شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۵ اوت ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تیم ملی جنبش آزادیخواهی مردم ایران

سعيد اطلس (گيل آوا)

پیشنهاد بسته تشویقی سه دولت اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان که با موافقت اعضای دایمی شورای امنیت + آلمان در تاریخ ششم ژوئن امسال توسط خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به رژیم ایران ارائه شد، باعث بروز واکنش ها و تحلیل های گوناگونی در کمپ رژیم و همچنین مخالفین اش گردیده است. در درون حاکمیت و طیف های وابسته به آن بخشی بر این اعتقاداند که این کشورها در هماهنگی با آمریکا، در ترفندی جدید بدنبال سوزاندن کارتهای تبلیغاتی رژیم مبنی بر صلح آمیز بودن منوّیات اتمی شان هستند. به عبارتی گویاتر این پیشنهاد را در راستای همراه کردن افکار عمومی جهانی با طرحهای تعرّضی و تنبیهی آتی آمریکا و بعضی از کشورهای غربی ارزیابی میکنند. بخش دیگری این پیشنهاد را حاصل پافشاری رژیم بر ادامه پروژه غنی سازی اورانیوم تلقی کرده و آنرا دلیلی بر ناتوانی طرف مقابل در تحمیل شرایط و خواسته هایش بر رژیم جمهوری اسلامی میدانند. در درون طیف های مختلف اپوزیسیون نیز عده ای که عمدتأ چشم به امداد خارجی ها دوخته اند، دچار سرخوردگی شده و معتقداند که سرانجام رژیم با پذیرش مشوّقهای ارائه شده برای یک دوره چندین ساله به حیات سیاسی و بقایش ادامه خواهد داد، در حالیکه بخشهای دیگری از مخالفین رژیم بر این بآورند که  شرایط جدید منطقه و زمین گیر شدن آمریکا در عراق و افغانستان، مخالفت افکار عمومی جهانی با سیاستهای سلطه گرانه آمریکا در جهان، مخالفت چین و روسیه و حتی دولتهای اروپایی با  افزایش نفوذ آمریکا در منطقه جهت کنترل منابع انرژی آن، عدم آمادگی جهانی برای پذیرش افزایش بیشتر بهای انرژی و توجیه حقوقی رژیم در چهارچوب مقرّرات و معاهده "NPT"، سردمداران رژیم را تشویق خواهد کرد که حداقل در این مرحله از معاملات  سیاسی،  این پیشنهاد را با محتوای کنونیش نپذیرند. در اینصورت باید انتظار داشت که دولتهای غربی با تمامی نرمش و تعاملی که تا کنون در قبال اعمال غیر متعارف رژیم بخرج داده اند، مجبور شوند بر فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی خود بر رژیم بیفزایند و بلاجبار بحران سیاسی جدیدی را در منطقه پذیرا شوند. تحت چنین شرایطی؛ احتمال اقدام محدود نظامی آمریکا از طریق بمباران هوایی تاسیسات اتمی و حتی تاسیسات زیر بنایی کشور وجود خواهد داشت. پیش از وقوع چنین شرایط زیانباری، اقدام بموقع اپوزیسیون در تغییر مسیر حوادث و مداخله در روند شرایط، اقدامی ضروری خواهد بود. نظر سوّمی هم وجود دارد که معتقد است، پذیرش یا عدم پذیرش این بسته پیشنهادی اگر چه عاری از تاثیرات گوناگون بر روند مبارزات مردم نخواهد بود، امّا بدلیل ماهیت بحران آفرینی و بحران ذی بودن رژیم و عدم مشروعیت داخلی اش، تعیین کننده نهایی اوضاع کنونی کشور، مردم ایران خواهند بود و نه قدرت های خارجی .                                                                                  

برای رسیدن به یک نگرش منطقی حول نظرات فوق، در ابتدا باید به این سئوال پایه ای پاسخ داد که آیا در عمل، باند آخوند های حاکم، تهدید اصلی سرنگونی حکومت خود را اکثریت مردم ایران و پیشتازانش میدانند یا کشورهای به اصطلاح متخاصم خارجی؟ آیا از ابتدای حاکمیت آخوند ها بر کشور تا به امروز، سرمایه گذاریهای کلان امنیتی – نظامی و نیرویی رژیم ( بدون احتساب ِ بودجه متعارف ِ نظامی و صدور بنیاد گرائی) عمدتأ سمت و سوی داخلی داشته است یا خارجی؟

پاسخ سئوالات فوق میتواند، اذهان ِ سرگردان را به سمت اولویتهای مبارزه هدایت کرده و از وابستگی های غریزی به جذر و مدهای موسمی سیاسی و سرد و گرم شدنهای بی مورد رهایی خواهد بخشید.

 تهدید اصلی رژیم – مردم یا به اصطلاح دشمنان خارجی

اثبات تحلیلی این موضوع هر چند مرورتقویم  روز شمار مقاومت بیست و چند ساله مردم ایران را بر علیه حکومت ولایت فقیه میطلبد، اما با یاد آوری رویدادهایی چند، از مندرجات  این دفتر، از جمله  با استناد به  بیشمار  سرهای به دار رفته و سینه های  چاک چاک  شده  کبوتران آزادی آسمان مه آلود وطن می توان منشاء اصلی تهدید سرنگونی رژیم را بهتر شناخت . معضلات ِ پایان ناپذیر رژیم  در بیست و هفت سال گذشته، خود بیانگر این حقیقت است که بر خلاف ادعای رژیم، بحرانهای بی وقفه امنیتی، سیاسی و اجتماعی آخوند های باند حاکم، عمدتأ ریشه در عزم مبارزاتی نیروهای بالنده سیاسی و اجتماعی جامعه ایران داشته است، تا ناسازگاری های سیاسی دشمنان خارجی آن که همیشه رنگ و بوی سازش  داشته است.

حافظه تاریخی ملت ایران از یاد نمی برد، در حالی که هزاران تن از بچه های ایران در اسارتگاههای رژیم پرپر می شدند، آمریکا بی توجه به این جنایات، نماینده اش، مک فارلن را با کلت و کیک برای انجام معاملات سیاسی با رژیم راهی تهران کرد تا باب جدیدی در دوستی با آخوند ها بگشاید. اروپا با حربه دیالوگ انتقادی در واقع امر، رژیم را در یک پیام نا نوشته به کّرات مطمئن می ساخته که سروصداهای حقوق بشری اش صرفأ برای حفظ پرستیژاش بوده و جنبه عملی ندارد. آنها تحت همین بی پرنسیپی سیاسی ومعنوی، در رودربایستی با جریان حقوق بشر و تحت ِ فشارهای افشاگرانه اپوزیسیون، از یک سو، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل بر علیه سرکوب گریهای رژیم قطعنامه حقوق بشری صادر میکردند، واز طرفی دیگر بعضی از آنها، چوب زیر بغل آخوند ها می شدند. و البته این داستان همچنان ادامه دارد. موضع گیریهای نسبتأ سختگیرانه کنونی دول غربی نسبت به خطرات ناشی از دستیابی رژیم به سلاح هسته ای نیز تنها در راستای حفظ منافع دراز مدت منطقه ای آنها و حفظ امنیت شهروندانشان میباشد و لاغیر. در مورد آمریکا نیز همان گونه که گفته شد، وضع بهتر از این نیست، با این تفاوت که سیاست گذاران دولت کنونی آمریکا، در جهت پیشبرد سیاست خاورمیانه ای خود، تمایلاتی نسبت به ایجاد تغییرات ِ ساختاری در نظام کنونی رژیم نشان داده اند. طرح مسایل جذابی از سوی بعضی از مسئولین دولت آمریکا، دال بر ایستادن ِ آنها در کنار مبارزات  مردم ایران را در همین جهارچوب باید معنی نمود. هدفی متغییر که با مقتضیات  منافع آمریکا در منطقه گره میخورد و نه منافع ملت ایران.

 کافیست که تنها به چند موضعگیری دیپلمات ها و متنفّذین سیاسی آمریکایی در یکی دو ماهه اخیر استناد کرد تا به میزان تعهدشان نسبت به تمایل آزادیخواهانه شان برای مردم ایران بطور اخص و سایر کشورهای دیکتاتور زده جهان سومی بطور اعم پی برد. حرف های اخیر جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد که گاهی ژست های سختگیرانه ای نیز نسبت به رژیم  می گیرد، بیانگر گوشه هایی از واقعیت فوق است. آنجا که وی در مصاحبه کوتاهش در مقر سازمان ملل براحتی از همه دعاوی قبلی آمریکا مبنی بر قرار دادن رژیم جمهوری اسلامی در محور شرارت چشم پوشی کرده وبه سردمداران رژیم پیغام میدهد که اگر تنها از غنی سازی اورانیوم دست بردارند، میتواند همچنان بر سر حکومت باقی بمانند! نمونه جالب دیگر، سخنان بی پرده زلمای خلیل زاد دیپلمات برجسته وزارت خارجه آمریکا و نماینده آن کشور در عراق است. وی طی گفتگویی با مجله آلمانی اشپیگل در تاریخ  6 ژوئن امسال اظهار میدارد که " آمریکا ایران را از شّر بدترین دشمنان اش یعنی طالبان و صدام نجات داد و من به سفیر جمهوری اسلامی در کابل گفتم که صورتحساب این کار را برایتان میفرستم" .

همین دو مثال فوق به اندازه کافی گویای این حقیقت است که در اولویت بندیهای مبارزه، یافتن راه حل هایی  برای شناخت، جذب و استخراج ظرفیت های بالقوه کّل جامعه در رویارویی با دیکتاتوری مذهبی حاکم  یک ضرورت تام و تمام است.

نتیجه دیگر این بحث اینست که دل سپردن به اقدامات ِ سیاسی – نظامی دول غربی و در رأس آنها آمریکا برای نجات ِ مردم ایران از شّر استبداد بی ترحم مذهبی آخوندها، یک خواست ِ واهی، منفعلانه و نامشروع است که تضعیف ابتکارات ِ رادیکال مردمی را به دنبال داشته و خواهد داشت.

سیر تحولات ِ سیاسی و مبارزات چندین ساله مردم ایران و طلایه داران جنبش  تا به امروز نشان داده است که قهر دشمنان با لقوه داخلی رژیم متشکل از اکثریت ملت ایران همواره یک قهر جدی و بر خواسته از منافع حقه ّشان  و نجات ِ کشور بوده است. در حالیکه قهر به اصطلاح دشمنان ِ خارجی رژیم عمومأ در محدوده پزهای متعارف در بازارهای سیاست فرموله شده و در جهت حفظ  منافع آنان همیشه حرکتی پاندولی داشته است. از این نظر در وضعیت کنونی سیاسی کشورمان، آنچه را که باید نگرانش بود، فرضأ غلبه روحیه پاسیفیسم بر نیروهای تاثیر گذار و بالنده جامعه و همچنین دست شستن  مردم ایران از مطالبات حقوق از دست رفته شان از ملاهای غاصب است، نه سرشاخ شدن های آلوده به مماشات و لاس زنی های سیاسی غرب و رژیم.

شطرنج سیاسی جهانی

پتانسیل کشورهای سلطه گر جهان در دیکته کردن سیاست های خود به ملت ها از سقف نامحدودی برخوردار نیست. در این میان اراده جمعی ملتهایی که عزم آزاد زیستن دارند، اصلی ترین عامل خنثی کردن کاربرد چنین پتانسیل هایی است. در پهنه های پیچیده سیاسی جهان امروز استفاده از دستاوردهای علمی و تجربی بشری و بکارگیری متدهای مدرن و خلاق از سوی اپوزیسیون یا اپوزیسیون های تاثیر گذاری که از پشتوانه غنی مردمی برخوردارند، یک ضرورت انکارناپذیر است. ضرورتی در کنار مبارزه اصلی، برای تحمیل اراده آزادیخواهانه مردم یک کشور بر شطرنج بازان ِ حرفه ای دنیای سیاست امروز. لذا در مورد کشورمان نیز ورود هشیارانه نمایندگان واقعی مردم و یا اپوژیسیون مردمی به باشگاه شطرنج سیاسی جهانی در جهت بوجود آوردن فرصت ها برای به انزوا کشیدن هر چه بیشتر رژیم و برهم زدن راه حل های مماشات گرایانه ای که در ضدیت با منافع ملی و حقوق توده های مردم است،  خود جزء مثبتی از کَّل مبارزه است. تجربیات گرانبهای چندین ساله گذشته بما آموخته است که نسخه پیچیدن های بی محتوایی که از دل ِ دکترین سیاسی صرفأ تئوریک  و غیر عملی بیرون میآید، نه تنها هرگز گره ای از مشگلات مبارزه آزادی خواهانه ملت ایران نگشوده و نخواهد گشود بلکه خود عاملی برای سرگردانی نیروهای بالقوه جامعه در امر مبارزه  بوده است. آسانترین نوع مبارزه این است که فرمانده لشگرهای تک نفره ذهنهای متوّهم خویش باشیم. شیوه مبارزهای که، رژیم جمهوری اسلامی اگر از مدافعانش نباشد مسلمأ در زمره مخالفانش نیز نخواهد بود.

ظرفیت های کنونی جنبش

امروزه علیرغم فضای عمومی نه چندان راضی کننده جنبش ملی ایرانیان، این جنبش از امتیازات ِ خارق العاده ای بر خوردار است.

 این جنبش در دل خود یک نیروی عظیم انفجاری در داخل کشور دارد که نیازمند چاشنی های لازم است. چند میلیون نیروی پشت جبهه ای در خارج از مرزهای ایران دارد، که در میانشان انبوهی جوان با انگیزه و افراد میهن دوست وجود دارند. این نیروی چند میلیونی میتوانند در موقع خود کارساز باشند. این جنبش در دل خود نیروهای متشکلی دارد که هر چند متفرق و گسسته اما کماکان سنگرهای مبارزاتی خود را با سختی حفظ کرده اند. این جنبش در درون خود از وجود ِ  سازمانیافته ترین و پرتلاش ترین نیروهای اپوزیسیون تاریخ معاصر ایران، مجاهدین و متحدین سیاسی اش در شورای ملی مقاومت برخوردار است . این جنبش نمایندگان شایسته ای از قومها و ملیتهای ایرانی از کردستان تا آذربایجان و از بلوچستان تا خوزستان دارد، که به کرّات نشان داده اند که اهل عمل اند و بلاخره این جنبش فعالین منفرد سیاسی ِ دلسوزی در داخل و خارج از کشور دارد که با قلم و قدم و هنرشان، میتوانند نقش پشت جبهه ای موثری ایفا نمایند.

متاسفانه علیرغم همه امتیازات فوق. این مجموعه را می توان به تیم فوتبالی تشبیه کرد که در غالب فردی از بازیکنان زبده ای  برخوردار است, اما در هئیت بازی تیمی قادر به کار مشترک  نیستند. بنابراین راندمان کل تیم بسی کمتر از ظرفیت ِ واقعی اش است.

در طرف مقابل یعنی در دایره نیرویی جبهه حفظ نظام، می بینیم که طیف های موجود در این دایره, علیرغم تمامی اختلاف نظرهای آشکار و پنهان فی ما بین که در مواردی به زندان و ترور یکدیگر نیز کشیده شده است، در هنگامه مسابقات ِ پر چالش رژیم ، همه در کنار هم، حفاظت از دروازه این حاکمیت ضد مردمی را بر عهده می گیرند!

در شرایط خطیر سیاسی و بین المللی کنونی مملکت، که تمامی بازیگران درگیر در آن با کارتهای باز به بازی های دیپلماتیک مشغول اند، ارائه یک ابتکار غافل گیر کننده از سوی اپوزیسیون موثر، در جهت تقویت روحیه تیمی در تیم ملی جنبش آزادی خواهی مردم ایران، نه تنها باعث به وجد آمدن ملیونها تن از هواداران این تیم وریختن آنها به خیا بان ها خواهد شد، بلکه خود بشارتی است به همه چشم های نگران و اذهان اعتماد از دست داده ای که نسبت به برقراری  آزادی و دمکراسی در فردای ایران عاری از ستمگران کنونی، با دیده تردید می نگرند. این مهم تنها در صورتی عملی خواهد شد، که هر ایرانی نگران سرنوشت خلق و وطن با پی بردن به ضرورت آن، کوشای تقویت جنبش ملی شان باشند، تا امید بستن به معجزه خارجی.      

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از سعيد اطلس (گيل آوا):




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.