شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

این سناریو برای کیست؟

شادي امين

مصاحبه 321 ثانیه ای هنرپیشه ایرانی به هالیوود راه یافته ، شهره آغداشلو ، با رادیو بی بی سی ، در چند روز گذشته عکس العمل هایی را بر انگیخت که عمدتا از موضع نقد و برخورد به موضع گیری به غایت ارتجاعی ایشان در مورد " حجاب اجباری " و بازگشت به جمهوری اسلامی است. 

به راستی این سناریوی 5 دقیقه ای برای کیست؟

شهره آغداشلو سالهاست مقیم آمریکاست. او توانسته به پشتوانه آزادی های به دست آمده و حاصل مبارزات زنان و نیروهای مترقی آمریکا، حداقل از آزادی پوشش و برخی آزادی های دیگر اجتماعی در آنجا بهره جسته و به عنوان یک زن در حرفه خود به کار مشغول شده و به ایفای نقش های مورد علاقه اش بپردازد.

ایشان پس از بیش از 25 سال به یکباره به یاد فیلمسازان "خوب" * و هنرمندانی که برایشان "خیلی احترام قايل است" نظیر کیارستمی و مهرجویی افتاده و هوس بازی در فیلم های آنان را دارد. البته ایشان متاسف است که" پیشنهادی برای بازی در فیلم های ساخت ایران به وی نشده است" ، البته او اجازه نمیدهد که این آزردگی احیاناُ باعث نقد مناسبات حاکم بر ایران گردد و فوراُ برای بیننده توضیح میدهد که:"شاید نقشی برای من ندارند و یا شاید محدودیتی دارند."

 شاید!؟

هنرپیشه اصلی این سناریو خانم آغداشلو، بلافاصله بر هیجان مصاحبه افزوده و در پاسخ مصاحبه گر که از او میپرسد:"اگر به شما پیشنهاد بدهند شما حاضرید؟" پاسخ میدهد:" بله من هیچ مشکلی ندارم، خیلی هم خوشحال میشم"

در حقیقت اساس مصاحبه برای گفتن همین یک تقاضا است که رک و پوست کنده آن میشود: اگر با سیاست شما همخوانی دارد ، من حاضرم. اگر فکر میکنید حضور من در عرصه سینمای ایران برای شما امتیازی می آورد و باز به توهم وجود آزادی در ایران دامن میزند، من حاضرم. اگر شما کمی مرا تحمل کنید و چشمتان را بر ادعاهای گذشته من ببندید، من حاضرم بر اجساد زنان و کودکانی که در دوره شما و به یمن قوانین شما خونشان بر زمین ریخته شد ، نقش زنی با عفت و فریب خورده را بازی کنم. و دست آخر خانم آغداشلو با زبانی که "آنان" آن را خوب میفهمند در واقع میگوید: از من تصور غلط نداشته باشید، درست است که من در برخی از نقش ها حتی نیمه عریان ظاهر شده ام، درست است که در نقشی دیگر زنی گریخته از جهنم شما را بازی کردم، اما به واقع اینها هیچیک به معنای این نیست که من زنی آزاده هستم و از آزادی و هویت انسان دفاع میکنم من آن موقع "جوان" بودم و گذشت زمان به من درس هایی داده است. درست است که من حتی همین مصاحبه را بدون حجاب انجام میدهم اما میتوانم "آزادانه" به حجاب اجباری شما تن دهم و بپذیرم این"قانون شماست". و البته از این هم فراتر میروم و مبلغ این میشوم که این قانون مورد علاقه زنان ایران است و من "چون به حریم و حرم آنان وارد میشوم ، باید رعایت کنم! و نتیجه اینکه من هم قابل معامله هستم ، نرخ را تعیین کنید!

ایشان در این مصاحبه همچنین به نقد خود و مرزبندی با گذشته اش پرداخته و در پاسخ مصاحبه گر که میپرسد یعنی حاضرید حجاب سر کنید ، میگوید:" برای کیارستمی ، برای داریوش مهرجویی ، برای هنرمندانی  که خیلی برایشان احترام قائلم و کارشان را دوست دارم ، بله حجاب سر میکنم ، 10 سال پیش میپرسیدید میگفتم نه! جوان بودم میگفتم به هیچ وجه من الوجوه! این اصلا یک رفتار reactionary (مصاحبه گر ترجمه میکند: ارتجاعی) بله ، ارتجاعی از من است بر علیه آنهایی که میخواهند این را به زور بر سر من بکنند. (یعنی 10 سال پیش ایشان حجاب را اجباری و به زور میدانست / ش.ا.) و ادامه میدهد:"اما  گذشت زمان درسهایی به آدم میدهد. اگر من علاقمندم با آنها کار بکنم ، این من هستم که وارد حریم و حرم آنها میشم و باید رعایت کنم. به هر شکل قانونشان است."

در اینجا باید از خانم آغداشلو پرسید ما را احمق فرض میکنید یا خودتان را به حماقت زده اید؟ حجاب "قانون" کیارستمی ،  داریوش مهرجویی و هنرمندانی  که خیلی برایشان احترام قائلید" است یا قانون جمهوری اسلامی؟

در مقابله با همین "قانون" و "قوانین" دیگر 27 سال است که در این کشور زنان و مردان بسیاری رنج میبرند، فعالیت میکنند، دستگیری و زندان و شکنجه را به جان میخرند و در گور های گمنام و دسته جمعی به خاک می افتند و باز میگویند نه!  ایشان با وقاحت "ندامت" خود را تحت عنوان رشد فکری تحویل ما میدهد.

اصلا اگر قوانین به صرف "قانون" بودنشان پذیرفته میشدند و بشریت علیه ظلم و بی عدالتی در قوانین به پا نمیخواست و سکوت میکرد که ما اکنون اینجایی که ایستاده ایم نایستاده بودیم، هنوزدر همان آمریکا زنان از حق رای برخوردار نبودند، هنوز قوانین برده داری بر جهان حاکم بود به دورتر ها نمیرویم ، هنوز سیاهان حق سوار شدن وسایل نقلیه عمومی را نداشتند و ... و همه میدانیم که کسانی مانند "رزا پارک" شجاعانه علیه این قوانین به پا خواستند تا ما از حداقل های انسانی به دست آمده در زندگی خود بهره گیریم.

اگر قوانین به صرف "قانون" بودشان پذیرفته میشدند و بشریت علیه ظلم و بی عدالتی در قوانین به پا نمیخواست و سکوت میکرد هنوز کودکان دختر در همه جا زنده به گور میشدند، هنوز زنان از آزادی سقط جنین برخوردار نبودند، هنوز اعدام و شکنجه در سراسر جهان امری بدیهی و روزمره بود  و هنوز کوره های آدم سوزی در قلب اروپا بر پا بود و هنوز....

مصاحبه کوتاه و گویای ایشان  اما نشان از سناریویی دارد که بر خلاف تصور برخی دوستان نقد کننده آن خطابش نه زنان و تبعیدیان بلکه همکاران "مورد احترام ایشان" و رژیم جمهوری اسلامی است.

آری شهره آغداشلو آزاد است که به هر توجیهی دست یازد و قبل از هر نتیجه ای اطرافیانش را نیز با چنین مصاحبه هایی آماده سازد، اما واقعیت امر این است که هدف از این مصاحبه نه در میان گذاشتن یک نظر و تصمیم با "هم سرنوشتان یا هموطنان" است بلکه بیش از هر چیز طرح یک تقاضا از "همکاران" و "صاحبان قانون" است.

هر روز در اطراف ما عده بیشتری به این موج برگشت از گذشته و بازگشت به ایران میپیوندد، مصاحبه ای هم با

بی بی سی انجام نمیدهند، آرام و سرخورده و البته با ادعا های فراوان میروند و برخی با "هزار چهره" باز میگردند.

اگر خانم آغداشلو و امثال ایشان برای فراهم کردن مقدمات سفرشان به چنین مصاحبه هایی نیاز دارند، این نیاز ایشان است، به ما "که هنوز جوان هستیم و میگوییم نه!" ربطی ندارد، خودمان را بیش از این مشغول آغداشلو و شرکاء نکنیم، فاجعه در جای دیگری است.

ShadiAmin@web.de

* کلمات داخل گیومه از مصاحبه شهره آغداشلو با بی بی سی بر گرفته شده است.



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از شادي امين:




[تاریخ ارسال: 10 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: شیرین]  [  ]  
خانم امین، حرف هایی که زده اید متاسفانه تکرار حرف های دوستان دیگر بود البته با تاخیر. همیشه انتظار هست که حرف تازه ای زده شود و جنبه های گوناگون یک موضوع بررسی شود،اگر قصد مطرح شدن نام نیست. اگر چه ما عادت داریم به تکرار حرفهای هم دیگر. خود شما در پایان می نویسید: "خودمان را بیش از این مشعول آغداشلو و شرکا نکنیم، فاجعه در جای دیگری ست" این که نقض غرض مقاله ی خودتان شد!!یعنی شما خاتم انبیا باشید؟؟ اتفاقن باید نوشت و موضوع را از جنبه های مختلف تحلیل کرد. کاش یاد می گرفتیم که از این جور مبهم گویی بپرهیزیم و حرفمان را بزنیم اگر حرفی داریم یعنی می پرداختید به همان "فاجعه" که در ابهام ماند تا ما حرف تازه ای می خواندیم.   

[تاریخ ارسال: 08 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: عباس ابوالفضل پور]  [ neil@euselect.com ]  
شادی عزیز; مثل همیشه مقاله ات عالی بود.بوجود زنانی چون شما افتخار میکنم.در ضمن نظر خانم شبنم حرف نداشت ;دستش درد نکند.   

[تاریخ ارسال: 04 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: n.rahimi]  [  ]  
کسانی که درد هنرو فرهنگ دارند بايد بدون هيچگونه بحث های حاشيه ای مبارزه قاطع با جمهوری فاشيستی اسلامی را در زمينه هنری و فرهنگی سازماندهی کنند. به نظر من تنها نبايد بحث رفتن خانم شهره اغداشلو اين هنرمند نا اگاه وديگر هنرمندان فرصت طلب به ايران و انتقاد از انها در همين جا خاتمه يابد. صدها شبه هنرمند امروز در ايران زير عبای ملاها زندگی ميکنند و هنرشان تنها برای بزک کردن چهره کريه رژيم در داخل وخارج وبقا ی عمر رژيم بکار ميبرند. انها درست به درازای عمر ننگين اين رژيم در دستگاه مافيائی هنر وفرهنگ ان بکار خفت بار خود سالهاست که ادامه می دهند.دو فيلم سازرژيم که شهره اغداشلو از انها بعنوان فيلم سازان بر جسته نام برد يعنی کيا رستمی و داريوش مهرجوئی پرونده سياهی در همکاری با فاشيسم حاکم دارند.هر دو فيلم سازان فيلم هاي گلخانه ای رژيم هستند و هر دو سانسور را قبول دارند وانراباعث خلاقيت ميدانند و هر دو بارها در نمايش انتخاباتی رژيم شرکت کرده اند وبا سران رژيم روابطه برادرانه دارند. مهرجوئی زمانی مثل شهره اغداشلو تبعيدی خارج بود ولی بعد از نوشتن توبه نامه به زير عبای ملا ها برگشت. مهرجوئی که کارگردان رو شنفکر شدنش را مديون زنده ياد غلامحسين ساعدی و فيلم گاو است در اوائل سالهای ۶۰ که در فرانسه بود و قرار شده بود با ساعدی يک فيلم در فرانسه بسازند ناگهان اقای مهرجوئی به ايران بر گشتند! . پس از ان واقعه ساعدی تا مدتها نميتوانست اين داستان را هضم کند که چگونه همه چيز به فراموشی سپرده شد و يک انسان روشنفکر از اين رو به ان روشد!. و ساعدی بعد از ان واقعه نتوانست دوام بياورد و دق کرد. ملاحظه ميکنيد که اين حضرات و ديگر شبه هنرمندان و شبه نويسندگان وشبه اواز خوانان رژيم که اسم خودشان را هم فيلم ساز و هنرمند و کانون يا سازمان سينمائی و هنری و فرهنگی گذاشته اند نه تنها از هنر و فرهنگ و همينطور دموکراسی بويی نبرده اند بلکه از عواطف انسانی هم بکلی بی بهره اند.اما طنز تلخ اينجاست که چون اکثر ايرانيان نه گوش شنوا دارند ونه حافظه تاريخی برای همين هم هست که رژيم مرتب عده ای از پادو هايش را به عنوان روشنفکر. نويسنده. شاعر . اواز خوان. فيلمساز. ظنزنويس و .. برای ترور اقتصادی ايرانيان و بز ک کردن چهره خود به خارج صادر ميکند و ايرانيان نا اگاه هم در بر نامه های رژيم ساخته شرکت ميکنند و برای ا ين پادو های رژيم دست ميزنند. غش ميکنند و گلوپاره ميکنند و فکر ميکنند که دارند با اين عمل شان با رژيم مبارزه ميکنند!. تما م به اصطلاح اين هنرمندان و نويسندگان و فيلمسازان و ورزشکارانی داخل ايران که در چهار چوب قانون و دستگاه های مافيائی رژيم فاشيستی جمهوری اسلامی ودر نهاد های مافيائی ان بخاطر منافع طبقات حاکم فعاليت ميکنند پادو ومزدور رژيم هستند .فعاليت های هنری وفرهنگی و ورزشی اين نهاد های رژيم در خارج ميبايست توسط ايرانيان ازاده بايکوت گردد و نبايد کوچکترين امکان فعاليت به انها در خارج بدهيم. در هر لباس و بدست هر کس که باشد.   

[تاریخ ارسال: 04 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
این یک حرف خانم آغداشلو در مورد کیارستمی درست است، زیرا ایشان با سر تعظیم فرود آوردن بر قوانین ضد بشری جمهوری اسلامی، از جمله حجاب اجباری، و حتی دفاع کردن از آنها به نان و نوایی رسیده است. خانم آغداشلو هم هوس کرده در این خوان گسترده ملایان برای مردم ستیزان و نامردمانی همچو ن کیارستمی، سینماگر آخوندی، شریک شوند. ننگ بر این و نفرین بر آن.   

[تاریخ ارسال: 04 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
شادی عزیز این مطلب که باید در ایران قانون ملاها را احترام گذاشت از آغاداشلو نیست اولین بار این مطلب را خانم شیرین عبادی مطرح کرد وبعد همهء نوچه های وزارت اطلاعات مطرح کردند در ایران اولین کسی که واژه هارا از معنی تهی کرد خود خمینی بود به کارگران می گفت خدا هم کارگر است امروز نوچه های وزارت اطلاعات که به عنوان هنرمند فعالیت میکنند مثل خمینی امامشان واژه ها را تهی میکنند وهنر دلالی را رشد داده اند آدمهائی مثل تهمینه ء میلانی شهرام ناظری حتی شجریان به پابوس خامنه ای جلاد میروند وبقول مینا اسدی مثل اکبر گنجی پاسدار کون احمدی نژ اد را می لیسند شهره آغاداشلو هم از همین قماش دلالهای امپریالیسم وآخوند است امپریالیسم وسرمایه در امریکا از این خانم برای خر کردن خلق الله استفاده کرده است وبعدش به ملاهای ایران پاس داده است این خانم برای لیسیدن کون خامنه ای است که به قانون ملا ها احترام می گذارد وبا بی بی سی مذاکره کرده است خوب دنیای آدمهای دلال همین است .   

[تاریخ ارسال: 04 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: ماکوئی]  [  ]  
روابط همسفرگی و به هم ریختن و بی رنگ نمو دن مرزهای انسانیت از طرف اشخاص و احزاب بی هویت و وابسته به رژیم، نه تنها ملایان حاکم را در گسترش اهداف شوم جنایتکارانه خود در داخل و خارج را گستاخ نموده است، بلکه مردم ایران را در شناخت دوست و دشمن و مبارزه با آن را نیز در سردرگمی و توهم نگه داشته است. این است نتیجهً هنر و سیاست وابسته گان و خود فروشان به حاکمان فاشیسم مذهبی در ایران و البته نتیجهً این توهم پراکنی ها و فرصت طلبی ها و همسفرگیها.... احتمالاً فردا بمب های و یرانگر برسر مردم محروم خواهد شد.اگر چنانچه موانع داخلی و روابط سوار بر آن در خارج حل میگشت ! این رژیم بدست ملت ایران سرنگون میشد، نتیجتاً سرنوشت مردم و تابلو سیاسی و اقتصادی آن در داخل وخارج ایران 180 در جه در برقراری صلح ثبات منطقه به نفع مردم ایران فرق می کرد.پس از ماست که بر ماست.   

[تاریخ ارسال: 03 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: شبنم]  [  ]  
فیلسوف یعنی چی؟ انسان باشید. همین کافی هست اینقدر فرصت طلبی و نامردمی روا نیست. فرق نمی کند چکاره هستید. فیلسوف یا بازیگر یا نویسنده یا سرباز یا پزشک یا معلم. نان به نرخ روز خوردن و هی لاف هنر و هنرمندی را زدن چه ربطی به فیلسوف بودن یا نبودن دارد؟ همه را یک کاسه نکنید. هنرمندان و بازیگرانی هم بودند که سر جایشان درست ایستادند چون غنی بودند و عمیق بود چون حداقلش از انسانیت یک جو درک داشتند.   

[تاریخ ارسال: 03 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: پریشان آدم]  [ Parishan@gmail.com ]  
من که اصلاً نفهمیدم چرا این خانم اینهمه از اهمیت و موقعیت برخوردار شده اند. نکند خدایی ناکره ما مردم دیوانه شده ایم؟ مگر آرتیست سینما فیلسوف است که انتظار برخورد فلسفی دارید؟ همه این داستان تقصیر آمریکایی هاست که آرتیستهای سینمایشان را برایمان فیلسوف می‌کنند. و مبارزات آقای شاون و خانم فوندا برای جماعت هالیود درست کرده اند. مگر ما هم آمریکایی هستیم که مملکتمان یک فیلسوف نداشته باشد؟ یک نگاهی به تاریخ مملکت مان بکنید و ببینید بجای آنکه از امثال آغداشلوها انتظار دارید باید از چه کسانی انتظار داشته باشید. این فضای کاذبی که آمریکایی ها برایمان درست کرده اند اگر نشکنید خودتان مثل سال 57 قربانی اصلیش خواهید شد.   

[تاریخ ارسال: 03 Dec 2006]  [ارسال‌کننده: شبنم]  [  ]  
بدا به سطح درک و فهم شما که تا کنون به امثال شهره آغداشلوها توهم داشته اید. خانم جان ایراد از این جماعتی است که مارک چپ و فمینیست را یدک می کشند و تا این زمان کارنامه کاری این چهره ها را نه تنها نقد نکرده اند بلکه برایشان کف هم زدند. این خانم با پشتیبانی لابی های سرمایه داران یرانی / اسرائیلی در امریکا به نوایی رسیدند. بروید نقشهایی را که ایشان بازی کرده هم از نظر سیاسی و هم از نظر هنری ببینید که چقدر سطحی و خر رنگ کن است. تا همین دیروز برای رسیدن به نام و نان در هالیوو د رلهای کلیشه ای ضد عرب و ضد مسلمان بازی می کردند حالا با پیروزی دمکراتها در سنای امریکا جناح محافظه کار بوش تضعیف شده و سیاست فرهنگی هم دارد تغییر می کند. شاید ساختن فیلم خواندن لولیتا در تهران هم با مشکلاتی مواجه شده گویا دیگر امیدی زیادی نیست که این خانم جایزه و قرارداد کلانی نصیبش شود پس سیاست عوض می شود و با حجاب هم کنار می اید. سطح کار این خانم همین بوده چیزی تازه ای نیست. اما به شما باید چه بگوییم که به عنوان فمینیست در بازی صمد آقاهای طرفدار سیاست جنگی بوش توپ باز می کنید. خانم جان خانه از پای بست ویران است.   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.