شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جشن بزرگ هسته ای؟

وریا محمدی

www.koorso.blogfa.com

آنچه بر ایران و ایرانی در مقطع انقلاب و سالهای آغازین دیکتاتوری دینی گذشت حدیث مفصلی است که صاحب نظران و تحلیلگران بیشماری در داخل و خارج ایران به بررسی زوایای گوناگون آن پرداخته اند.این نوشته قصد بازخوانی انقلاب بهمن را ندارد و در توان خود خواهد کوشید به تلاشهای جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاحهای اتمی نظری انداخته و تقارن بهمن ماه با خبر جشن بزرگ هسته ای را بهانه ای دید تا بر آن فوکوس کند.

شوراي نگهبان در بيانيه­ای که به مناسبت آنچه دهه فجر خوانده است، جشن هسته‌‏اي رژیمشان را ميثاق دوباره ملت ايران با آرمان‌‏هاي خمینی و انقلاب اسلاميشان  دانسته و آورده است که : در بيست و هشتمين سالگرد انقلاب اسلامي، ملت ايران آماده مي‌شود برگ زرين ديگري از دفتر پر افتخار تاريخ انقلاب را ورق بزند و موفقيت جوانان و دانشمندان ايراني در دستيابي به دانش ارزشمند هسته‌اي را به‌عنوان «انقلاب بزرگ عملي» ملت ايران جشن بگيرد.

جمهوری اسلامی در بحران زاده شد،با بحران استقرار یافت و بحران سازی را در منطقه و جهان پیشه خود ساخت.

 پس از گزارش خبرگزاری فرانسه که در آن به نقل از دیپلماتها در مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی گفته شد رژیم تهران کار نصب دستگاههای سانتریفیوژ در تاسیسات زیرزمینی نطنز را آغاز کرده است و ممانعت این رژیم از نصب دوربین در داخل سالنها در تاسیسات نظنز، امر نظارت بر انتقال تجهیزات و رفت و آمد کارشناسان به این محل را دشوارتر از گذشته کرده است ،لذا از داده ها چنین بر می آید که برنامه غنی سازی اورانیوم بدون توقف و بدون نظارت جامعه بین المللی در جریان است.

نصب سانتریفیوژ در تاسیسات نظنز اگر چه از جانب مقامات دولتی در اولین ساعات پس از انتشار خبر تکذیب شد اما در صورت صحت ، یک اقدام دیگر از سوی جمهوری اسلامی در مسیر مقابله جويی با جامعه بین المللی است.

صحبت از جشن بزرگ هسته ای ،مدتی است از سوی خبرگزاریها به نقل از احمدی نژاد درج میشود و گهگاهی مخابره میگردد.پیشتر هم تاکید شده بود که جمهوری اسلامی در پی نصب و راه اندازی 60 هزار دستگاه سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم است.

در همین راستا و در تازه ترین تحولات منابع غربی خبر دادند که رژیم تهران اخیرا با موانع فنی مهمی در تلاشهای خود برای غنی سازی اورانیوم روبرو شده است.کارشناسان اعتقاد دارند که ایران در اواخر سال 2007 از آستانه فناوری عبور خواهد کرد.به گفته کارشناسان هسته ای ، ایران به 3 هزار سانتریفیوژ فعال برای غنی سازی موفقیت آمیز اورانیوم نیاز دارد؛ این در حالی است که ایران دارای دو آبشار فعال است.

بنابر داده های علمی و آنچه در ظاهر امر استنباط میشود اگر رژیم تهران ساخت سانتریفیوژها را کامل کند و در فناوری هسته ای مهارت کسب کند ، یک سال طول می کشد که به کیفیت قابل توجه دست پیدا کند و سپس دو سال دیگر لازم است تا  یک وسیله هسته ای را سوار کند و ممکن است این امر در سال 2010 انجام شود.

جنجال خبري رسانه هاي رسمی و نیمه رسمی رژیم در حالي صورت مي گيرد كه اين روزها حتی دوستان خود این رژیم  به ایشان هشدار مي دهند كه ناچار براي خروج از بن بست موجود  میبایست از سیاستهای تاکنونی برگشته و راهبردی دیگر اتخاذ کنند.

اظهارات محمود احمدى‌نژاد پيرامون برپایی جشن بزرگ هسته ای  واكنشهاى گسترده‌اى را در سطح جهان در پى داشته و خواهد داشت. عليرغم واكنش شديد سياسى در سراسر جهان، جمهورى اسلامى نه تنها قصد ندارد به فعاليتهاى اتمى خود در زمينه غنى سازى اورانيوم خاتمه دهد، بلكه بر آن است تا بر گستره آنها نيز بيافزايد.

 این جهت گیری هرگز نشان از کج فهمی مقامات دولت تهران نیست،بلکه استقبال رسمی آنها از سیاست تنش آفرینی با مجامع بین المللی است.

در دوره اخیر چنین رویکردی،مبنای تصمیم گیری های کلان سیاسی در دایره قدرت بوده است.بعد از آنکه خبرگزاري فرانسه اسامي افراد يا نهادهاي مربوط به برنامه‌هاي موشكي و هسته‌اي ايران را كه ممكن است مورد تحريم‌هاي سازمان ملل قرار گيرند، منتشر كرد،در کوتاهترین زمان پس از این اعلام شاهدیم که نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در مواضعشان بر این اعتقادند که  رسيدن به مراحل نيمه صنعتي و صنعتي در عرصه هسته‌اي، شرايط فعلي را دگرگون خواهد ساخت.   صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت بازخورد همین سیاست بود.

نباید از نظر دور داشت پیشرفتهای شگرفی که در دو دهه ی گذشته جمهوری اسلامی در زمینه ی تکنولوژی نظامی خود ایجاد کرده،ابزار اجرای یک استراتژی اجتماعی - نظامی را بدون ارتشی که سالهاست آنرا بیست میلیونی میخواند،فراهم کرده است .تلاش برای تسلیح جمهوری اسلامی به سلاحهای تخریبگر ادامه همین دور تسلسل وار است.

از آنجا که بعد از رو شدن دست مقامات جمهوری اسلامی در استفاده ابزاری از احساسات مردم ایران و فرستادن آنها به میادین جنگ ایران و عراق،عملاً و علناً این نیرو دیگر بسیج کردنی نیست،لذا آنها برای یافتن جایگزینی مناسب تصمیم گرفتند که نیروهای مسلح تعلیم دیده،مجهز،تمام وقت و حرفه ای را که عموماً از خودیها تشکل یافته است،به کار گیرند که اینها به طور خودکار،نیاز به شرکت گسترده ی مردم در جنگ را از میان می برند . در محدوده تعریف شده ،جمهوری اسلامی کوشیده است تا هسته کوچکتری که نام بی مسمای "دانشمندان هسته ای" را بر آن نهاده است ،سازمان داده و ماموریت واقعی را به آنام محول کند.

از این مهم گرفته که در طول جنگ ایران با عراق دولت ریگان حرکت بین المللی گسترده ای را برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران سازمان داد تا مانع از پیروزی ایران در جنگ با عراق گردد،تا اینکه در نوامبر 2000 قانون «منع گسترش قوه نظامی ایران»  با هدف جلوگیری از صدور تکنولوژی نظامی به ایران به تصویب رسید و تا این اواخر که هفت شرکت دولتی چین، 2 شرکت هندی و یک شرکت اتریشی به گفته وزارت امور خارجه آمریکا به خاطر فروش تجهیزات و فن‌آوری پیشرفته مورد استفاده در صنایع نظامی و شیمیایی ایران مورد تحریم قرار گرفتند، و آخر سر صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت علیه برنامه هسته ای این رژیم ،هیچکدام از این اقدامات در عدم زرهی سازی تهران موثر نبوده و این راه با تمام موانع پیموده شد .

از عوامل مهم دیگر که به جاه طلبی های هسته ای و توسعه نیروی نظامی جمهوری اسلامی میدان عمل داده است،وضعیت فعلی آمریکا است که در عراق نیز بهتر از افغانستان نیست، زیرا این کشور سرنوشتی تاریک و نامشخص در عراق دارد که ممکن است در صورت ادامه ناآرامی در عراق در ابعاد کنونی آن موجب کاهش شدید هیبت بین المللی و ناکامی این کشور شود .از این روست که چنین استنباط میشود ، تغیر محور فشارهای آمریکا بر ایران از تمرکز بر مسائل اتمی تا طرح موضوع دخالت ایران در امور داخلی کشورهای منطقه ،راهبرد تازه آمریکا در مواجه با ایران است.

کمی اگر به عقب برگردیم شاهدیم که بعد از 23 مرداد ماه كه آتش بس میان اسراییل و حزب الله اعلام گرديد و مشخص شد که بازوی تروریستی رژیم تهران در خاورمیانه یعنی حزب الله لبنان به عنوان یک گروه اسلامي اگر چه در برابر ارتش اسرائيل،شکست قطعی نخورد،اما با نمایش نهایت توانمندی های نظامی اش نیز نتوانست به داعیه های خود جامه عمل بپوشاند و مناسبات اين حوزه آنجا دگرگون شد که جمهوری اسلامی کارت نظامی حزب الله را در یک تقابل احتمالی ناتوان یافت.

 رحیم صفوی هم در تازه ترین اضهار نظر در این خصوص گفته است :" قدرت‌های فرامنطقه‌ای از چهار سال پيش با اهدافی همچون تسلط بر منابع انرژی منطقه و عراق، حفظ رژيم نامشروع صهيونيستی به عنوان مجری سياست‌های آمريکا در منطقه، تشکيل خاورميانه جديد، برخورد با قدرت‌های مستقل منطقه و با اشغال افغانستان و عراق حضور پررنگ‌تری در منطقه پيدا کردند، اما امروز حقيقت اين است که آمريکايی‌ها در رسيدن به اهداف خود با شکست مواجه شده‌اند و نه تنها خاورميانه جديد شکل نگرفته بلکه خاورميانه اسلامی در حال شکل‌گيری است. "

در همین اثنا بود که مصر، عربستان، اردن و... با جمع  بندي تازه اي از مناسبات منطقه اي ،به این سو رهیافتند که بنیادگرایی اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی در منطقه و با تسلیح و تجهیز نظامی و مالی حزب الله در لبنان و گروههای اسلامی در فلسطین در حال تدارک مقدمه اي براي پيدايش و ایجاد خاورميانه اي اسلامي هستند.

راهبردی که در بالا تحت عنوان مخور قرار دادن دخالت ایران در کشورهای منطقه مورد اشاره بود،تاحدودی نشان از موفقیت آمریکا در دست یافتن به اتحادی نسبی میان این کشورها علیه ایران است.

حال ديگر خود جمهوري اسلامي ايران نيز تلاشي براي سرپوش گذاشتن بر سطح پيشرفت  فن آوري انرژي اتمي در ايران نميكند. عزم ايران براي رسيدن به 60 هزار سانتريفيوژ در برنامه هسته اي خود كه از سوي احمدي نژاد بيان میشود و خبر از جشن بزرگ هسته ای در دهه فجر انقلاب اسلامیشان است،گذشته از یک شانتاژ خبری و ایجاد ترس در جامعه جهانی و خصوصاً کشورهای خاورمیانه هدف دیگری ندارد.

دستیابی احتمالی رژیم تهران به بمب اتمی اگر چه دور به نظر میرسد، هیچ سودی برای مردم ایران ندارد و نتیجه اش مسابقه تسلیحاتی،جنگ و ویرانی و آشوبی دیگر برای منطقه و جهان است.

 ایران بعد از جمهوری اسلامی در انتخاب داشتن انرژی صلح آمیز اتمی مختار خواهد بود و در کشوری آزاد و دمکراتیک تلاش برای استفاده صلح آمیز قابل باور خواهد بود.

آیا تحولات آتی در ایران چنین امکانی را به دنبال خواهد داشت یا خیر موضوع دیگری است که از حوصله این نوشته خارج است اما ترس از آینده سیاسی ایران،یکدم مبارزین راه آزادی را آرام نذاشته و نخواهد گذاشت.

نقل است که محمد رضا شاه پهلوی به تاریخ 13 اسفند 1356 در مصاحبه با روزنامه معتبر Christian science monitor  گفته بود : " بعضی مردم در جهان غرب هستند که خیال میکنند هر وقت یک رژیم سلطنتی در کشوری سرنگون شود ،آن کشور تبدیل به بهشت روی زمین میشود.نظری به آنچه در لیبی یا اتیوپی یا کامبوج میگذرد کافی است تا نشان دهد که چه اندازه بین این تصور با واقعیت فاصله است ".

اگر چه این سخنان در حال و هوایی ایراد شده بود که دولت پهلوی وضعیت نامتعادل و هر لحظه در بحرانی داشت،اما سمت گیری آنچه بعدها حاصل انقلاب نامیده شد،بر اصل  " فاصله تصور تا واقعیت " صحه نهاد .

شکست سیاست تنش زدایی خاتمی با کشورهای جهان و در همان حال شکست هژمونی بنیادگرایی اسلامی در منطقه و همچنین ضرورت مرعوب نمودن جهان خارج موجب شده که تلاشهای دولت خاتمی برای کاهش تنش در عرصه هسته ای با آمریکا و غرب ،جای خود را به سیاست تعرض ،گردن کشی و قطع همکاری در دولت احمدی نژاد با جهان بدهد.

نهایتاً اینکه ایران اتمی با جمهوری اسلامی ، یعنی چالشی سنگین برای رهایی ایرانیان از استبداد و اعلام جنگ به جامعه جهانی به سرکردگی حاکمان اسلامی.



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از وریا محمدی:




[تاریخ ارسال: 05 Feb 2007]  [ارسال‌کننده: روشن راه]  [  ]  
پایه های سیاسی آزاد و باز گذاشتن رفرمهای سیاسی، اقتصادی... و در کل دمکراسی تعیین کننده است نه فقط داشتن سرمایه. برای مثال آیا در شوروی سابق سرمایه نبود؟ آیا در زمان شاه دیکتاتور در ایران سرمایه نبود؟ و حالا آیا در ایران تحت حاکمیت نظام فاشیستی مذهبی ولی فقیه سرمایه نیست؟ میخواهم به صراحت بگویم که دیکتاتورها و عوامل داخلیشان با ماهیت ضد آزادی خود، حاکمیت مردم را در ایران غصب کرده و با به هم زدن ثبات سیاسی، مردم را وادار به انقلاب آزادیخواهانه کرده و در هین به منحرف کشیده شدن انقلاب، دیکتاتورها خود زمینه های چپاولگران و تجاوزگران را با ایجاد خفقان... باز می کنند. به همین دلیل منشاء تمامی بن بستها و معضلات سیاسی، اقتصادی... در داخل ایران بوده و بقیهً شعارها و تفسیرها خواه ناخواه انحرافی و از بازماندگان حزب توده و شاه خائن و ملایان است. از این منظر، نسبت دادن فقر و فلاکت مردم ایران به خارجه یا به اصطلاح امپریالیستها آب ریختن به آسیاب آشوبگران ولی فقیه برای حفظ نظام ولی فقیه است   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.