شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۵ اوت ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فدایت گردم ٬ ترور نکن!

مينا احدي

[عکس انتخاب ديدگاه است]
نگاهی به رابطه  دولت آلمان با جریانات اسلامی

ترس از ترور و عملیات تروریستی در آلمان بسیار بالا است. بعد از کشف دو چمدان حاوی بمب و خطر راه افتادن حمام خون در قطارهای مسافربری و یا محل تجمع مردم٬ دولت آلمان بیش از پیش به صرافت مقابله با این خطر  افتاده و راه حل را  وزیر داخله آلمان " شویبله" در یک دیالوگ جدید با سازمانهای تروریست اسلامی یافته است. کنفرانس اسلام در شهر برلین٬ نتیجه این غور و تفحص دولت آلمان بود.

همزمان با برگزاری این کنفرانس , در اواخر ماه سپتامبر٬ رییس اپرای برلین نمایش اپرای "اید منیو" را لغو کرد و گفت از تهدیدات تروریستی می ترسد.

کریستین هارمز٬ به یکباره در این تصمیم گیری خود که برای حفظ "امنیت" جامعه بود٬  تنها ماند. چرا که بسیاری با قیافه حق بجانب این اقدام را نقد کردند. شهردار و وزرا و نمایندگان مجلس و حتی آنجلا مرکل و خود همین آقای شویبله این اقدام را مذموم نامید و گفت ما از آزادی بیان " به هر قیمت" دفاع میکنیم.

در  کنفرانس اسلام در برلین ودر اواخر ماه سپتامبر 2006٬  در حالیکه روسای باندهای اسلامی و  احیانا برنامه ریزان ترور نشسته بودند٬ شویبله از آنها خواست بطور سمبلیک با خود او به دیدن این برنامه رفته و نشان دهند که اسلامیها تولرانس دارند.

دنیای عجیبی است! سیاست دولت آلمان در قبال جریانات و باندهای اسلامی و امروز سر تعظیم فرود آوردن این دولت در مقابل ماری که در آستین پرورده٬ تماشایی است.

مسول اپرا هاج و واج ماند و گفت اگر به اخطار مسولین امنیت گوش نمیداده و در محل سالن بمبی منفجر میشد و کسی کشته میشد آیا هنوز این سخنوریها در جریان بود؟

ولی سیاستمداران آلمانی را کاری به این سوالات و مهمتر از آن کاری به سیاستهای حودشان در قبال باندهای ترور اسلامی نبود٬ آنها فعلا فرصتی به دست آورده بودند از آزادی بیان دفاع کنند. آزادی بیانی که در خود آلمان با قدرت گرفتن این باندها روزانه زیر پا گذاشته میشود٬ تهدید زنان منتقد اسلام سیاسی و اسلام٬ تهدید مخالفین حجاب کودکان ٬  آخرین مورد تهدید سیران آتیش  وکیل سرشناس ساکن برلین و دست کشیدن او  از وکالت بدلیل تهدیدات تروریستی بود.  و در این مورد البته سیاستمداران  در آلمان هیچ نگفتند.  

تاریخچه رابطه دولت آلمان با جریانات و باندهای سازمان یافته اسلامی٬ تاریخی مملو از بی پرنسیپی٬ اپرتونیسم تاریخ مماشات و کمک به بال و پر گرفتن سازمانهای اسلامی٬تاریخ  مماشات با  زیر پا گذاشتن حقوق انسانی و بویژه حقوق زنان و کودکان در این کامیونتی ها٬ تاریخ مماشات با قتل ناموسی و ازدواجهای اجباری و تاریخ کمک به قدرت گرفتن مردسالاری و  زن ستیزی و کودک ستیزی و ضدیت با حقوق انسانی است.  

مطبوعات و تصاویر وارونه

در مطبوعات آلمانی یک تصویر ابدی و ازلی و مقدس وجود دارد که همه و شاید اغراق نباشد 90 در صد مردم آنرا گرفته و قبولش دارند. 3 میلیون مردم پناهنده و مهاجر از کشورهای ترکیه و ایران و عراق و افغانستان و بوسنیا و... در آلمان زندگی میکنند که اسم اینها پناهنده و یا مهاجر و یا کارگر و  زن و مرد نیست اسم اینها " مسلمان" و یا مسلمانان" است.

این سه میلیون یک هویت بسیار مهم دارند و آن مسلمان بودن آنها است. این سه میلیون در درون خودشان ابدا به زن و مرد و آتیست و مسلمان و بهایی و یهودی و یا به دارا و فقیر تقسیم نمیشوند . در بین این سه میلیون ابدا اختلاف  نظری وجود نداردو تا آنجا که به اسلام و اسلامی بودن برمیگردد ٬ ابدا تفاوتی بین آنها نیست. اینها مسلمانانی هستند که نمایندگی آنها را چند باند تروریست اسلامی میکند. در آلمان از این باندهای سازمان یافته اسلامی زیاد هستند که از دولت پول و سوبسید میگیرند٬ مساجد عظیم میسازند و اگر پول کم بیاید و یا دولت کمترین خطایی بکنند٬ مورد پرخاش قرار گرفته و با فریاد  " توهین به جامعه مسلمان" کرده و باید منتظر عواقب آن باشد٬ باج بیشتری میگیرند.

در دویسبورگ آلمان  سه میلیون یورو برای ساختن مسجد از طرف دولت  آلمان و اتحادیه اروپا به این باندها تقدیم شده است٬ در شرایطی که پناهنده و مهاجر " مسلمان" در فقر و نداری و یا زندگی در هایمهایی با استاندارد وحشتناک محکوم شده است. این " نمایندگان جامعه مسلمان" اعلام کرده اند که در نزدیکی شهر کلن٬ در دویسبورگ مناره مسجد اینها باید شبیه به علامت شهر کلن یعین کلیسای قدیمی و بزرگ " دم" باشد. پس مناره این مسجد قرار است چند متر در آسمان  رفته و احساسات رقیق اسلامیها را نوازش دهد.

همانطور که گفتم اگر در دنیا اتفاقی بیفتد٬٬ مثلا جنجال کاریکاتورها ٬ نماینده شورای مسلمانان که یکی از این باندهای تروریستی است فورا به تلویزیون دعوت میشود و ایشان از جانب من و شما که از ایران به آلمان پناهنده شده ایم و از جانب میلیونها " مسلمان" اعلام میکند که باید روزنامه ها را بست و یا دهانها را بست چرا که به قبای ما سه میلیون مسلمان و یا بیشتر به قبای ما 80 میلیون مسلمان برخورد کرده و باید کاری کنید که ما " عصبانی" نشویم. میدانید که چه میکنیم٬ و همه بلافاصله از ترس ترور٬ میگویند بله قربان شما راست میگویید و امکانات و پولهای بیشتری به جیب این برادران مسلمان می ریزند.

رابطه دولت آلمان با جریانات اسلامی٬ یک اسکاندال سیاسی کامل

در آلمان میگویند باید تولرانس داشته باشیم. این مسلمانان فرهنگشان با ما فرق دارد. آنها انسانهای دیگری هستند٬ از برابری و حقوق زن خوششان نمی آید٬ آنها متعصب هستند و دوست ندارند٬ دختران آنها به گردش و سفر بهمراه دیگران بروند٬ پس باید با این فرهنگ کنار آمد٬ خوب دختران میتوانند سفر نروند٬ شنا نکنند و یا اگر لازم بود حجاب داشته باشند٬ چون باید به فرهنگ اقلیتها احترام گذاشت و تولرانس داشت.

کر دسته جمعی٬ حزب سبز٬ سوسیال دمکرات و یا انجمن شرق شناسی با فردی مثل اشتاین باخ رییس این موسس که دست آخوندها را در دفاع از اسلام از پشت بسته است٬        همگی مشغول هستند تا به جامعه بقبولانند که قتل ناموسی زیاد مهم نیست٬ کتک خوردن زنان در خانه ها از طرف مردان و یا حجاب اجباری و کلاس قران و تبلیغ کشتن زنان بی ناموس زیاد مهم نیست. اینها فرهنگ اقلیتها است و فرهنگ مقدستر از هر چیزی است٬ حتی مقدس تر از حقوق و حرمت و جان زنان و یا کودکان! 

رابطه دولت آلمان با جریانات اسلامی بسیار حسنه است. اینها از سردسته این باندها یعنی سران حکومت اسلامی و خاتمی و دیگران  دعوت میکنند به اینجا آمده و آنها را بعنوان " فیلسوف" جا میزنند و  در مقابل نقض وحشیانه حقوق انسانها در ایران لام تا کام حرفی نمیزنند. من بعنوان کسی که در اعتراض به سنگسار و یا اعدام با بسیاری از مقامات و یا نمایندگان پارلمانها در اطریش٬ سویس٬ سوید و فنلاند و یا اتحادیه اروپا ملاقات کرده ام ٬ کمتر دولتی را به اندازه دولت آلمان٬ بی تفاوت و سهل انگار ٬ در قبال این جنایات اسلامیها در ایران دیده ام. حتی کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان٬ علاقه ای و نیم نگاهی به سنگسار زنان و یا مردان در ایران نینداخته و معمولا به درخواستهای کمیته علیه سنگسار یک پاسخ محترمانه میدهد٬ الان وقت نداریم.

امروز در آلمان دست این باندها بسیار دراز شده است. تعرض اسلام سیاسی به حقوق انسانی و یا به پایه های سکولاریسم در آلمان و اروپا بسیار جدی است. یک روز برای تحمیل حجاب اسلامی در محیط های کاری و مدارس٬ روزی برای اجرای قوانین اسلامی در سیستم قضایی این کشورها و یک روز برای گرفتن امتیازات سیاسی و مادی بیشتر. و همه این امتیازگیریها با تکیه به یک ابزار است: تهدید ترور.

دولت آلمان مفتخر است که در آخرین اقدام خود با نشستی با سران باندهای تروریست اسلامی٬ بار دیگر از آنها خواست که بفرمایند در آلمان ترورنمیکنند٬ولی اگر با قدرت گیری اینها در محیط زندگی مردم فراری از اسلام سیاسی ٬ زنان بیشتری ترور شدند٬ اگر دختران بیشتری قربانی جهل و سنت و حجاب و ناموس پرستی شدند٬ چه باک٬ در این موارد دیگر " یک فرد آلمانی" کشته نمیشود و میشود سر و ته موضوع را هم آورد.

و در انتها و ته قضیه اینست که دولت آلمان مناسبات و منافع  اقتصادی و سیاسی در منطقه و در ایران دارد و بهمین دلیل و بدلیل تفاوت در سیاستهایش با میلیتاریزم دولتی امریکا ٬ میکوشد در این میان بیشترین استفاده را کرده و از این اوضاع بیشترین سود را ببرد. ریشه اصلی وقت نداشتن کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان و یا کنار آمدن دولت با جنبش سیاه اسلامی و اسلام سیاسی در این نکته نهفته است. دولت آلمان علایق اقتصادی و سیاسی خود و سرمایه داران آلمانی را تعقیب میکند و در این بین کاری به حقوق انسانها و اعدام و سنگسار ندارد و در خود آلمان هم اگر اسلامیها یقه این دولت را میگیرند٬ فعلا سعی میکند امتیاز بدهد و امتیاز بگیرد. اما این مار خطرناک در جامعه آلمان٬ روزی به اژدها تبدیل شده و به سیاستمداران خوشخیال آلمانی نشان خواهد داد که چه ظرفیتهایی در نابودی و خونریزی و جنایت و  سبعیت  دارد!  



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از مينا احدي:




[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Raha]  [  ]  
با عرض سلام و پوزش، احزاب دمکرات مسیحی را با سوسیال دمکرات عوض کردم. دوست عزیز آقای عباسپور: خودت را به کوچهً علی چپ نزن. آیا میشود مثلا از مبارزین مارکسیستی صحبت کرد و بعد هم شاخص آنان را حزب توده و یا استالین و پل پت دانست؟. آیا اینگونه بر خوردها توهین به مبارزین آزادیخواه وعدالت طلب چپ نیست؟ اگر هست چرا به جای احترام به عقاید مبارزین آزادیخواه مسلمان، آنان را با حاکمان مرتجع و دیکتاتور در یک صف ایدولوژی بنام اسلام سیاسی قرار میدهیم؟ آیا اشتباهات فیدل و خیانتهای حزب توده و... را میتوان بنام مارکسیست سیاسی شاخص و چماق بر سر مارکسیستهای انقلابی کرد؟ کسانی که سر و ته مقالاتش بطور هستریک، ضد و مخالف عقاید مذهبی هست، چگونه مدعی رهائی و نجات مردم مذهبی را دارد؟ به نظر من این گونه بر خوردها، آب به آسیاب دشمن میریزد و زمینهً بذر نفاق وجنگهای حیدری نعمتی را مانند عراق فراهم میکند. از نظر من اینگونه افراد حتی یک ده و قصبه هم نمی تواند اداره کند وچه برسد به یک شهر. در کشورهای غربی، هنوز هم احزاب مذهبی مانند دمکرات مسیحی ها در انتخابات فعالانه شرکت کرده و در ادارهً امور مملکتشان نقش مهمی را دارند. آیا در کشورهائی که جنابعالی و خانم احدی تشریف دارند، مردم حق فعالیت سیاسی و مذهبی شدن و یا نشدن را ندارند؟ پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: یکنفر منصف]  [  ]  
مقاله خانم مینا احدی بحثی را به میان می آورد که متاسفانه کارجدی تحقیقی رویش وجودندارد وبیشتریک تسویه حساب سیاسی وغرض ورزی بااسلام است تا یک رویکرد جدی با آن. وآن این است : آیا اسلام به عنوان یک هویت فرهنگی واجتماعی باید به دیده احترام نگریسته شود یانه؟ دراین راستا آیا انسان ها حق دارند مسجد ومکان عبادت داشته باشند یانه؟ درحومه های کشورآلما ن وفرانسه نسل جدیدی درحال شکوفایی است که اینان به اسلام به عنوان یک هویت فرهنگی مترقی وضد بورژوازی نگاه می کنند. آیا اینان راباید به عنوان بنیادگرایی وتروریست مورد تحقیرقرارداد؟ دولت دست راستی فرانسه درترس ازاین هویت جدید سال گذشته قانون منع حجاب رابرای دختران دبیرستان ومدرسه صادرنمود که متاسفانه بخشی ازچب "خاویارخور" باآن همصدا شد ولی این هویت جدید خودش رادرحال تحمیل کردن است. بنیادگرایی درعمق ساخته وپرداخته غرب وااستعما راست. بن لادن وطالبان را سیا وآمریکا راه انداخت ورژیم خمینی ازآغازبرخلاف جیغ های بنفش ضدامپریالیستی متحد صهبونیسم وآمریکا درقلع وقمع نیروهای مترقی بود. درتاریخ معاصرایران، نوعی ازگرایش "مارکسیسم کتابی" وجوددارد که این گرایش ازابتدای پیدایش، ضد مذهب واسلام بوده وبا چپ نمایی خود ازقضا بیشتر به بنیاد گرایی کمک نمود. نمونه ضربه شهرام وبهرام درسازمان مجاهدین وقتل شریف واقفی نمونه عبرت آمیز ازاین نوع تحلیل های کتابی است که به نظر می رسد ردپای آن هنوزدربخشی ازتفکر جریان ها ی غیراصولی مارکسیستی دیده می شود.آیا اندیشه خانم مینا احدی متاسفانه ازاین نحله فکری نیست؟ این همان اندیشه است که لنین تحت عنوان بیماری چپ روی شدیدابه آن حمله می کند.آیا سرکوب مذهب درشوروی وتجدید نظر آن پس ازخروشجف نباید مارا به این واقعیت هدایت کند که اسلام به عنوان یک هویت فرهنگی باید آزاد باشد؟ به نظر می رسد بنیاد گرایی فقط خاص اسلام نیست ودرمارکسیسم هم وجود دارد وخانم احدی راباید جزءمارکسیست ها ی ارتودوکس تحلیل کرد که غیرمسئولانه ودرفقدان یک بلوغ سیاسی ودریک وحدت عملی باجناح های دست راستی دراروپا(نظیرکاریکاتورپردازروزنامه دست راستی وضدخارجی دانمارک) که پس از11سپتامبر سوراخ دعا راگم کرده اند، کاری جزدامن زدن به بحث های انحرافی ندارند. برمارکسیست های اصولی است که درقبال ابن نوع گرایشات غیراصولی وضد اسلامی واکنش نشان دهند   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Raha]  [  ]  
دوست عزیز آقای عباسپور: خودت را به کوچهً علی چپ نزن. آیا میشود مثلا از مبارزین مارکسیستی صحبت کرد و بعد هم شاخص آنان را حزب توده و یا استالین و پل پت دانست؟. آیا اینگونه بر خوردها توهین به مبارزین آزادیخواه وعدالت طلب چپ نیست؟ اگر هست چرا به جای احترام به عقاید مبارزین آزادیخواه مسلمان، آنان را با حاکمان مرتجع و دیکتاتور در یک صف ایدولوژی بنام اسلام سیاسی قرار میدهیم؟ آیا اشتباهات فیدل و خیانتهای حزب توده و... را میتوان بنام مارکسیست سیاسی شاخص و چماق بر سر مارکسیستهای انقلابی کرد؟ کسانی که سر و ته مقالاتش بطور هستریک، ضد و مخالف عقاید مذهبی هست، چگونه مدعی رهائی و نجات مردم مذهبی را دارد؟ به نظر من این گونه بر خوردها، آب به آسیاب دشمن میریزد و زمینهً بذر نفاق وجنگهای حیدری نعمتی را مانند عراق فراهم میکند. از نظر من اینگونه افراد حتی یک ده و قصبه هم نمی تواند اداره کند وچه برسد به یک شهر. در کشورهای غربی، هنوز هم احزاب مذهبی مانند سوسیال دمکراتها در انتخابات و ادارهً مملکتشان نقش مهمی را دارند. آیا در کشورهائی که جنابعالی و دوستانتان تشریف دارند، مردم حق مذهبی شدن و یا نشدن را ندارند؟ پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 14 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: ابولفضل عباسپور]  [ tehranrotab@yahoo.com ]  
آقای رها (ایضا آقای روشن)آخرین پیام خود را مجددا بخوانید و قضاوت کنید که چه کسی تهمت میزند و هتاکی میکند.اما مشکل اصلی من با محتوای پیام شماست که کوچکترین ربطی به متن مقاله مینا احدی ندارد.قرار است که در این پیامها نظرات کاربران در مورد هر مقاله عنوان شود ولی من فکر میکنم شما بمحض دیدن نام مینا احدی دچار احساست غیر قابل کنترلی شده اید و بدون مطالعه ی متن مزبور,هر چه کینه و نفرت از ایشان و عقایدشان داشتید بیرون ریخته اید.وگرنه از شما و آقای سهند صادق (که خیلی بیشتر از شما غلط املایی دارد) میپرسم : آخر پدر آمرزیده ها چه ارتباطی بین استالین و اقدامات دولت فعلی آلمان در پرورش تروریسم اسلامی وجود دارد؟سقوط شوروی چه دخلی به روابط آلمان فدرال با مسلمانان آن کشور دارد؟   

[تاریخ ارسال: 13 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Raha]  [  ]  
آقای فضولباشی و عباسپور: اصولاً من به فارسی نوشتن خود افتخار نمی کنم ولی به ایرانی بودنم افتخار میکنم. به همین دلیل بود به خانم احدی هم پیشنهاد کردم، توهین و تحقیر به عقاید و باورهای مردم شایستهً یک فرد نظر دهنده نیست ومشگلی هم حل نمی کند ولی به اربابان ملایان حاکم ایران و اهداف تفرقه بیانداز و حکوت کننده گان کمک میکند. اما پیشنهاد میکنم اگر می خواهید یک فرد سیاسی صادق باشید، سعی کنید در صورت ممکن، قبل از نظر دادن خود را از عادتهای شوونیستی استانلستی رها سازید. وگرنه به سرنوشت آیت الله احسان طبری و کیانوری و مینا احدی گرفتار خواهید شد. چونکه: علم چندان که بیشتر خوانی ـ چون عمل در تو نیست نادانی.   

[تاریخ ارسال: 13 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: ابوالفضل عباسپور]  [ tehranrotab@yahoo.com ]  
دوست عزیزم آقای فضول باشی از تذکرتان بسیار متشکرم زیرا وضعیت انشای آقای روشن بسیار اسفبار بود.معذالک لطفا به کلمات \"خاین\"و\"عقب مانده گی\" دقت فرمایید.من فکر میکنم خائن و عقب ماندگی درست باشد.با این وجود از شما ممنون هستم.   

[تاریخ ارسال: 12 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
آقای عباسپور حتماً منظور شما از توصیه ای که به آقای روشن کردید در زمینه تمرین انشای فارسی بود و نه املای فارسی. چون متن نوشته شده از سوی آقای روشن غلط املایی نداشت ولی به لحاظ دستور زبان فارسی اشتباهاتی در آن دیده می شود. خوب است به هنگام تذکر دادن کمی دقت شود.   

[تاریخ ارسال: 12 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: ابوالفضل عباسپور]  [ tehranrotab@yahoo.com ]  
جناب آقای روشن و جناب آقای رها(!)آنچه شما نوشته اید چه ربطی به مقاله ی مینا احدی دارد.شما را به خدا قسم میدهم که برای حفظ آبرویتان اول مقاله را بخوانید و بعد نظر بدهید.درست است که هیچکس نمیتواند به هویت من و شما پی ببرد ولی بخاطر احترام به این سایت و بقیه ی کاربران هم که شده هر چه را که در مغزتان حک شده طوطی وار بیرون نریزید.در ضمن از آقای روشن خواهش میکنم کمی املاء تمرین کند یا پیامش را قبل از ارسال به یک کودک دبستانی نشان دهد تا غلط گیری کرده و آنگاه ارسال نماید.البته تقصیر از مسئول محترم سایت است که پیامهای \"فینگلیش\" را چاپ نمیکند.   

[تاریخ ارسال: 11 Oct 2006]  [ارسال‌کننده:  سهند صادق]  [  ]  
به نظر من هر جا و یا در هر کشوری که آزادی و دمکراسی نبوده در آنجا حرکتهای اجتماعی در جهت پیشرفتهای سیاسی اقتصادی توسط دیکتاتورها سد گشته و این امر فرصت را به غارتگران را فراهم ساخته است و بدین جهت ناهنجاریهای اجتماعی ناشی از دیکتاتورهاست و هیچ ربطی به دین ومذهب مردم و سرمایه ندارد. مثلا در کوبا و کرهً شمالی و یا آلمان شرقی سابق ... و در کل اردوگاه به اصطلاح سوسیالیستی سابق اصلاً دین حکومت نمی کرد، لاکن نبود آزادی و حاکمیت مردم ، آنان را به لحاظ سیاسی و اقتصادی راکد نگه داشته بود.تا انفجار عظیم...و فرو پاشی. و در مورد ایران نیز همچنان نقض و سلب آزادیهای فردی وسیاسی ونیز نقض قوانین حقوق بشر توسط حاکمان مرتجع وحشی ، مردم ایران را چشم و گوش بسته نگه داشته بود و درست به همان دلیل آخوندها اینترنت را فیلتر و روزنامه های مستقل را توقیف و گیرنده های ماهواره ائی را ضبت وجمع میکنند تا مبادا مردم ایران به حقوق شناخته شدهً خود همچون کشورهای متمدن آگاه و آشنا گردند، زیرا در صورت بیداری ملتها دیگر چپاولگران فرصتطلب جائی ندارند درست بدان جهت دیکتاتورها همیشه برای حفظ حاکمیت غاصبانهً خود، دهانها را بسته و قلمها را شکسته و شکنجه واعدام آزادیخواهان را علم میکنند و موجب عقب مانده گی جامعه میشوند . این امر حاکمان دیکتاتور را خود بخود تبدیل به مزدور بی مزد استعمار و غارتگران میکند. بنابراین رعایت قوانین حقوق بشر و آزادیهای سیاسی پیش شرط پیشرفت و ترقی و صلح و ثبات است که فرصت را با آگاهی توده های مردم از غارتگران و سودجویان گرفته و جامعه را از دیکتاتورها مصون نگه میدارد و جامعه را برای هر رفرم و تحول سیاسی و اقتصادی به سمت عدالت و برابری را مهیا می سازد.   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: ابوالفضل عباسپور]  [ neil@euselect.com ]  
دولت امپریالیستی آلمان بخوبی آگاه است که مذهب بهترین وسیله ی تحمیق مردم و آسانترین راه استثمار زحمتکشان است.سرمایه داری برای بدست آوردن سود بیشتر هر روشی را مجاز میداند.از آغاز حکومت جمهوری اسلامی آلمان بزرگترین شریک اقتصادی ملاها بوده و کشور آلمان خانه ی دوم حزب اللهی های گردن کلفت ایرانی است.بخش فارسی رادیو آلمان در ایام عاشورا و عزاداریهای دیگر رسمی,از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم مسلمان تر میشود وبجای پخش هر گونه موسیقی,مارش اسلامی عزا پخش میکند.دولت آلمان عملا تمام تلاش خود را برای ادامه ی بقای نظام اسلامی کرده و میکند.   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  
سال پيش در فرودگاه دوبي موقع انتظار شاهد بودم که مأمور مخصوص چکاپ امنيتي خانمهاي مسافر فقط خانم هاي غير مسلمان اروپايي را براي تفتيش بداخل کيوسک هدايت ميکرد و همهً آنها را بازرسي بدني مي کرد، ولي خانمهاي اسلامي بدون مشکل رد مي شدند. بعبارتي کشورهاي مسلمان خاورميانه هم با غربي ها همان رفتاري را مي کنند که آنها در مورد مسلمانها مي کنند. بنابراين مسلمانها پول دارند، قدرت دارند، بازار دارند، اينست که در همهً کشورها مراعاتشان مي کنند. فکرش را بکنيد، آنها هر روز جمعه به مسجد مي روند و دور هم جمع مي شوند. ولي آيا آن پناهنده هايي که از آنها نام برده شده حتا براي حل مسائل صنفي خودشان حاضرند هر هفته جمع بشن؟ ممکن است تعجب کندد که چرا همهً کله سياه هاي خاورميانه اي را به مسلمان مي شناسند؟! بخاطر اينکه اينها خودشان را در مقايسه با عقب ماندگي مسلمانان پيشرفته مي دونن و اگر قرار باشه که مسلمان و غير مسلمان را از هم تميز بدن و اجازه بدن که اون جوامع رشد کنند بعد در مسابقهً تنازع بقا خودشان را با چه کسي مقايسه کنند. برا همين اينها ترجيه مي دن که با تروريست اسلامي بجنگن ولي توسط مسلمان و غير مسلمون متمدن چالنج نشن و رقيبي ديگه تو دنيا برا خودشون دست و پا نکنن. ديگه اينکه معيار تمايز انسانها به همان ميزان تحمل و مداراي آنهاست. اگر غير مذهبي تحمل مذهبي نکنه بديهي است که جز عکسش را نمي شود انتظار کشيد، اگر غرب مسلمانان را تحمل نمي کند مسلمانان هم اونا رو متقابلا تحمل نمي کنند... مگر در بين خودمان مخالفين استبداد مذهبي چه خبره؟ بديهي است که نون و آب کسي بريده نمي شه و آسمون به زمين نمياد ولي آخر وقتي خودمون که "مو که نمخوام ولي مگن مسلمونم" اندازه همون مسلمونا همديگر رو تحمل نمي کنيم، از "غير مسلموناي" آلماني و ... چه انتظاري مي توان داشت. فريدون کشاورز (خدايش بيامرزد!) که همين چند روز پيش در گذشت در دوران رضا خان کشور رو ترک کرد ... لابد از همون زمان هم همين احساس شما را داشت. نخواست و يا نتوانست با اون دستگاه کليشه اي فکريش دنيا رو انطور که هست بفهمد.   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Roshan]  [  ]  
تا دیروز که همه اش خطر از امپریالیستها بود و سرمایه! به همان جهت تقریباً اکثر چپیهای ما به خصوص حزب تودهً همیشه خاین واکثریتیها ...عصای زیر بغل امام ره و بنیادگراها شدند، که البته سرنوشت سیاسی خود را به آن بسته اند. آخرسر ما نفهمیدیم و نمی دانیم این آقایان کی و کجا دشمن و دوست مشخصی دارند؟؟ بعضی از این چپیها با مواضع و تحلیلهای انحرافی، همیشه مردم و بخصوص جوانان انقلابی ایران را به بیراهه کشاندند. آقایان وخانمهای عزیز: غارتگران و چپاوگران همیشه توسط حاکمان دیکتاتور در داخل به جهل و جنایت و عقب مانده گی سوارند، این برنامه کاری و ربطی به دین ومذهب مردم ندارد!. یعنی دشمن مردم ایران در داخل ایران است. چونکه دیکتاتورها با سلب آزادی تمامی حرکتهای سیاسی اجتماعی را بسوی پیشرفت و ترقی و صلح و ثبات را می بندند و طبیعی است در برکهً راکد(آب راکد) باکتریها و لاشخورها ... لانه میکنند. به عبارتی ساده خرافات و عقب مانده گی در یک جامعهً آزاد رشد نمی کند. پس به عمل کار براید/ به سخنرانی نیست.   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Raha]  [  ]  
میخواستم از سرکار خانم مینا احدی بپرسم که آیا در کشور امپریالیستی وسرمایداری که جنابعالی تشریف دارید، مردم دین ومذهب ندارند؟ اگه دارند تحت چه شرایطی و قوانینی با هم زنده گی میکنند؟ راستی آیا احزاب سیاسی آنجا (نه هوچیگرها) به دین وباورهای مردم هم توهین وتحقیر میکنند؟ اگر بلی دست شما درد نکنه پس شما هم حق دارید ولی اگر نه پس چرا بعد از سالها اقامت در کشورهای متمدن، هنوز هم چشم گوش بسته در مقاله هایتان بر طبل فتنه گری میزنید؟ خانم احدی باور کنید دشمن مردم ایران از همان سالهای اول بعد انقلاب ضد سلطنتی فاشیسم مذهبی ولی فقیه مشخص بود ولی توهین و تحقیرهای بعضی از به اصطلاح چپیهای مدرن به دین وباورهای مردم خود را از مردم جدا کرده و جایگاه ولی فقیه را در جامعهً عقب ماندهً سیاسی دیکتاتور زدهً ایران را محکمتر کرده است. یعنی خمینی آمد و با تزویر و ریا از احساسات پاک مذهبی مردم استفاده کرده و با زور سرنیزه جهل وجنایت خود را تحمیل و ترویج داد ولی آیا شما نیز با همان شیوه میخواهید همان مردم را کمونیست کنید.؟ کاری که سی 30 سال پیش پل پت با داس و کلنگ ... مردم را به کمونیست شدن دعوت میکردند.! آیا هیچ فرقی ما بین شما و خمینی و استالین نیز هست.   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.