براى اكثريت جامعه باز ميشوند، اهداف پشت طراحى پروژه مانند زندگى دوم، دارد به مقابله جدى اما هنرمندانه خاص اين دوره، با اين جستجوگرى ميرود.

زندگى دوم اگر مجازى  virtual است اما  با پيش فرضهاى كاملا حقيقىfactual  شروع كرده است، پيش فرضهاى كه در دنياى واقعى عوامل اصلى محروم شدن اكثريت جامعه از نعمات مادى  خودساخته، ميباشد. زندگى دوم ركنى از فانتزى است با پيشداروى ها و احكام از قبل تعيين شده، مشتق از واقعيات موجود،شكل گرفته است. كلماتى مانند پول، سفارت خانه، ويزا، خريد و فروش، املاك، كار و سرمايه گذارى، شعبات موسسه هاى اقتصادى و غيره مفروضات ساختن اين جهان مجازى هستند. اگر در اين طرح سعى ميشود انسان منكوب شده و محروم گشته در دنياى واقعى را به آرزوهاى خود در عالم فانتزى هدايت كنند، اگر قصد اين است كه حس "جاه طلبى و زياده خواهى" انسان را در عالم واقع به مجارى دنياى تخيل اينترنتى حواله دهند اما در آن دنياى مجازى هم قرار نيست كه از شر قانون و پول و كار مزدى و اختلاف طبقات رها شوند. به معتادان دنياى مجازى اجازه نميدهند ، آواتاى آزاد، در گستره تخيل باقى بمانند.

در اين دنياى مجازى باز چه در قلمرو اقتصاد سياسى و چه در قلمرو سياسى اجتماعى اسارت از قيود مناسبات نظام سرمايه دارى حرف اول را ميزند. از طرفى ارضاى رسيدن به آزروهاى دستنيافته واقعى را به تخيل و خرافه موكول ميكنند و از طرفى ديگر در همان محدوده نيزپيشداوريهاى اين نظام، فرهنگ و اخلاقيات، روش و منش و مناسبات تعريف ميكند و مبنا گرفته ميشود. طبيعى است كه اينترنت بعنوان ابزارى فنى و علمى در جهت اشاعه اطلاعات و وصل كردن جهان به هم مانند ساير شاخه هاى علمى و تكنولوژيك ديگر در انحصار نظام سرمايه دارى گرفتار است و رنج ميبرد. در اين رشته نيز به سياق تمام شئون علم و تكنيك منشا رشد و تطور نه نياز انسانها به معنى واقعى بلكه نياز سرمايه است كه حكم ميراند. حرص و ولع سيرى ناپذير سوداورى و استثمار موتور محركه تغييرات در اين رشته است و اگر جايى متوجه شوند به انحراف برده ميشود قطعا با بهره گيرى از "هنر و امكان" رايج موجود مانع آن ميشوند. در اين قلمرو نيز مانند قلمرو سياست، مگر با قدرت و توازن، قادر به تحميل كردن گوشه اى از نياز انسانى شد.

 اينكه مسكن و رفاه و آزادى حق همه است جاى شك و شبهه اى نيست اما در عالم واقعى در دنياى كه مبتنى بر استثمار انسان و بهره كشى نيروى كار است "كسى بودن" با ملاك هاى مادى ارزش گذارى ميشود، شخصيت مادى اين نظام انسان را از انسانيت تهى ميسازد و اين گونه روانه دنياى تخيلات و خرافات مدرن ميسازد. جوانى كه سفر ، تجربه كردن زندگى، رفاه و امنيت در عالم واقعى ندارد، لحظاتى در اين جهان خيالى بودنش را براى خود به نمايش ميگذارد. "زندگى دوم" داستان انسان در تنگنا افتاده قرن بيست ویكم است كه خود را در مقابل غولى شكست ناپذير مرعوب شده مييابد.

"زندگى دوم" گوشه اى كوچك از فرهنگى رايج از خود بيگانه ساختن انسان است، نفى انسانيت انسان و مسخ كامل او در تخيل و خرافات، مسير انحرافى است براى احساس انسان بودن حتى در تخيل، اين ابداع اينترنتى رشد تفكر و فانتزى انسان به عالم كشف نشده نيست، از جنس تخيلات مثبت( والت دسنى) نيست كه امكان فتح فضا واعماق زمين را در مقابل ما قرار ميداد، اين ماجرا تداوم منطقى بازيهاى كامپيوترى است كه فرديت محور اثبات بودن است. اين بازى تداوم همان زندگى مجازى است كه ناقهرمانان را قهرمان جلوه ميدهد و حاشيه نشينان و ايزوله شدها را به خود جهان محورى تخيلى آلوده ميسازد.

اكنون بايد دو بار انسان دلش به حال معتادان اين بازى بسوزد، بارى به عنوان شهروندان واقعى اين جهان وارونه و بارى به عنوان آواتاى آن جهان تخيلى،

اگرانگيزه و نيازهاىى كه اين مردم را به دنياى از خود بيگانگى كامپيوترى ميكشاند، برحق و روا هستند اما قربانى شدن  در مسيراين فريب ديگر روا نیست. دولت سوئد و دولى كه قصد ايجاد سفارت دارند در دنياى واقعى عامل نابرابرى و صدها مصائب جامعه بشرى هستند، خود در مقابل هزاران سوال و نياز پاسخ نگرفته قرار دارند.

امكان تغيير در همين دنياى حقيقى در جهتى كه انسانيت را به انسان برگرداند موجودند و بايد براى رسيدن به اين امر به ميدان آمد. راه رسيدن به آن آرزو هاى به ظاهر دست نيافتنى در همين جهان واقعى است. ميدان جدال بر سر زندگى در همين دنياى حقيقى است كه بايد پيگيرى شود. سوسياليسم ماركس راهى است كه به كل اين مسائل انسانى در همه سطوح جواب ميدهد، راه گريزى نيست بايد جنبشى از اين جنس و دنياى از اين جنس ساخت، جنبشى كه قادر باشد بقول منصور حكمت " اختياررا به انسان بازگرداند " را بايد در مقابل اين از خود بيگانگى قرار داد.

۶ فوريه ۲۰۰۷

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عبدالله شريفى:




[تاریخ ارسال: 15 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: سیاوش م.]  [  ]  
مقاله‌ی خوبی است. خواندن آن را به دوستان پیشنهاد می‌کنم. در رابطه با دنیای مجازی یا زنده‌گی دوم مطلب چندان زیادی به زبان فارسی نوشته و یا ترجمه نشده است. چه خوب که نویسنده گرامی، یادداشت هفته‌ی دیدگاه را به معرفی و نقد این موضوع اختصاص داده است.   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.