شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

كارنامه عراق در «نظم نوين» جهانى!

عبدالله شريفى

[عکس انتخاب ديدگاه است]
اكنون ديگر از طريق سازمانهاى اطلاعاتى و سازمانهاى سرى دولت آمريكا ميشنويم كه در سه ماه گذشته ٨٠٠٠ نفر در عراق در اثر جنگ و انفجار و ترور و انتحار جان خود را از دست داده اند، دارند ميگويند كه تهاجم نظامى آمريكا و متحدينش به عراق تروريسم و جريانات اسلامى و قومى را به شدت تقويت كرده است، عراق به ويرانه غير قابل ترميم تبديل شده است ...ووو اشتباه نكنيد، اينها ديگر شرح حال قربانيان جنگ، داغديدگان و كسانى كه آلونكهايشان بر سرشان ويران شده نيست، اينها ادعاهاى مردم ضد جنگ نيستند، بكله اين اعترافات را داريم از سازماندگان و طراحان خود اين سناريوى ويرانگر ميشنويم. بايد پرسيد چه اتفاقى افتده است؟ چى شد، كه يكباره مجيزگويان جنگ، به عمل شنيع ديروز خود پشت كرده اند؟

بى شك آنچه كه اكنون منتشر ميكنند گزارشات كار شده و حساب شده اى است كه تنها گوشه اى از آمار و ارقام واقعى و ابعاد جنايت و ويرانگرى كه در عراق مرتكب شده اند را نشان ميدهد. ترديدى نيست كه اهميتش در خبر رسانى و تاييد وضعيت فلاكتبار عراق از جانب آنها نيست. اين وضعيت اكنون بيش از يك دهه و نيم است بر سرنوشت مردم عراق نازل شده است. فارغ از اينكه پشت اين اعترافات كمپين هاى رقابتى و انتخاباتى هم جا خوش كرده باشد، يك نكته مسلم است و آن اين است كه صفى از معماران اين جنگ و جنايت از سازمانهاى اطلاعات آمريكا تا ژنرالها و وزير و وزراى دست اندر كار، بخشى از هئت حاكمه دولت آمريكا دارند به زبان خود زمزمه هاى بن بست و اعلام شكست و ناكاميشان را سر ميدهند. اوضاع بقدرى شور است كه حتى تئورسينهاى نظم نوين، صاحبان سخيف ترين تئوريهاى ضد انسانى جهان بعد از جنگ سرد، امثال فوكوياما  تلاش ميكنند فاصله خود از حاصل كشتار و جنگ ناكام در عراق  را نشان دهند.

اگر حتى اين  آمار منتشر شده را مبنا بگيريم، با اين حساب روزانه نزديك به ٩٠ نفر در عراق قربانى مستقيم ترور و جنگ ميشوند، به اين آمار، در يك حساب سر انگشتى ميتوان مرگ و مير نوزادان، سالخوردگان، مريضان و مجروحين و مسدودين را نيز اضافه كرد، ويرانى و فقر به جاى خود، از نتايج ضد اجتماعى و ضد انسانى آن صرف نظر كنيم، تفرقه و نفاق و ايجاد خصومت را چكار بايد كرد؟ در جامعه اى كه  قبلا مردمش سر كار ميرفتند و بر ميگشتند، مدرسه و محله و خانه و بيمارستان و كارخانه سر جاش بود. مردمى بودند در مقابل رژيمى فاشيست و در تلاش روزانه براى بهبود زندگى و مبارزه براى رهايى از شر حكومت مستبد، اكنون حكومت هاى مستبد در همان عراق فراوانتر شده اند، هر جنايتكارى با چند اسلحه، هر رئيس عشيره با چند خدمه، هر آخوندى با چند قمه كش، هر قوم پرستى با دسته اى مسلح بر سر مردم باريده اند. خانه مردم ميدان جنگ است. اذهان مردم ميدان جنگ است، مدرسه، بيمارستا، كارخانه و خيابان همه جا ميدان يك جنگ جنايتكارانه عليه بشريت است. در كركوك و بغداد و بصره رفتن از اين محله شهر به آن محله شهر حكم مرگ را دارد. روزانه صنعت رسانه و خبر رسانى به خود نق ميزنند واخبار منتشر كنند هنوز به سرعت ازدياد و شمارش قربانيان نميرسند. روزانه خبر از متلاشى شدن دهها نفر، پيدا كردن اجساد بي سر، اجساد زنان و كودكان بى هويت، گورهاى جمعى ميرسد و دوربينها نمي رسند كه فكوس خود را بر گور هاى جمعى قربانيان قصاوتهاى قومى متمركز كنند و يا جنون و كشتار اين مذهب عليه ديگرى و يا پاكسازيهاى محلى اين و آن مرتجع و آدمكش را نشان دهند.

كارگران بيكار در ميدان كار با انفجار بمب روبرو ميشوند. عابران خيابان همينطور، بچه هاى مدرسه همين حال را دارند. كسى امنيت ندارد، در اين سرزمين نان گير نميايد،از كار و توليد خبرى نيست، سوخت و ساز جامعه فلج شده است، حقوقهاى مدنى و مدنيت دفن شده است،جامعه با امنيت بيگانه شده است، بهداشت دست نيافتنى است، اما تا دلتان بخواهد مرگ و مير فراوانى، دارو كيما است اما اسلحه و باروت و بمب و جهل و فقر و تفرقه از سرو كول آن مملكت بالا ميرود. اينها را همه كس ديده و شنيده است.

 مردم در كنار هم زندگى ميكردند، در كنار هم براى نظام بهترى مبارزه و فعاليت ميكردند، در كنار هم كار ميكردند و جوانها در كنار هم بزرگ و بزرگ ميشند، اميد به تغيير را در كنار هم به همديگر نويد ميدادند، اكنون نه اميدى به زندگى باقى گذاشته اند و نه مجالى براى با هم بودن، كارى كرده اند كه همسايه با همسايه به زبان اسلحه گفتگو ميكند، به هر آنچه مدنيت بود رنگ اسلحه و بمب و مرگ پاشيده اند، واقعيتهاى اين تاريخ پر فلاكت يك دهه و نيم اخير عراق را  و راه حل هاى عبور از اين برزخ را كمونيست ها آن جامعه بارها گفته و هشدار داد اند، آزاديخواهان و مخالفين جنگ مگر در اين موارد كم گفته و نوشته اند؟!

براى انسان گذر از بربريت به تمدن قدم زدن روى چمن نبوده است. بشريت براى ساختن هر زاويه كوچك از تمدن و فرهنگ و تاريخ خود جانفشانيها كرده است، جنبشها بپا كرده است، گرسنگيها و رنجها متحمل شده است. كسى فكر نميكرد كه با اين همه در مقاطعى كشتار انسانها و هم نوعان به اين سادگى تحمل شود كه روزى اخبار نابودى صدها را بشنوى و باز صدايت در نيايد، اين تاريخ تلخى بود كه بشريت سزاوار تجربه كردن آن نبود. اينكه در ادوار گذشته دردوران بربريت چگونه بوده است و مردم را چگونه به كشتار و قصاوت و بيرحمى عادت داده بودند، و يا مسير تاريخ خونبارگذشته با چند و چندها قتل عام و پاكسازىها همراه بوده است،و كسى چه ميداند كه دجله و فرات چندها جنايت را در سينه خود مخفى كرده اند... شايد دور به نظر برسد. اما امروز همه ما ميبينيم كه در عراق روزانه چه ميگذرد، ما داريم ميبينيم كه زندگى مردم جهان را چگونه با تحميل لت و پار كردنها و ترور و كشتارها عادت ميدهند، ما داريم ميبينيم كه روزانه جسدهاى تكه تكه شده و بى سر و دست و پا  را آبهاى ارام دجله و فرات با خود ميبرند كه ممكن است جسد بى خبر از همه چيزى باشد كه در بالاتر در جنگى قومى و يا مذهبى در ترور و انفجارى به جرم اينكه اسمش كرد، عرب، ترك و يا شيعه و يا سنى گذاشته اند، باشد. ممكن بچه وكودكى است كه هنوز نه ميداند جنگ چيست و نه ميداند قوم و مذهب چيعت و  چرا بايد بجنگند.اين ديگر حكايت دوران هاى قديم عصر بربريت نيست، داستان زندگى بدويان باديه نشين نيست، واقعيت انسانهاى همعصر ما در اين قرن و زمانه است، جارى است و مى بينيم، تهديدى است كه ميتواند، قربانى، خود ما و فرزندان ما باشد. آرى ما شاهد و تاريخ زنده كارنامه "نظم نوين" جانيان تاريخ، در عراق هستيم.

مردمان جهان داشتند طورى عادت ميكردند  كه حتى تعريف داستانهاى تخيلى  وحشتناك را براى كودكان ممنوع ميكردند، تماشاى فيلم ترسناك و جنگى را از كودكان و نوجوانان منع ميكردند. خبر يك كشته در شهر ميپيچيد و همه را متاثر ميكرد، اكنون اين خود كودكانند كه قربانيان واقعى و نه مجازى اين داستانها و فيلم هاى ترسناك زندگى خود هستند، اين زندگى بخش عظيم مردم دوران ما است.

 سوال اين است كه آيا در اين قرن ميتوانند ما را به جنگ و ترور و كشتار عادت دهند؟ آيا جامعه بشرى با اين همه تجارب و آگاهى از گذشته، آيا در عصر انقلابات انفورماتيك، سرنوشت  مردم عراق را به وجه ثابتى از زندگى ما تحميل خواهند كرد؟ آيا بازگشت بربريت و دنيا را در گذشته متحجر كردن در اين عصر ممكن است؟

تعرضات ايدولوژيك و سياسى، اوايل دهه نود ميلادى را بياد داريد. تعرض به هر آنچه  كه بوى انسانى و انسانيت داشت، تعرض وسيع به ارزشهاى مدرن و به آرمانهاى برابرى طلبانه و آزاديخواهانه، به ياد داريد كه چه هياهو و هلهله اى براى پايان تاريخ بپا كردند و خيلى تلخيها و زشتيها را همه ما بياد داريم. يوگسلاوى، رواندا، افغانستان عراق و... پايه هاى جنگى بودند تمام عيار عليه بشريت، جنگى است  بخواهيم و نخواهيم در متن آن هستيم و عليه ماست. تعرض همه جانبه كردند تا جامعه را مستصل و درمانده به اين سرنوشت شوم و مقدرات سناريوى دلخواهى خود به امروز برسانند. اما حس انساندوستى، صلح طلبى، اومانيسم و نوع دوستى، انسانگرايى اگر چه ممكن است لطمه بخورد اما روندهاى پايدارى است كه بايد برايش حساب باز كرد. اكنون دارند به شكست خود اعتراف ميكنند، موج ضد واكنش به دواير و دفاتر طراحان و مجريان اين جنگ كثيف برگشته است. اگر مردم آزاديخواه اين فرصت را بدست نگيرند، معلوم است حاصل اين ماجرا تقويت جريانات فوق ارتجاعى مذهبى و قومى و هر پس مانده نظامى خواهد بود.

اگر چه اين ضديت با انسان، اين سناريوى جارى عراق واقعى و خطر جدى براى انسان امروز است، اما امكان مسدود كردن اين روند ممكن است. بايد نيروى مردم عليه كل اين سناريو را براى تغيير صحنه و بيرون راندن عوامل اين جنگ ويرانگر به ميدان آورد. انتظار و دست رودست گذاشتن، پايه استيصال و درماندگى است، آنچه امروز در قبال مردم عراق و لبنان و فلسطين و اسرائيل و ايران و غيره ميبينيم واكنش مستصل و حركت در فضاى استيصال است ، حركت در اين مسير، شكست آمريكا در عراق را به نفع مردم نتيجه  نخواهد داد، همانگونه كه در لبنان نبود، معلوم است جريانات اسلامى و قومى زمامدار ميشوند.  بايد فضاى نظارگرى پايان يابد. بايد مسير جدال را نه بر متن استيصال بلكه در گذر از آن تغيير داد. بايد جهت حفظ و تقويت دستاوردهاى تاريخ بشريت بطور جدى انديشيد. بايد كارنامه سياه "نظم نوين" بوش و بلر در عراق ، بقدر كافى ضرورت اين تغيير را اثبات كرده باشد.

٢٩ سپتامبر ٢٠٠٦
 abe_sharifiahoo.com



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عبدالله شريفى:




[تاریخ ارسال: 02 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: Roshan]  [  ]  
کاملاً درست است که پیش شرط تغییر به سمت پیشرفت و عدالت، احترام و اعتقاد به آزادی و اتحاد حول محور آن و پذیرش حاکمیت مردم از طرف نیروهای تغییر دهنده میباشد. صلح وترقی و سرمایه و عدالت از زمین نمی روید و از آسمان هم باریدنی نیست، پیش شرط آن رعایت حقوق سیاسی مردم و وجود آزادیست که متاسفانه در حال حاضر کشورهای خاورمیانه و در گذشته آمریکای جنوبی و شوروی سابق و کره شمالی و کوبا و یوگسلاوی سابق .... آز آن محروم بودند. باز هم لازم به یاد آوری این اصل هست که: هر گاه یک حکومت و یا یک جریان فکری وسیاسی نتواند خودش را ملی سازد، حتی اگر و ابستگی خارجی هم نداشته باشد، خود بخود تبدیل به مزدوری بیمزد شده و منافع چپاولگران وبیگانگان را تامین میکند. و لذا ایجاد نظم نوین یک چیز من درآوردی نیست، تابع رعایت حقوق سیاسی (آزادی ودمکراسی) است. ولی آیا این نیروهای تغییر دهنده در داخل ایران تا چه حد به هم نزدیکند؟ آیا درست که انتقام تمام تئوریهای منحرف و غیرقابل اجرا در گذشته و عقبمانده گیهای خودمان را که زاییدهً دیکتاتوری شاه و ولی فقیه میباشد، از آمریکا مطالبه کنیم؟ هنوز خیلی از آقایان حزب الهی و بعضی ضد امپریالیستی های مدعی، حتی مخالف تحریم و تضعیف ماشین جنگ و سرکوب وصدور بنیاد گرایی نظام ولی فقیه هستند ؟ چرا تاوان جنایتها وعقب مانده گی های داخل را به جای فاشیسم مذهبی و دیکتاتوری ولی فقیه، از دیگران مطالبه میکنیم؟ به همین جهت ، تا زمانی که نتوانیم عملاً تعادل ما بین نظام دیکتاتوری و مردم و مقاومتش را به سوی آزادی و دمکراسی خواهان تغییر دهیم، واضح است استعمار شرق وغرب سوار ولی فقیه و مشغول چپاول است. وانگهی : مگردخالت آخوندها و شبه نظامیان تروریست ولی فقیه عامل فقر و جنایت و بی ثباتی در عراق و منطقه نیست؟ پس چرا نویسندهً محترم حقایق را تحریف کرده و بیراهه رفته است؟   

[تاریخ ارسال: 02 Oct 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای شریفی با شرح مفصلی از جنایات آمریکا در عراق نتیجه می گیرد :" حرکت در این مسیر شکست امریکا در عراق به نفع مردم نتیجه نخواهد داد همانگونه در لبنان نبود معلوم است که جریا نات قومی زمامدار میشوند " به این میگویند اوپورتونیسم ناب وخنجر زدن به قلب مردم به جان آمده از تجاوز امپریالیسم در عراق .آقای شریفی مگر با بودن آمریکا در عراق جریانات قومی واسلامی در عراق زمام دار نیستند؟؟!!واقعیت را آقای شریفی وارونه به خورد ملت میدهد واقعییت این است که هدف آمریکا در عراق به سلصنت رساندن جریانات قومی ومذهبی است مگر با رزانی وطالبانی جریانات قومی در عراق نیستند ؟؟مگر آخوند سیستانی جریان قومی ومذهبی عراق نیست؟ خوب اینها که همه در خدمت آمریکا دارند خدمت میکنند !!تحلیل سرتاپا تناقض آمیز آقای شریفی ریشه در اپور تونیسم راست اندیشه های ایشان دارد سر آقای شریفی یا به مجاهد وصل است یا به رضا پهلوی چون این دوجریان هستند که موجودیت آمریکای اشغال را سمبل دموکراسی ارزیابی دارند ودر جهت دشمنی با مردم عراق وایران سیاستهای خودشان را تنظیم کردند واقعاٌ که شرم آور است !!!   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.