شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۶ ژوئن ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مرزهای اخلاقی «استتار» سیاسی جنایت علیه بشریت - درجستجوی ریشه های مواضع پراگماتیک اپوزیسیون

نادر وهابی

nvahabi@gmail.com  

19اوت 2006(28مرداد 1385خورشیدی)

[چون يادداشت طولاني است، متن کامل با فورمت PDF ثبت شده است. عکس انتخاب ديدگاه است.]
" بسیاری ازما، باسهولتی خارج ازانتظار، به این امرتن دادند که باقلم عفوواغماض، زندگی بعد ازجنگ راتصویرکنند....ودردام ارتقای خجسته" ادبیات" برفراززندگی بیفتند، ارتقایی که می بایست بامصالح ومنافع ساختمان سوسیالیسم درارتباط باشد. مابازیرپاگذاشتن اصول به خزیدن درسطح زندگی تن دردادیم، دروغ نمی نوشتیم اماازگفتن حقایق نیزکه زیاد تلخ بود، پرهیزمی کردیم. دراغالب موارد، این امر ازعدم صمیمیت سرچشمه نمی گرفت، چون اغلب ماصمیمانه فکرمی کردیم که مثلا وقتی وضع خراب است، نباید حقیت تلخ رانوشت، به خود می گفتیم، وقتی این حقیقت به گذشته تعلق یافت، فرصت نوشتن آنراخواهیم یافت..." دردادگاه تاریخ (1)

جنگ سی وسه روزه اسرائیل درراستای قتل عام روستای" دیریاسین" در سال 1948 ، جنگ شش روزه اعراب واسرائیل در5 ژوئن 1967، قتل عام صبراوشتیلا در سال 1982بابیلانی حدود 1084کشته از مردم بی گناه لبنان وباخساراتی حدود  شش میلیارد دولار (2) به تاسیسات زیربنایی این کشوردرساعت 8 صبح به وقت لبنان، روز دوشنبه 14اوت 2006(23مرداد 1385خورشیدی) باپذیرش قطعنامه 1701ازجانب دولت لبنان، حزب الله ودولت اسرائیل به پایان رسیده است و قتل عام دیگری به نام" قنا " درخاطره جمعی وتاریخی توده های تحت ستم این منطقه به عنوان جنایت علیه بشریت ازجانب اسرائیل نقش بسته است.

ابعاد حمله سیستماتیک وغافل گیرانه اسرائیل به کشورلبنان که موجب شگفتی مقامات این کشور شد، یک باردیگرتوجه افکارعمومی جهان را متوجه اسرائیل نمود که چگونه ودرچه کادری می توان حملات این کشوررابه لبنان تحلیل نمود. این توجه منجربه واکنش های گوناگون شد که درچهارسطح جهانی، منطقه ای ، ایران واپوزیسیون آن قابل تحلیل وارزیابی است.

در سطح جهانی، آمريكا، كشورهاي غربي و نیز بخش مهمی ازافكارعمومي غرب در برابرجنايات اسرائيل سكوت كرده اند و به قول نوام چامسکی علیرغم اینکه حمله اسرائیل هیچ گونه مبنای قانونی نداشت ولی غرب به آن چراغ سبزداد :

"  خود این حمله که در طی آن جنایات جنگی شدیدی به وقوع پیوست، به طور جدی نقض حقوق بین­الملی را به نمایش     می­گذارد. یعنی که هیچ توجیه حقوقی موجود نیست. اسارت یا کشتن سربازان اسرائیلی در آن سوی مرزها به عنوان جنایتی بزرگ می­بایستی "توجیه اخلاقی" حمله نظامی مذکور باشد. اما ما دقیقا می­دانیم که اسرائیل، آمریکا و دیگر دولت­های غربی، هم­چنین جریان­های اصلی فکری در غرب یک کلمه از این «توجیه» را جدی نمی­گیرند. انعطاف آنان در برابر جنایات اسرائیل در لبنان که مورد پشتیبانی آمریکا است، مدت­هاست که این موضوع را به اندازه کافی ثابت کرده است : غیر از حمله اخیر، چهار هجوم اسرائیل به لبنان، اشغال ٢٢ساله که خلاف قطعنامه­ سازمان ملل بود و آدم­ربایی و آدم­کشی مکرر." (3)

به عنوان مثال دراعتراض به حملات اسرائیل، بخش مهمی ازانجمن های خارجی مقیم فرانسه دعوت به یک راهپیمایی اعتراضی درتاریخ شنبه 22ژوئیه 2006 درپاریس نمودند که با استقبال زیاد همراه نگردید.حضور جمعیتی حدود 2500تا3000 نفربااکثریت خارجی نشان می داد که چقدرافکارعمومی درفرانسه نسبت به این موضوع بی تفاوت است. تظاهرات بعدی درشنبه 29ژوئیه 2006 باشرکت احزاب رادیکال وبخشی ازجریانات چپ حدود 10000نفررابسیج نمود که انعکاس نسبتا بیشتری یافت اما سطح واکنش به هیچ وجه باعمق جنایت وبربریت اسرائیل درلبنان هم خوانی نداشت.  

 درسطح منطقه ای به میزانی که تنفر، خشم احساسی وعاطفی توده های مردم بیشترازهرزمان دیگر نسبت به صهیونیزم وآمریکا بیشتر شد ولی به دلیل حاکمیت رژیم های فاسد وابسته به آمریکا این خشم وانزجارنتوانست راه به قلیان اجتماعی برده تابافشاربه رژیم های خود، آنها علیه اسرائیل موضع گیری کنند. این رژیم ها قبل ازهرچیز به فکربقای قدرت خودهستند ودرنتیجه یک باردیگرثابت شد که فلسطینیان ولبنانی ها باید برمقاومت وایستادگی خود حساب کنند تابر رژیم های سازشکارمنطقه.

 اماعلیرغم این، ارتش اسرائیل پس از یک ماه با تکیه بر قدرت آتش زمینی، هوایی ودریایی خود وبدون کمترین دغددغه ای ازجانب " جامعه بین المللی" (4) نتوانست درمقابل مقاومت حزب الله پیش روی زمینی جدی بکند وبرعکس دولت لبنان وافکارعمومی منطقه ازایستادگی ومقاومت جریان حزبالله درمقابل اسرائیل حمایت  کرد. اولین بارازسال 1948است که اسرائیل نتوانست به اهداف جنگی خود دست یابد وبیشتر مطبوعات از به کاربردن کلمه پیروزی خودداری کردند.

 بدون هیچ تردیدی جنبش حزب الله درلبنان ازحمایت مادی ومعنوی رژیم های " تمام گرا" واتوریترایران وسوریه برخورداراست ولی این به مفهوم یک "حزب الله ایرانی" کلاسیک که ماایرانیان ازآن دافعه داریم نیست. نوع لبنانی آن توانست بنابه نظر عبدالله حمودی، استاد انسان شناسی دردانشگاه پرینستون آمریکا، دراتحاد بااهل تسنن وسایر نیروهای سیاسی دراین کشوربه یک جریان سیاسی جدی دربرابراسرائیل تبدیل شود(5)

 درسطح ایران رژیم جمهوری اسلامی دربستری ازفرافکنی های قبلی احمدی نژاد مبنی بردورزدن مشکلات اجتماعی، اقتصادی وسیاسی داخلی وطرح شعارتوخالی نابودی اسرائیل، توانست با عوام فریبی تمام درسطح منطقه خودرا به عنوان یک رژیم ضد یهود معرفی کند وحال که اسرائیل به تجاوز خود ادامه می دهد ازموقعیت ایجاد شده حد اکثر بهره برداری سیاسی را نمود به طوریکه باشعارادامه جنگ تلاش داشت برای خود موقعیتی دست وپانموده تادرتعادل قوای مذاکرات خودبا دول صنعتی درمورد پروژه اتمی به عنوان کارت برنده استفاده کند. جمهوری اسلامی این جنگ را به عنوان کوتاهترین ومطمئن راه برای رادیکالیزه کردن منطقه علیه آمریکا می دید وبه هیچ وجه ازآتش بس استقبال     نمی کرد ولی پس ازپذیرش آن توسط حسن نصرالله به آن تن داد. 

اما جداازاین موضع رژیم که نسبتا قابل پیش بینی بود، اپوزیسیون رژیم درخارج از کشوربه طورعموم حمله اسرائیل را محکوم نمودند. (6) ولی مجاهدین ضمن انعکاس صرف خبربه هیچ وجه اسرائیل را محکوم نکردند. محکوم نکردن اسرائیل ازجانب مجاهدین، پرسش های جدی ومشخصی را برای بخشی ازایرانیان درتبعید ایجاد نموده است که این مقاله تلاش دارد به تحلیل آن بپردازد. بنابراین سکوت مجاهدین رابااین سؤال آغاز می کنم :

به چه دلیل مجاهدین کشتاراسرائیل را درجنوب لبنان محکوم نمی کنند؟ آیا مجاهدین فکرمی کنند که حزب الله لبنان "برادرکوچک" حزب الله ایران است وازاین رو نسبت به حزب الله لبنان دافعه دارند؟ آیا باتوجه به اینکه حفاظت بخش مهمی ازنیروهای مجاهدین تحت مسئو لیت ارتش آمریکا است، محذوراتی به خود تحمیل می کنند؟ آیا حال که مریم رجوی درحال تحرک بخشیدن ودینامیزم دادن جدید به دیپلماسی مجاهدین درسطح اتحادیه اروپااست – برای خروج  مجاهدین ازلیست تروریستی - ازلابی های صهیونیستی درسطح این اتحادیه که کم هم نیستند وحشت دارد؟ یکی ازهواداران مجاهدین می گفت تعدادی ازمجاهدین وهمچنین مسعود رجوی مدتی درپایگاه های الفتح بین سالهای 1348تا 1354درلبنان برای آموزش چریکی بسربرد ند، آیا رسم جوانمردی ومهمان نوازی ایجاب نمی کند حال که این مردم زیربمباران اسرائیل هستند باآنان احساس همدردی شود؟

برای تعمیق سؤالات فوق مروری برسرمقاله نشریه مجاهددرشماره 815 ضروری است (7). مجاهد در سرمقاله خود تحت عنوان " از ایران تا عراق ولبنان، جنگ و ننگ یا قاطعیت؟ " در تحلیل اوضاع لبنان چنین می نویسد :

 "رودخانه جاری" خونریزی وبحران سازی به منظور فراهم کردن " فرصت بقا" برای رژیم ولایت فقیه ، در این روزها ازعراق خون چکان به جنگ شعله ور شده در لبنان راه برده است......اکنون که آتش جنگ با تمهید آخوند ها در لبنان زبانه می کشد و روند فزاینده کشتاربه دست شبه نظامیان وابسته به آخوندها در عراق یک جنگ داخلی را تحمیل می کند، بار دیگر سخنان دو سال پیش مریم رجوی را باید یادآوری کرد که در پارلمان اروپا " تغییر توسط مردم و مقاومت ایران" را " تنها راه جلوگیری از جنگ" اعلام و تاکید کرد که " امتیاز دادن به ملایان آنها را از اهداف شوم شان منصرف نخواهد کرد."

به چه دلیل دراین مقاله ازاشغالگران آمریکایی درعراق که مسبب وبانی وضع موجود هستند نامی برده نمی شود؟ تاهمین سه سال پیش علیرغم چشمداشت های رژیم جمهوری اسلامی درایجاد حر کت های اجتماعی درعراق، ولی همه قبایل گوناگون درعراق درکنارهم به راحتی همدیگرراتحمل  می کردند.اگررژیم جمهوری اسلامی این توان رادارد که عراق تالبنان راصحنه تحریکات جنگ طلبانه خود بکند واگربه واقع این رژیم پشت این جنگ طلبی هاست درآن صورت سرویس های اطلاعاتی ریزودرشت آمریکا، انگلیس واسرائیل که درمنطقه پس از سقوط صدام حسین پایگاه های متعدد دارند به چه دلیل این توان رانداشتند که آن راپیشگیری کنند؟ درحالی که  درزیرمرورخواهیم کرد اسرائیل پس ازخروج سوریه ازلبنان ازمدتها قبل درحال آماده کردن طرح حمله خود به لبنان بود. وانگهی به چه دلیل سرمقاله مجاهد به طرف اصلی دعوی که اسرائیل است مطلقا اشاره  نمی کند. مجاهدین به خوبی می دانند مگرمی توان بدون پشتوانه وملاء اجتماعی چه درعراق وجه درلبنان دست به مقاومت علیه اشغالگران زد؟ وآیا اسرائیل وآمریکا هیچ نقشی درتحولات منطقه ندارند؟ پس چرامجاهدین آگاهانه ازآن عبور می کنند وآن را استتار می کنند؟

برای فهم بیشتراین موضع گیری پراگماتیستی مجاهدین در مقابل اسرائیل بی مناسبت نیست قسمت هایی از سرمقاله شماره 65 نشریه مجاهد رادر تاریخ 25 اردیبهشت 1359، حدود 26سال قبل، مرور کنیم که دقیقا درنقطه مقابل سرمقاله فعلی است :

" صهیونیست" کیفیتی جدید از حرکت امپریالیسم

ماه می 1948، اسرائیل این فرزند نا مشروع امپریالیست سرازدامان فلسطین برآورد. دولت غاصب اسرائیل با حمایت قاطع امپریالیسم آمریکا، به وسیله بورژوازی وابسته صهیونیزم زاده شد. آزبی پایان جهان خواران، تراژدی تازه ای در منطقه ستم زده خاورمیانه آفرید: تراژدی آوارگان .... مردان و زنان و کودکان بی یاوری که سرزمین مقدس پدرانشان را به سوی آوارگی رها می کردند... جوانانی که در دلهایشان تخم کینه ای مقدس بارور می شد. فلسطین در قلب همواره زنده شان نقش می بست و دیری نمی پایید که سلاح در دست های داد خواهشان جان می گرفت. رام الله و بیت الحم به خون می تپید و" دیوارندبه "  به گریه می نشست.

صدای آمریکا – این صدای منحوس سرمایه خواران جهانی – سرمست از پیروزی بر آلمان رجز می خواند که : خاورمیانه مسلم ترین نقطه شروع جنگ آینده ( جنگ سوم جهانی ) است... و به این دلیل ما موظفیم سیاست مقتدر و بی امانی در این منطقه در پیش گیریم و فلسطین کلید سیاسی ایالات متحده در این منطقه است.  "

این مقاله حدود 26سال پیش درسالروزاشغال فلسطین توسط صهیونیست ها نوشته شده است. ازآن تاریخ جغرافیای سیاسی خاورمیانه دچارتغییرات زیادی شده است ولی مشکل فلسطینیان کماکان به عنوان یک مردم تحت ستم ادامه دارد ودرنقطه مقابل اسرائیل به عنوان دولت متجاوز واشغالگرهم چنانکه مقاله به آن اشاره دارد، پابرجاست.

سئوال مهم این است :  کدامیک ازسرمقاله مجاهد به واقعیت نزدیک تر است؟ وکدامیک" زیباتر"، شفافتر، اصولی تر وانسانی تراست؟ درکدام یک مجاهدین درکنارتوده های ستمدیده فلسطینی قرار می گیرند ودرکدامیک درکناراسرائیل؟ چرا دریکی اسرائیل محکوم می شود ولی دردیگری به هیچ وجه صحبت ازاسرائیل نیست؟ در کدامیک ازاین دو سرمقاله، دست اندرکاران نشریه مجاهد به" سوگند به قلم" درقرآن وفادارماندند؟ درکدام یک روحیه ضدظلمی اسلام که حسین درعاشورای به ما آموزش می دهد وزنده یاد طالقانی در سال 1358بروجه جهانی وضد استعماری اسلام با هیئت کوبایی برروی آن تاکید دارد هویدااست؟
.....
[ديدگاه: براي خواندن متن کامل روي فورمت PDF کليک کنيد]



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از نادر وهابی:




[تاریخ ارسال: 26 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
این مقاله بالابلند، "آش شله قلم کاری" است که به طبع چهار تا نخود و لوبیای خوب پخته شده و باب دندان هم در آن یافت می شود. موضوعاتی که در زیر عنوان بسیار "گل و گشاد" مقاله آمده اند، یک ستون محوری دارند، و آن هم چیزی نیست به جز "استتار نفوذ و نقش ویرانگر رژیم ضد بشری حمهوری اسلامی در خاورمیانه و بویژه جنگ اخیر در لبنان". با وجود اینکه بخشی از انتقادات برشمرده در مقاله، در مورد مواضع مجاهدین در سال های اخیر دارای رگه هایی از واقعیت هستند، اما به دلیل تلاش آشکار نگارنده برای "سفید سازی" رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در میان سطرهای این نوشتار، اهمیت خود را از دست می دهند. آنچه حزب الله لبنان را به حزب الله ایران پیوند می زند، بر خلاف نظر آقای وهابی، تنها تشابه اسمی نیست؛ حزب الله لبنان در دامان حزب الله ایران پا به عرصه وجود گذاشته است و ناف و رگ حیاتی این دو به همدیگر گره خورده است.   

[تاریخ ارسال: 23 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: محبوبه خیر خواه]  [ sabzesabzft@yahoo.com ]  
فکر میکنم پاسدار قالی باف در نوشته اش بما یاد آور میشود که بدانیم آتش لبنان را کی روشن کرده است و برای چه . و این میتواند پاسخ من باشد به آقای وهابی که مطلب هدفداری نوشته است .با حذر از دیدن ریشه ها ی جنایات اسرائیلیان علیه مردم بیگناه لبنان. آنهم نوشته ای علیه مبارز ترین ایرانیان. و از پای نوشته هایش بیشتر میشود به منظورشان پی برد پاینده ایران زنده باد آزادی

ساعت و تاريخ: 25 مردادماه 85
از سایت رژیمی عارف نیوز.
پيروزي اصحاب نصر الله
محمدباقر قاليباف
فلما جاوزه هو والذين آمنوا معه قالوالاطاقه لنااليوم بجالوت وجنوده قال الذين يظنون انهم ملاقوا الله كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله والله مع الصابرين وچه بسيار شده است آنان كه شيداي ملاقات خدايشان هستند بر جالوتيان زمانشان غلبه يافته اند و معناي «باذن الله» عمل كردن و جنود خدا شدن را دوباره و در ميدان عمل تفسير كرده و متجلي نموده اند. بي گمان پيروزي جنود حزب الله در تربت پاك و شهيد داده لبنان عزيز، مصداق سرافراز آيه شريفه فوق است و مبارزه برادرمان «سيد حسن نصرا...» با همه حكمت و تدبير و اميدش به ملاقات حق تجسم مبارزه داوود و جالوت در عهد حضرت روح ا... (ره) است. «داوود (ع)» به شهادت قرآن كريم به «اذن ا...» جالوت را به هزيمت كشاند و «حكمت و تدبيرش» مبارزه به نفع «گروه كوچك ايمان» به پايان رساند و «سيد حسن» به شهادت همه منصفان جهان به «اذن ا...»، «دشمن جالوتي» را شكست داد و «حكمت و تدبيرش» مبارزه را به نفع «گروه پايدار حز ب ا...» به اتمام رساند. روشن است كه امروز «افكار حضرت امام (ره)» است كه در وجود اين اصحاب عاشورايي نصر ا... متبلور شده، زمان و مكان را درنورديده و تمام حق را مقابل تمام باطل قرار داده و روشن تر است كه افكار و ايده هاي امام (ره) عزيزمان تا انقلاب، انقلاب است و تا عقل هاي سرخ، دل هاي عاشق و روح هاي اهل لقاء ا...) هر روز نويد بخش قيامي نو و احقاق حقي ديگر و آزادي و عدالت بيشتر خواهند شد. امروز نداي «لبيك يا حسين» نصرا... فرياد «هل من ناصر» خميني است كه در قالب «شجاعت» و دليرمردمي اين فرزندان انقلاب لبنان خود را نشان مي دهد و گويي همچون پس از ارتحال امام (ره) در ايران كه «مجاهدت و شهادت طلبي» با «سياست ورزي و عقلانيت» و «تدبير و حكمت» خط امام (ره) را تثبيت كرد، خط امام (ره) در لبنان هم تثبيت و تقويت مي شود. انقلاب اسلامي ايران به همه ظلم ديدگان عالم نشان داد كه «زيستن عزت مندانه» با «رويارويي حكيمانه» ممكن است و اين شد كه از جاي جاي خاورميانه گرفته تا آفريقا و آمريكاي لاتين، فكر امام(ره) كه استقامت بر ايده ها در كنار مجاهدت مبتني بر عقلانيت و باورهاي ديني بود، روييدن گرفت. به نظرم امروز ايده «اتحاد و بيداري امت اسلامي» كه حضرت امام (ره) آن را در قالب «شكل گيري هسته هاي حزب ا...» در سراسر دنيا مدلسازي كرد، شكل عملي به خود گرفته و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي پايه و مايه معنوي اين حركت را در عالم اسلامي تشكل بخشيده است. امروز پيروزي «اصحاب نصر الله» در لبنان، پيروزي لبنان نيست، بلكه پيروزي «اتحاد امت اسلامي» در مقابل «اتحاد متجاوزان و مرتجعان» است و كيست كه امروز نداند كه قلب اسلاميان در سينه اين دليرمردان مي تپد، سينه اي كه ۳۳ روز براي همه امت اسلام سپر شد و آماج كين و نفرت اسرائيليان قرارگرفت. در اين روزها تو گويي دوباره «والفجر» و «كربلا» و «بيت المقدس» ايران تكرار شد و انشا ء الله خيبر صهيونيزم نيز بزودي فتح خواهد شد. و در بازي ديپلماتيك نيز با هنر سياست ورزي اسلامي اين فتح و ظفرتثبيت خواهد شد. براين اساس و در اين ميان بر ماست كه دوباره تجربه «جهادي» خود در بازسازي ايران پس از دفاع مقدس را در جهاد سازندگي سرزمين مجاهدين لبناني تكرار كنيم كه اين گوي و اين ميدان.
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر کریم سعتری]  [  ]  
چون اقای علیرضا تبریزی نظرشان را در این ستون نوشته من هم نظرم را نسبت به نظر ایشان پیش از این که دیدگاه تغییرات اساسی بکند در همین ستون می نویسم. دوست عزیز اقای تبریزی کاش چند تا از نظراتی را که شما را دچار حال تهوع کرده مثال می زدید تا معلوم شود منظور شما کدام نظرات است. تا بحال چندین بار دیدگاه را مجبور کرده اند قید و بند برای نظر نویسان ایجاد کند؟ چرا/ بگذارید هرکس با هر اسم مستعاری که می خواهد بدون توهین و فحشکاری انتقاد بکند و نظر بدهد و بقیه جوابش را بدهند. ادمی که بقول شما ده تا اسم مستعار دارد می تواند بیست تا ایمیل هم داشته باشد و بقول شما نظرات تهوع آورش را بنویسد.من ایمیل دارم و اگر لازم باشد و دیدگاه قانون ایمیل گذاشتن را بگذارد انرا خواهم نوشت ولی برای یک نظر ترجیح می دهم ایمیل ننویسم.توجه داشته باشید ما ملتی هستیم که انواع استبداد همیشه به ما دستور داده خفه شو! حرف نزن! ساکت باش! نظر نده! تبعیت کن! و حرف شاه و ولی فقیه و امام و رهبر را گوش کن.حالا هم که در ستون نظرات دیدگاه یک امکانی پیدا شده شما می خواهید هر طور شده در ان را گل بگیرید.چند صد سال چند هزار سال خفقان گرفتیم و نظر ندادیم حالا بگذارید در مقابل بعضی اعمال تهوع اور کمی زرزر و وزوز کنیم. <
___
خيلي خوشحال مي شوم اگر بقيه کاربران هم به اين دو دوست ديدگاه پيوسته و روي نحوهء استفادهء صحيح از اين ستون ابراز نظر کنند. ممنون مي شوم اگر اين بحث را زير مطلب «تغييرات شکلي در ديدگاه» ادامه دهيد ( و نه اين مقاله) تا موضوعات با هم قاطي نشود. ولي من خودم به عنوان يک کاورز ديدگاه فکر مي کنم خيلي خوب است اگر همهء ما در بارهء شکل و ماهيت ستون کاربران نظر بدهيم، و سطح و کيفيت اين ستون را چندين مدار ارتقاء دهيم. علي ناظر
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: سهند صادق]  [  ]  
من هم مخالف نظر دهنده گان نیستم، بالاخره هر کسی حق دارد از دید و مسئولیت خود به مسایل سیاسی و اجتماعی ایران نظر بدهد، ولی آیا اگر تمامی این ایست وایسمها را در یک جا جمع کنیم مشگلی از جامعهً ما را حل می کند؟ تاریخچهً جهل و جنایت آخوندها خود به اندازهً کافی تمامی راحلها را با عکس العمل و ضدیت خود با مقاومت مردم ایران بارز و نشان داده و می دهد. هر چند که کندو کاو در مسایل سیاسی اقتصادی دیگر کشورها برای آگاهی لازم است ولی ساختار فرهنگی و اجتماعی ایران و خاورمیانه کاملاً با کشورهایی نظیر شوروی سابق فرق دارد و به همین دلیل اتفاقاً همین کلمات ایسم و ایستها شاید به اندازهً خود رژیم نیروهای انقلابی را منشعب و پاسیو کرده و دقیقاً به همین دلیل بود که در اوایل در اظهار نظر شخصی خودم گفته بودم که اگر اتحاد خودمان را از محوریت آزادی و دمکراسی خواهی دور ومنحرف کنیم، این حاشیه نگریها در اتلاف نیروها به سود خود رژیم ملایان تمام می شود و البته مردم و به خصوص جوانان را سردرگم و مایوس میکند. امید است مسئولین محترم سایت دیدگاه بتوانند مجدداً به اهمیت همبستگی و اتحاد در جهت سرنگونی رژیم ولی فقیه که پیش شرط رفع موانع رشد و ترقی و حل تمامی معضلات در جامعهً ماست اضافه کند.باز هم به امید روزی که سایت دیدگاه را در وطن آزاد خودمان ایران و بدون دیکتاتوری ملایان دایر و علم کرده و بحثهای حضوری و اینترنتی را گسترش دهیم. پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شهره مهاجر]  [ muhaajer40@yahoo.com ]  
بقول معلم شهید استاد شریعتی بزرگ / به جغرافیای حرف / باید توجه کرد. اگر هرکس بخواهد از حرفهای کسی یا سازمانی کد بیاورد . باید به جغرافیای آن نوشته هم توجه کند .و من فکر میکنم که اگر نویسندگان و خود همین آقای نویسنده ی محترم از گذشته شان کد بیاورند به همین مشکلاتی میرسند که بنیادگرایان رسیده اند. یک محقق نباید خشک باشد و برای زدن به کسی یا سازمانی از فنی استفاده کند که بوی ناراحتی یا کینه ورزی و یا کهنگی میدهد. و مردم لبنان بیچاره شده ی دست رژیم ایران و سوریه هستند و در رابطه با حز ب الله لبنان شما از پاسدار محسن رضائی هم عقب تر افتاده اید که دو روز بیش در سایت / بازتاب / اصل قضیه را لو داده است / آنهم از زبان /سید حسن نصرالله / نماینده خمینی و الآن نماینده خامنه ای. و نوشته است . مسئله فلسطین و لبنان مر بو ط به آقا / خامنه بوده و هست / و حتا دعای / آقا / حافظ اسد را از مرگ نجات داده است . بروید این خبر را بخوانید و بعد راجع به اخانید مقلد لبنانی اظهار نظر بفرمایید. تا آنجائی که من شنیدم و خواندم . شورا و مجاهدین چند بار . حمله اسرائیل به لبنان را محکوم کرده اند و اما متذکر شدند دست دراز / آقا / را هم در این جنگ ببینند.از جنابعالی که ازحق صدام انقدر خوب دفاع میکنید. تعجب میکنم که چگونه . مجاهدین را دراز کرده اید . آنهم بناحق و زمانی که این مبارزان. قهرمانان در زنجیر استعمار و ار تجاع هستند !؟و تا زه مگر ایران نباید مسئله اول و آخر یک انقلابی باشد !؟ چرا میخواهید که مقاومت به جاده فرعی برود!؟ آیا این درست است !؟ مگر مقاومان مورد نظر شما در لیست نیستند و قفل شده در همه جا !؟ و بخاطر تجربه ای که دارند از کوچکترین فضای تنفسی بزرگترین سود را میجویند !؟ چرا میخواهید از مبارزه اصلی کنار بکشند و تازه بشوند مثل دیگران تیله باز !؟راستی شما نمی دانید که مقاومت چه وضع سخت و پیچیده ای دارد !؟من شمارا خوب نمیشناسم که قضاوت شخصی کنم . ولی در رابطه با مقاومت زیاده طلب هستید . بدون اینکه توضیح بدهید الآن شما خودتان در چه کاری برای سرنگونی هستید !؟آیا مثل بنده اهل حرف و نوشتن هستید و یا مثل حرفه ای های انقلابی اهل ایثار و جان کندن و براندازی !؟ / حال را میگویم نه گذشته را . لازم به تذکر است که بنده مقداری از مطالب شمارا خوانده ام که مجاهدین و کل مقاومت را به ناحق به زیر سوال برده اید و از گذشته های دور کد آورده اید که ربطی به اوضاع کنونی ندارد . من فکر میکنم در مجموع . بجای بند کردن به مجاهدین. باید یقه / آقا / را گرفت و حرامخواران لبنانی را که به قیمت فقیر و فاسد شدن ملت در بند و زنجیر ایران . صاحب همه چیز شدند و در جنگ ایران و عراق بنام پاسدار خمینی شرکت داشته اند و حتاصاحب موشک های دور برد از پول ما شدند . و الآ ن هرکدام 12000 دلار بیزبان پول گاز و نفت مردم تخت شکنجه و غارت / آقا / را دودستی می قاپند. جناب نویسنده . گاهی خداوند معجزه میکند و جنایات جانیان را به نمایش عموم میگذارد تا بیدار شویم. و به هدف بزنیم. ووقتی خود رهبر حز ب الله لبنان و محتشمی و آقا ی شان اقرار میکنند که جنگ و جدال زیر سر چه دیو ی هست و پسر عمو ها هم مشغول مذاکره برای صلح هستند . مگر ما وکیل و وصی مردم بد و خوب جهانیم که بیاییم به جاده فرعی بزنیم و قاتل اکبر محمدی و اینهمه فدائی و مجاهد را فراموش کنیم و یادمان برود که چه کسانی ایران را به گند فقر و فساد آلوده کرده اند و من و شمارا آواره !؟ راستی فکر میکنید که کسی نمیداند سرمایه داران جهانی در چه کاری هستند و بازوهای مسلح شان کیستند!؟ و قاتل اصلی رهبران فدائی و مجاهد ین!؟ به هر رو در کار روشنگرا نه تان موفق باشید و بدانید که جنایات اسرائیل پوشیدنی نیست و یارانش . و منهم برای این به لعنت /آقا /نشسته ام که مسبب اصلی این قتل و غارت هاست. و از اینکه در کار بزرگتران فضولی شد . عذر میخواهم. با احترام. شهره مهاجر   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: عليرضا تبريزی]  [ tabrizialireza@hotmail.com ]  
اين مطلب را من قبلا بطور شخصی برای آقای علی ناظر ارسال نموده بودم ، اما ديدم جا دارد آنرا دوباره در همين بخش نظرات منعکس کنم. "بخش نظر کاربران ديگر از چرنديات و نظرات بی سر و ته اشباع شده ، باور کنيد به تازه گی هر بار مطلبی را ميخوانم از بس که نظرات شبيه به هم هستند و عموما هم بدون ذکر نام و نشان و آدرس ، حالت تهوع به من دست می دهد. هر کس شايد هم می توانند چند نفر مشخص باشند که هر نفرشان با چندين اسم مستعار اظهار و نظر ميکنند که با کمی دقت و هشياری متوجه خواهيد شد که بخش اعظم نظرات بغضی است که نسبت به مجاهدين ، شورای ملی مقاوت ، بصير نصيبی ، علی ناظر و ايرج مصداقی دارند ؛ به آنهائيکه که احترامی برای مرز سرخ قائلند و سره را از ناسره به خوبی تشخيص ميدهند. بعد از مقاله ايرج مصداقی و بصير نصيبی در مورد فوتبال ايران و \" درد و دل \" آقای ناظر ، نگاه کنيد، شايد عرض همين يک ماه چندی که از زمان آغاز فوتبال جام جهانی تا به امروز ، به اندازه طول مدتی که نظر کاربران ابداع شده کاربر نظريه پرداز کشف شده است ؟؟؟!!!! در خاتمه به مسئول بخش نظر کاربران پيشنهاد ميکنم بهتر نيست که نظر دهندگان به شيوه همان سابق همراه نظراتشان آدرس اميلی هم ارائه دهند؟ چون آدرس اميل دليلی بر هويت شخص نيست ، همه ميتوانند با همان اسم مشخصات من در آوردی خودشان ( مانند کاربری تحت نام فضولباشی ) دارای اميلی باشند. اين کار چند تا حسن دارد ، يکی اين که هر کاربر نمی تواند با ۱۰ اسم مستعار تند تند نظرات من در آوردی ارائه دهد که اين خودش جلوگيری از لوث شدن بخش نظر کاربران می کند ، دوم اينکه جلو گيری می شود از دعوا های شخص که در آن صورت هر کاربری ميتواند به جای اينکه ديدگاه محلی باشد برای نزاع نظرات ، ميتواند به آدرس اميل يکديگر تماس برقرار کنند. پيشنهاد دوم من اين هست بخش نظر کاربران فقط محل دادن نظرات کاربران نباشد ، خود نگارنده مقاله هم ميبايست از مجموع نظرات داده شده يک نتيجه گيری کند و نظر خودش را هم ارائه دهد. خسته نباشيد و از پر چانه گی ام پوزش ميخواهم. عليرضا تبريزی " آقای ناظر هدف از نظر کاربران ، حتما ارتقاء کيفيت ديدگاه هستش و مسلما خود شما بيشتر از هر کس به اين موضوع اهميت ميدهيد. از بيست نظر داده شده در باره اين مقاله ۱۷ تای آن فاقد آدرس ايميلی ميباشند ، نگاه کنيد به نظر کاربری بنام مستعار " يک ايرانی" که چگونه خودش بی نام نشان و آدرس به کاربری ديگر تحت نام " دکتر فرامرز شکیبی " که از قضا ايشان دارای ايميل ميباشند ، بی پرنسيپ و متلک وار به ايشان انتقاد که نه ، اهانت می کنند. موفق باشيد.
____
ديدگاه در حال انجام يک سري تغييرات اساسي است، که اين ستون را هم شامل مي شود. من با محتواي صحبت اين کاربر محترم خيلي موافقم و بارها هم به اين موضوعات اشاره کرده ام. به همين خاطر چرا همهء کاربران همين نکات در چند خط بالا را بررسي نمي کنند و در همين ستون مورد کنکاش قرار نمي دهند؟ واقعيت اين است که اين ستون شماست. اگر آن را به کجراهه ببريم، خودمان ضرر مي کنيم. با سپاس علي ناظر
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فرح ابراهیمی]  [  ]  
مقاله آقای وهابی و نوزده نظر را خواندم و برایم همه جالب بود که هرکس درد خودش را گفته.از نقد اقایا خانم سل تی تی خیلی محظوظ شدم که بی دشمنی حرفش را نوشته و نونه یک نقد خوب است و ازحرفهای اقای کامران یک نقد دشمنگونه دیدم. کوتوله یعنی چی؟ مدتها قابل خانمی به اسم ملیحه رهبری قصه ای از غول و کوتوله نوشته بود که خوبست اقای کامران انرا بخوانند و بفهمند هرچه غول بزرگتر بشود دور و وریهایش کوتوله تر می شوند و آخر کار هم حتما کوتوله ها از بین می روند.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی یحی پور (سل تی تی )]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای نادر وهابی مسائلی را مطرح کردند در مقاله اش به آن می پردازم : اولاٌ تحلیل شما از حزب الله لبنان اکونومیستیست یعنی این تحلیل شما را به اپورتونیست راست میکشاند چرا که تحلیل نهائی یک پدیده را باید از موضع سیاسی جستجو کرد؛ حزب الله درست است ازنظر اقتصادی از بدنهءجنبش اجتماعی اقشار پائین جامعه است ولی از نظر سیاسی ار تجاعی وامپریالیستیست ودر نتیجه دفاع از آن بهر دلیلی آدم را به اپورتونیسم راست میکشاند اگر تحلیل شما درست باشد تمام پاسداران جمهوری اسلامی همه از اقشار پائین جامعه هستند پس باید از آنها دفاع کرد؟!! پس این تحلیل شما از حزب الله درست نیست وشما را در صف حزب توده قرار میدهد .. دوم اینکه در قرار داد صلح برست لیتوفسک هم تروتسکی وهم لنین موافق بودند این اطلاعاتی که شما از آن استفاده کردید اطلاعات تحریف شده حزب توده است که به دستور استالین به ایران آمده است برای آنکه به موضع لنین وتروتسکی در این زمینه آشنا شوید باید تاریخ انقلاب روسیه تاء لیف تروتسکی را مطالعه کنید نه به گزارش شفائی آقای رجوی .. سوم آن سیاست ٌاستتار سیاسی ٌ که از مددف در کتاب در دادگاه تاریخ آوردید آن سیاست کمینترن در زمان استالین است که بر اساس تئوری ضد سوسیالیستی انقلاب سوسیالیستی دومرحله ای دیمیتریف تئوریسین بلغاری استالین است که در عرصهء جهانی تبلیغ شده و22 میلیون انسان وکمونیست کشته است وانقلابات چین 1926 وانقلاب اسپانیا را به خاک وخون کشیده است شما در زیر نویس صفحهء 11نوشتید که:ٌاین سیاست را به شکل کلی تری استفاده کردم ٌ شما حق ندارید از آن سیاست به شکل کلی تری استفاده کنید واپور تونیست وار آن سیاست را به لنین وتروتسکی تعمیم دهید ونتیجه بگیرید که لنین وتروتسکی دشمن انقلاب جنگل ومیرزا کوچک بوده اند لنین وتروتسکی به سیاست کمینترن تحت رهبری استالین وزیمینیف وبوخارین انتقادات شدیدی داشتند ونامه های تروتسکی به میرزا موجود است چرا تاریخ را تحریف میکنیم ؟... چهارم این که کجا حزب توده در گروه 2 سیاست ماکس وبر گنجانده میشود حزب توده بر اساس سیاست خارجی منافع شوروی در ایران تحت رهبری استالین ساخته شد واعضای رهبری آن همه از طبقات بورژوازی ودیوان سالار ایران بودند وهیچ گونه آرمان سوسیالیستی نداشتند وبه دلیل نبودن یک بدیل سوسیالیستی وانقلابی بسیاری از جوانان رافریفت وهیچ اعتقاد آرمانی نداشت آنهائیکه آرمانخواه این حزب بودند مثل وارتان ودکتر ارانی همه جان باختند وبه سیاستهای شوروی وبه رهبری حزب شدیداٌ انتقاد داشتند وآن را رد می کردند گروه 53 نفر که در زندان بودند با افتخاری رهبر کارگران شرکت نفت که سیاستهای شوروی درا یران را محکوم میکرد؛دعوا داشتند وهمه افتخاری را ایزوله کرده بودند نگاه کنید به تاریخ ملی گرایان وافسانهء دموکراسی در ایران تاء لیف بهزاد کاظمی نتیجتاٌ حزب توده را با مجاهدین در یک گروه آرمانخواه قرار دادن خیانت به تاریخ است ...پنجم اینکه مطرح کردید مجاهدین سیاستهای پراگماتیستی دارند درست است ولی شما در منجلاب حزب توده فرو رفته اید که!! واز موضع راست به مجاهدین نگاه میکنید. مجاهدین سازمانی آرمانخواه وانقلابیست ولی به سیاستهای راست در غلطیده است فقط از موضع طبقهء کارگر وسوسیالیسم انقلابیست که میشود به مجاهدین انتقاد کرد ولا غیر...   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: احمد باقری]  [  ]  
آقای وهابی انتقادهای شمابجای خودش ولی می توانید توضیحی هم بدهید که این نیروی مجاهدین اگر از بین برود و تضعیف بشود ما دراین غربت چه باید بکنیم؟والله در این غربت همه پیر شدند و دارند از بین می روند و یک نیرو هم فقط متاسفانه گلوی اخوند را گرفته است که مجاهدین هستند با هزار تا اشکال و ایراد. من می گویم انتقاد بشود ولی راه چاره ای هم بدهید که انهائی که نمی خواهند در این غربت لعنت شده بمیرند امیدی داشته باشند که راهی بجائی ببرند.اقای وهابی مشکل سازمان مجاهدین بر سر موضع گرفتن یا نگرفتن اش بر سر حزب الله و اسرائیل نیست. شما هم تشریف ببرید عراق وسط آن شیعیان ادمخوار و قمه زن مطمئن باشید طور دیگری فکر می کنید. دنیای سیاست عملی را بایددرک نمود فهمید.باید دانست که چرا مجاهدین در عراق وضعی بدتر از اسرای کربلا را دارند. به اشتباهاتی که توسط مسعود رجوی و چند نفر دور و بری هایش شده تا کار به اینجا رسیده به کنار ولی الان چار پنج هزار نفر گیر هستند. هم گیر آخوند هم گیر شیعه هم گیر سنی هم گیر امریکا و مانده که علیه اسرائیل موضع بگیرند تا فشار بیشتر بشود و در یک وضعیت ناجور تما اینها منجمله برادر و دو خواهر من که در ان جهنم عراق هستند خونشان ریخته بشود.مشکل مجاهدین بر خلاف انچه که شما نوشته اید در سیاست شان با حزب الله نوکر رزیم و صهیونیستهای خونخوار نیست. مشکلشان این هست که در چیزهائی غرق و گرفتارند که خود شما خوب می دانید و یک سازمان سیاسی را تبدیل به یک گروه مذهبی کرده است و بهتر است به انها بپردازید ونه سیاست در رابطه با اسرائیل.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر کریم سعتری]  [  ]  
خداوند به ماموران خونخوار و وحشی وزارت اطلاعات طول عمر بدهد که وجود اینها بهترین وسیله برای کوبیدن و آبرو بردن هر تنابنده ای است که می خواهد به درست یا غلط نفسی بکشد و حرفی بزند. بس کنید !مردم ایران به دو دسته اطلاعاتی وغیر اطلاعاتی تقسیم نشده اند. بروید و کمی فکر بکنید و اینطور به هر صدای مخالفی بر چسب نزنید که سالهاست ضررش را خود برچسب زنها کرده اند.اقای وهابی یک مقاله نوشته ولی از همان اول عده ای می خواهند ثابت بکنند که کار کار انگلیسهاست!!واقعا باعث شرم و خجالت است.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: فضولباشی]  [  ]  
این که عذر بدتر از گناه است. مگر مجاهدین در روزنامه‌ هایشان مرتکب جرمی شده‌اند که سعی کرده‌اند همه شماره‌های آن را از بین ببرند و تنها وزارت اطلاعات شماره‌ای از آن را در دست دارد. این که ضعف یک جریان سیاسی است که بخواهد گذشته‌اش را از بین ببرد. آیا هیچ منطقی در نظر کاربری که نویسنده را هدف قرار داده هست؟ این افرادی که زور می‌زنند بگویند مجاهدین جنایات اسرائیل را محکوم کرده اند، آیا مجاهدین در ارتباط با جنایات هر روزه‌ی آمریکا در عراق هم حرفی زده‌اند ؟ آیا حتا خبر تجاوز سربازان آمریکایی به دختر نوجوان عراقی و بعد سوزاندن او را داده‌اند؟ این جنایتی است که هم اکنون در آمریکا مورد بررسی قرار می‌گیرد. به جای اتهام زدن به نویسنده و ردیف کردن یک مشت اراجیف بهتر است با منطق و استدلال به نویسنده پاسخ داد. به سؤالات او جواب داد. چاره کار در این است نه در یقه درانی و فحش ناسزا دادن. این ها تأیید استدلال‌های نویسنده است. شما می‌توانید در این مورد به محدودیت‌ های مجاهدین و یا الویت‌های آن‌ها اشاره کنید.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: محمود رضا اصفهانی]  [  ]  
نوشته آقای نادر وهابی نقاط مثبت و منفی خودش را دارد اما می خواهم از اقای کامران ص بپرسم اصلا معنای روشنفکر در قاموس تشکیلات هر تشکیلاتی بجز کوتوله چیز دیگری هست.روشنفکر کسی هست که با شعور خودش فکر می کند و کسی که با شعورخودش فکر می کند نمی تواند دنبال رهبریت راه بیفتد و حتی وقتی راه دارد به ترکستان هم می رود به به و چه چه کند بنابراین باید اتهام کوتوله بودن را از سوپر کوتوله هائی که مرعوب غولهای مورد علاقه اشان شده اند و منتظر معجزه هستند دائم الاوقات تحویل بگیرند. اقای کامران جنبشی که روشنفکران را طرد بکند وبا قوانین کهنه ومقلدین بخواهد جلو برود چیزی جز یک حکومت ارتجاعی گندیده تر از سلطنت شاه و خمینی نخواهد داشت. جنابعالی مطمئن باشید ایران اینده دیر یا زود نه به دست سوپر کوتوله ها بلکه با همت کسانی که افکار نو و مترقی دارند ازاد و ساخته خواهد شد و این فرهنگ توهین و تحقیر روشنفکران که میراث حکومت شاه و خمینی است راه بجائی نخواهد برد.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: محمود حقيقت جو]  [  ]  
به نظر من كل اين مقاله روي يك دروغ سوار شده كه مجاهدين حمله اسرائيل را محكوم نكرده اند. خيلي ساده با مراجعه به آرشيو اطلاعيه هاي شورا ميتوان به اين دجالگري نويسنده كم خرد پي برد. نويسنده اي كه ميخواهد با استفاده از كلمات پرطمطراق بيسوادي وضديت خودرابپوشاند.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: آرش نيكپندار]  [ nikpendar@mai.lawguru.com ]  
خانم حقيقت ارجمند اين كه روش درسي نيست و خيلي غير دموكراتيك است كه شما نويسنده مطلب خلاف نظر و باورتان را يا با امثال جنتي مقايسه مي كنيد كه اين توهيني است به يك مخالف رژيم، اعم از اينكه چه هزينه يي براي مخالفت پرداخته باشد يا نپرداخته باشد، يا طرف را مورد سئوال قرار مي دهيد كه از كجا به نشريه هاي مجاهد قبل از سال 60 دسترسي داشته است. با استدلال گفته هاي طرف را نقد و اشكال ديدههايش را نشان بدهيد و رد كنيد و الا بااين روش به خودتان لطمه مي زنيد. جهت اطلاع شما نشاني سايتي كه البته از سايتهاي تغذيه شده از سوي رژيم است و در آن مي شود نشريه هاي مجاهد قبل سال 60 را يافت در اينجا ياد آوري مي كنم. استفاده كردن از اطلاعات و منابع خبري رژيم كه جرم نست ما از اخبار روزنامه ها و مصاحبه هاي كارگردانان رژيم هم براي نقل كردن استفاده مي كنيم. در نشاني زير نشريات مجاهد قبل از سال 60 رامي توانيد مطالعه كنيد. http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Nashrie%20mojahed.htm   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: پروانه حقیقت]  [  ]  
آقای محترم فقط لطف کنید برای اطلاع ما بنویسید که شما شماره های مجاهد قبل از سال 60 را از آرشیو چه کسی تهیه میکنید؟؟؟؟؟ چون تاجایی که من میدانم این آرشیو ها را فقط وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی دردست دارد.
____
ديدگاه: آيا واقعا اينطوري فکر مي کنيد؟ يعني هيچ کس ديگري يک کپي يا چند کپي از همه يا برخي از اين نشريات (مجاهد، کار،...) ندارد؟ اگر اينطور باشد که خيلي بد است.
  

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رحیم حسینی]  [  ]  
کاش که آقای کامران صاد بجای این مسئله که بخواهند نویسنده را از میدان بیرون کند با دلیل و بدون دشنام و این که آقای وهابی و دوستانش کوتوله است می گفتند که در کجا کوتوله ها فابریک می شوند و چطور شده این همه کوتوله بی هویت از میان سازمان سیاسی در می آید؟که یک قلم سیصد چهار صد نفرش بعد از روزگارها تفنگ داشتن و جنگیدن یکسر می روند و حلقه نوکری جمهوری اسلامی رابر گوش خودشان می کنند. و آیا زیاد بودن کوتوله همان خواستی نیست که خیلی ها علاقمند به ان هستند افرادی که جز خودشان هیچ کسی رانمی خواهند و از وجود غیر کوتوله ها احساس خطرناکی دارند.آقای وهابی کوتوله که جامعه شناس است مقاله نوشته حالا قدش بلند است یا کوتوله جواب منطقی چی هست؟ در هر حال این طور برخورد دردی دوا نمی کند.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: رضا هوشیار]  [  ]  
حدیث مبارکی هست در باره پیامبر و مولی علی که می فرماید( کل طویل احمق الا احمد و کل قصیر فتنه الا علی) معنی اش هست که تمام بلند قدها احمق هستند مگر سرور عالمیان محمد صلی الله علیه و اله و تمام کوتاه قدها فتنه گر هستند مگر امیر المومنین علی علیه السلام. نتیجه این که باید قد متوسط باشد که نه به این بر بخورد و نه به ان که آقای نادر وهابی توجه بکنند.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: کامران-ص]  [  ]  
برخی ها مطابق آن ضرب المثل معروف، بر سر هر موضوع سیاسی که جوش می آورند و به هوا می پرند، همشیه چهار دست و پا می افتند روی مجاهدین!داستان شرکت آن بابای عقب مانده و کودن در برنامه مشاعره که یادتان هست، می گفتند "م" بده، می گفت: میازار موری که دانه کش است. می گفتند:"ن" بده، میگفت: نیازار موری که...می گفتند: "د" بده، می گفت:د،نیازار موری که...این حضرات هم هر اتفاق سیاسی که بیفتد، چشم شان را بسته،یک بسه تعالی می گویند و همان بیت همیشگی شان علیه مجاهدین را تکرار می کنند. در آخرین مقاله خوب محمد هادی در همین سایت که به جداشدگان از مجاهدین اختصاص داشت، جای یک دسته از آن ها خالی بود. آنها که اسما با رژیم مرزبندی دارند، اما دچار بحران هویت هستند و سعی می کنند،برای پادرهوایی و سردرگمی کنونی خود- که برای برخی شان با کمی شرمساری هم آمیخته- چارچوب تئوریک بسازند تا بلکه به آرامش برسند. اما بیشتر آن ها از مشکل مشترک رنج می برند:کوتوله بودن و کوتوله ماندن در عرصه روشنفکری. چون همه می دانند که 100 سال هم در میان مجاهدین بمانی، فضا و فرجه ای برای مطالعات روشنفکری نیست. باید پاشنه ها را وربکشی و برای هدف ها و برنامه های مشخصی (با درست یا غلط بودنش کاری ندارم) فقط بدوی و بجنگی.نقل قول آوردن مستمر از این و آن روشنفکر بین المللی و یا ناراضیان(به حق یا ناحق!)شوروی سابق، نیز تلاشی است برای پوشاندن همین عقب ماندگی و کوتولگی. گاه شخصا ترجیج می دهم این قبیل افراد به جای 17-18 صفحه از جابلقا تا جابلسا پیمودن و تحلیل یک مساله ساده روز را هر بار از کمون های اولیه یا از زمان ساسانیان شروع کرده تا مثلا به انقلاب ایدیولوژیک یا طلاق ها و غیره برسند، مبتنی بر درون مایه کودکی شان یک کلمه بگویند: خاک بر سر مجاهدین...من ری...به...!!و خواننده را خلاص کنند،دعای صمیمانه همه را هم به همراه خواهند داشت! و الا نیاز نیست انیشتاین باشی تا بفهمی قریب به 30 سال سیاست مجاهدین_ به ویژه در عرصه بین المللی - مبتنی بر این بوده که هیچ تضاد فرعی را به ضرر مبارزه تمام عیار و صددرصدی با دیکتاتوری ملایان فعال نکنند. برای ذهن و قلب سالم، فهم این سیاست اصلا سخت نیست. به همین دلیل هم مجاهدین کشتار جنایتکارانه مردم بی دفاع لبنان را محکوم کردند، اما برای نیروهایی که دست شان در خون شرفکندی هاو نقدی هاست و مسولیت شان در کشتار مردم بی پناه لبنان(و نیز مردم معمولی اسراییل) کمتر از اسراییل نیست،کمترین تره ای خورد نکردند.به جای تحسین و تشویق این هشیاری انقلابی و وطن پرستانه مجاهدین،داداش ببین کجای کاری و چه اسطوره مقاومتی از شیخ نصراله و افراد دوره دیده اش در پادگان های اطراف قم و اصفهان ساخته ای و با 3-4 تن دیگر از همفکرانتان چه روضه 14 معصومی برای حوادث اخیر لبنان برگزار کرده اید که اگر صد صفحه دیگر هم به آن بیفزایید، به گرد یک تیتر سایت های وزارت اطلاعات نمی رسد که: "قانا چگونه بگریم"؟؟!!چشم روشنی برای اسم گذاری تعدادی از خیابان های تهران و مراکز استان ها به نام نماینده رسمی خمینی در جنوب لبنان هم طلبتان!   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: ر. آرمان]  [  ]  
آقای وهابی در مقاله ی طولانی خود به خیلی ها انتقاد می کند. آن هم بدون هر گونه پایه و اساس. ایشان عمدا یا از سر بی اطلاعی هیچ اشاره ای به اطلاعیه شورای ملی مقاومت در مورد لبنان نمی کند. پا را در یک کفش کرده است که ایراد بگیرد. آن هم بدون مدرک و با آوردن کلی مطالب تئوری که معلوم نیست آن وسط چه می کند. تمام بحث روی یک نقل قول از دو شماره ی مجاهد بنا شده است. یازده صفحه مطلب برای چیزی که میشد در یک یا دو صفحه گفت زیاد است. به نظر می رسد که آقای وهابی خواسته است با سازمان مجاهدین و بخصوص با رهبری آن تسویه حساب کند. البته او این کار را با یک عده دیگر هم کرده است و به پر و پای بیژن نیابتی و کورش عرفانی و برخی روشنفکران و سازمان های دیگر هم پیچیده است. گویی کیسهء خشم ایشان پر شده بوده و فرصت را غنیمت شمارده است. به آقای وهابی پیشنهاد می کنم بیشتر مطالعه کند،اطاعات بیشتری بدست آورد، کوتاهتر بنویسد، بغض و کینه را کنار بگذارد، و علی الخصوص در نوشته هایشان به دنبال تیغ کشیدن به روی سازمان مجاهدین و افراد دیگر نباشد. از طریق خراب کردن سازمان هایی که دهه ها مبارزه کرده اند و اشخاص شناخته شده نمی توان برای خود اسم ورسمی دست و پا کرد. روشهای بهتری هم هست.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: علی اکبر موسویان]  [  ]  
آقای شکیبی عزیز محکوم کردن جنایت قانا به منزله محکوم کردن جنایت های اسرائیل نیست. مجاهدین پس از این که خود اسرائیل هم این عملیات را محکوم کرد و آن را اشتباه خواند و قول تحقیق در مورد آن را داد دست به چنین کاری زدند. در قاموس دیپلماتیک مواضع مجاهدین و شورای ملی مقاومت را محکومیت اسرائیل و کشت و کشتار در لبنان به حساب نمی آورند. شما هم بهتر است کمی ژرف تر به مسائل نگاه کنید.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: جانباز]  [  ]  
این مقاله بیشتر به ناله های پایان دوران شبیه است تا ارایهً 1 راحل. کسی که حق نشناسد چه جای شکوه از اوست/ ورا زفتنه و شر نیز اهترازی نیست. زبزم مرده دلان رمز راز عشق مجوی / وز آنگه مجمر خاموش را گدازی نیست.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: مهدی رهنما]  [  ]  
آقای وهابی مقاله شما بسیار بسیار خواندنی و قابل تامل است.پایدار باشید و اشکالات وارد بر نگاه سیاسی مجاهدین که به طور عمیق ناشی از نگاه و تفکر ایدئولوزیک انها می باشد بیشتر از این مورد است و امید به این که از دایره این تفکر خارج بشوند وبه عنوان یک نیروی سیاسی و نه فرقه گراکه به رهبریت و امامت مادام العمر دو نفرتن داده اند جلو بروند ولی در باره مقاله شما می خواهم یک نکته بگویم که اگر مجاهدین مثل بنده و شما در اروپا یا آمریکا و در امنیت نسبی بودند حتما مواضعشان با حالا تفاوت داشت ولی در آن جهنم و حشت ناک عراق و آن دشمنانی که می خواهند خون تمام مجاهد را بخورند آِیا به نظر شما درست است روی اسرائیل که شک نداشته باشید بازوی همان امریکائی است که مجاهدین را از سلاحشان خلع کرده تیز بکنند؟ شما اگر در یک جنگ عملی بودید این کار ا می کردید؟منهای این مساله مقاله شما بسیار ارزنده است و جای تحسین دارد. موفق باشید.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی.]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای وهابی فکر ميکنم که پايه اصلی بحثتان را از همان اول کج گذاشته ايد چرا که عليرغم آنچه که شما گفته ايد مجاهدين خلق و شورای ملی مقاومت جنايات اسرائيل را در لبنان محکوم کرده اند و کافی است به سايت شورا رفته و اطلاعيه مربوطه را بخوانيد ،بگذريم از اينکه ممکن است جملات و بيان آن باب ميل شما نباشد. دوما اگر بجای اين همه کد آوردن از چامسکی و غيره برای اثبات وابسته نبودن آخوند نصرالله و باند فاشيستيش به ج. ا، سری به سايت های رژيمی مثل بازتاب و کيهان شريعتمداری هم ميزديد بد نبود. من فکر نمی کنم تشابه اسمی حزب الله لبنان با حزب الله ايران باعث شده است که نيروهای انقلابی برعليه اين باند فاشيستی نصرالله باشند. مگر همين حزب الله غير وابسته؟ به رژيم مجری ترور بسياری از اعضای اپوزيسيون در خارج کشور نبوده است؟چرا چشمتان را بسته ايد؟ آيا مگر اين دار و دسته قرار نيست بعد از فتح لبنان و کوبيدن پرچم اسلامشان آنجا بساط سنگسار و شکنجه واعدام بر پا کنند؟ به نظر من اين سياست مجاهدين که تضاد اصلی را رژيم ج.ا ميداند و از موضع گيري راجع به آنچه روزمره در جهان اتفاق ميافتد حتی المقدور خودداری ميکند ، يکی از بهترين سياست های آنها در حل مسائل روز ميباشد که اتفاقا از افتادن به دام پارادوکسها یی نظير حمايت اجباری شما از نصرالله و امثالهم جلوگيری ميکند . البته جنايات اسرائيل در لبنان نه اولين بوده و نه آخرين خواهد ماند و صد البته که محکوم است. اگر قرار باشد اين جور جنايتها را تک به تک محکوم کرده و برايشان بيانيه داده شود پس ميتوان يقه بسياری را در اينصورت گرفت. مثلا همين رفيق؟ چامسکی چرا تا بحال قتل عام زندانيان سياسی را در ايران محکوم نکرده است؟ چرا شما دستگيری و تحويل سه پناهنده توسط سوريه و تحويلشان به آخوندها را محکوم نکرده ايد؟ و هزاران چرای ديگر. آ نوقت ديگر شما هم فرصت نوشتن اين مقاله را حداقل در ده سال آينده را نداشتيد.   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: يک ايرانی]  [  ]  
«ملايان حاكم از اين جنگ افروزی كثيف كه مدتهاست برای آن زمينه سازی كرده اند, به مثابه سرپوشی بر پروژه های اتمی خود سود می برند.» لطفاً به همين جمله آخر آنچه در اطلاعيه منقول در همين «ستون کاربران» آمده است بيشتر فکرکنيد تا بتوانيد بفهميد که تجاوز اسراييل به لبنان و تمام اين قتل عام ها تقصير حزب الله است و از مدت ها پيش به وسيله رژيم زمينه سازی شده است. همانطور که قتل عام جاری در نوار غزه هم تقصير حماس است. وگرنه اسراييل گناهی ندارد به جز تلاش برای رفع شر «مزدوران رژيم» از منطقه. و بنابر اين بايد از او سپاسگزار بود، و بايد بعد از آن که همه دنيا حتی آمريکا قتل عام قانا را محکوم کردند در اطلاعيه ای چند خطی که نه در صفحه ی اول بلکه در صفحات داخلی سايت همبستگی می آيد ضمن متاسف بودن از مرگ افراد عادی در قانا، مقاومت لبنان و فلسطين را (که البته مزدوران رزيم هستند و طبق برنامه ريزی او اسراييل معصوم را تحريک کرده اند) مقصر دانست. اقای «دکتر فرامرز شکيبی» شما دکتر هستيد؟ تا آنجا که بنده اطلاع دارم آقايان توحيدی و جابرزاده، هيچکدام اسم کوچکشان فرامرز نيست و دکتر هم نيستند. ولی «يک ايرانی»، يک ايرانی است، و می توانست يک نام مجازی متشکل از نام کوچک و نام خانوادگی هم برای خودش انتخاب کند، و يک عنوان هم جلوی آن بگذارد. اين که کاری ندارد. خوش باشيد!   

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: دکتر فرامرز شکیبی]  [ shakibi-faramarz@yahoo.com ]  
دبيرخانة شوراي ملي مقاومت ايران 10مرداد 1385 (1 اوت 2006)
مقاومت ايران كشتار بيگناهان به ويژه كودكان و زنان را در لبنان محكوم مي كند
مقاومت ايران يك بار ديگر ادامه كشتار بيگناهان در لبنان به ويژه فاجعه قانا را محكوم مي كند و اين تراژدي را به عموم مردم لبنان به ويژه بازماندگان قربانيان تسليت مي گويد و خواستار پايان دادن فوري خونريزي و كشتار بيگناهان مي باشد. مقاومت ايران پيش از اين نيز بامحكوم كردن كشتار مردم بيگناه لبنان و فلسطين, به ويژه زنان و كودكان توسط اسرائيل, به پايان دادن به خونريزي و كشتار فراخوان داده بود. مقاومت ايران هم چنين بار ديگر توجه تمامي طرفها را به اين حقيقت جلب مي‌كند كه تنها بازنده صلح در منطقه, ديكتاتوري ديني حاكم بر ايران است. ملايان حاكم از اين جنگ افروزي كثيف كه مدتهاست براي آن زمينه سازي كرده اند, به مثابه سرپوشي بر پروژه هاي اتمي خود سود مي برند. آقای وهابی لطفا اخبار را دقیق تر دنبال کنید.
  

[تاریخ ارسال: 20 Aug 2006]  [ارسال‌کننده: شبنم امیدوار]  [  ]  
سکوت علامت رضا است و سکوت مجاهدین در رابطه با تاخت و تاز اسرائیل در لبنان و تائید همیشگی آمریکا از اینگونه جنایات (حتی اگر علامت رضا نباشد) در شان یک نیروی انقلابی نیست. این سکوت سیاه که هیچ کس هم نمیتواند آنرا توجیه کند بیش از همه برای خود هواداران سازمان سنگین است. با قدردانی از نویسنده محترم و فرهیخته این تحلیل زیبا   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.