شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

كاريكاتور بهانه است، هدف متلاشي‌كردن نظام ولايت فقيه است

مهدي سامع

طی چند هفته گذشته شاهد رویدادهایی بودیم که عمق و وسعت تضادهای موجود در جامعه را نشان داد. اما بر سر نقطه مرکزی و کانون اصلی این تضادها و نیز انگیزه هایی که سبب بروز جنبشهای اجتماعی (مثل جنبش 22 خرداد زنان) و قیامهای مردمی (مثل قیامهای شهرهای مختلف آذربایجان) می شود تفسیرها و تحلیهای گوناگونی منتشر شده که نشان دهنده اختلاف در ارزیابی کانون اصلی تضادها می باشد.

من در دو یادداشت قبلی به بررسی کانون مرکزی تضاد پرداخته و نشان دادم قدرت سیاسی در ایران بر اساس ولایت فقیه است و این نظام در قانون و در عمل یک یک نظام استبدادی مذهبی است که ولی فقیه در آن قدرت مطلقه دارد. این که این نظام خود را به صراحت «ولایت مطلقه فقیه» تعریف می کند، امر پنهانی نیست. اما این که هنوز در اپوزیسیون جمهوری اسلامی افراد و جریانهایی در تمرکز بر ولایت فقیه به عنوان نقطه مرکزی و کانون اصلی تضادها دچار تردید و نزلزل هستند و یا بدتر از آن به جای تمرکز بر تضاد عمده و کانون اصلی آن، تضادهای دیگری را به جای خود اهمیت دارد را برجسته می کنند، جای شگفتی دارد. یکی از وظایف نهادهای اطلاعاتی رژیم ایران «گفتمان سازی» برای ایجاد شکاف و تفرقه در صفوف مبارزه مردم و عدم تمرکز این جنبش بر مساله ولایت فقیه که به گفته آقای محمد خاتمی «ستون خیمه نظام» و به قول آقای هاشمی رفسنجانی « همه چیز نظام» است می باشد. اما جامعه ایران که در تب و تاب تحول می سوزد و هر روز شاهد شعله ور شدن خشم مردم علیه استبداد مذهبی حاکم هستیم. حکومت برای کنترل جنبش مردم و مهار بحران به ناچار دست به بحران سازی، ماجراجویی و صدور بحران به خارج از مرزهای ایران می زند. سرکوب و صدور بحران دو مشخصه اصلی نظام ولایت فقیه است که آن را از نظامهای دیکتاتوری دیگر (مثلا پاکستان و یا مصر) مجزا می سازد. بدون صدور بحران، ولایت فقیه نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و بدون ولایت فقیه رژیم ایران نمی تواند امنیت خود را تامین کرده و پایدار بماند.

روز پنجشنبه  25 خرداد ولی فقیه نظام، آيت‌الله خامنه‌اي، هنگام بازدید از نمايشگاه دستاوردهاي هسته‌يي اهميت «دستيابي انديشمندان ايراني به فناوري برجسته و پيچيده هسته‌يي را بسيار بالاتر از كشف و استخراج نفت در ايران»  ارزيابي کرد و گفت:«جمهوري اسلامي ايران زير بار اين فشارها نخواهد رفت و استمرار و روزافزوني اين حركت علمي را از اهداف اساسي و برجسته خود مي‌داند.»

این که سید علی خامنه ای بسته تشویقی فربه شده 5 عضو دائمی شورای امنیت به اضافه آلمان را فقط در مقابل تعلیق  چند ساله غنی سازی نمی پذیرد، و یا محمود احمدی نژاد می گوید:«قطعنامه ضد ایرانی را به دیوار می کوبیم»، نه به خاطر عدم درک مخاطرات این سخت سری، بلکه به سبب آن است که تعلیق غنی سازی یکی از فرصتهای مهم ماجراجویی و صدور بحران را از دست ولی فقیه خارج می سازد.

متاسفانه درک این نکته برای بسیاری از نیروهای صلح طلب و نیروهای جنبش اجتماعی جهانی که به درستی بر  برچیده شدن تمامی سلاحهای کشتار جمعی تاکید می کنند مشگل است و البته وقتی بسیاری از نخبگان ایرانی چه به علت عدم درک رویدادها و چه به علت منافعی که در حفظ رژیم حاکم بر ایران دارند بر حق رژیم برای حفظ غنی سازی پافشاری می کنند چندان غیر مترقبه نیست.

گفتم که سرکوب و صدور بحران دو رکن اساسی در نظام ولایت فقیه است که هریک بدون دیگری و نظام بدون هر دو نمی تواند پایدار بماند. اعمال قدرت مطلقه از طرف ولی فقیه بدون استثنا شامل همه ی اجزا و ارکان جمهوری اسلامی می شود. به چند مورد مشخص از رویدادهای چند هفته گذشته اشاره مختصر می کنم.  

درپي درج يک کاريکاتور در روزنامه دولتي ايران هزاران نفر در تبريز و سایر شهرهای آذربایجان اقدام به تظاهرات گسترده اي کردند که با مداخله نيروهای سرکوبگر روبرو شد. قیام مردم شهرهای مختلف

آذربایجان نشاندهنده حالت انفجاری جامعه است که با بهانه های مختلف نمایان می شود.

سر مقاله كيهان شریعتمداری هدف این قیامها را «متلاشي‌كردن نظام الهي ولايت فقيه» اعلام کرد و  نوشت:«ريشه اين اعتراضات را بايد در نقطه ديگري جستجو كرد، كاريكاتور بهانه است»

حسین شریعتمداری در این سرمقاله به درستی تاکید و تصریح می کند كه «تمامي حوادثي را كه ظرف چند ماه گذشته در گوشه ‌و كنار ايران رخ داده از ناآراميهاي خوزستان بگيريد تا حوادث سيستان ‌و بلوچستان و… تا ناآراميهاي تبريز و حوادث كارگري و دانشجويي روزها و هفته‌هاي اخير را بايد در چارچوب واحدي ارزيابي و تحليل كرد.» بنابرین از نگاه نماینده ولی فقیه تمامی دست اندرکاران نظام جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد که هدف تمامی قیامها و جنبشهای اجتماعی مردم ایران «متلاشي‌كردن نظام الهي ولايت فقيه» است. 

خود خامنه ای در در روز 7 خرداد قیامها و جنبشهای مردم را «آخرين تير تركش» دشمنان «عليه نظام» دانست و البته آدرس این «دشمنان» را مثل همه مستبدان جهان در خارج از مرزهای کشور اعلام کرد.

خامنه ای می داند که دشمن اصلی نظامش مردم به جان آمده ایران هستند. اما او پس از سرکوب مردم نمایش دیگری را به صحنه می آورد. روز شنبه 6 خرداد روزنامه شرق در گزارشهای خبری خود نوشت:«يگان استشهادی تازه ای با نام «نادر مهدوی»* عصر روز پنجشنبه در بهشت زهرا اعلام موجوديت کرد» بر اساس این گزارش خبری «تاکنون در سراسر کشور ۵۵ هزار نفر برای عمليات استشهادی ثبت نام کرده اند.» البته رقم 55 هزار تن بسیار اغراق آمیز است و مهمتر این که  این تعداد داوطلب برای عملیات انتحاری مورد نیاز نیست. خامنه ای می داند که رقم سازی و جنجال پیرامون داوطلبان عملیات انتحاری در شرایط کنونی بسیار بیشتر از خود این عملیات برای جو سازی و ترساندن اروپا و آمریکا موثر است. تبلیغات و جار و جنجال بر روی مساله عملیات انتحاری ابزاریست که به ترروریسم  نظام حاکم بر ایران که هم اکنون مردم عراق طعم تلخ آن را می چشند «عظمت» بیشتری می دهد. برای  نظام ولایت فقیه استفاده بهینه از سرکوب داخلی و صدور بحران و تروریسم به خارج مثل اکسیژن برای بدن انسان است و هر گاه استبداد مذهبی خاکم بر ایران به هر دلیل نتواند از این ایزارها به خوبی استفاده کند، ولایت مطلقه فقیه مثل برف در مقابل شعله های آتش به سرعت ذوب می شود.  هیچ نهاد و ارگانی نمی تواند همانند نهاد ولایت فقیه امنیت این نظام را تضمین کند و درست به خاطر همین واقعیت است که هر جنبش و قیام مردمی لبه تیز حمله خود را متوجه ولایت فقیه می کند.  

پایان- 27 خرداد 1385
مهدی سامع

mehdi_samee@yahoo.com

-----

* نادر مهدوی که يگان تازه نام وی را بر خود نهاده کسی است که در ميانه جنگ ايران و عراق سوار بر قايقی با مواد منفجره شد و آن را به يک کشتی آمريکايی کوبيد.

 



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از مهدي سامع:




[تاریخ ارسال: 21 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [ G_alisalari@hotmail.com ]  
با تشکر از يادآوري آقاي سامع از اينکه ولايت فقيه را فراموش نکنيم. فکر مي کنم اکثريت نيروهاي اپوزيسيون بر سر اينکه مشکل ساختاري و حقوقي و بنيادين همان ولايت فقيه است اتفاق نظر داشته باشند. يکي از وجوه ارتقاي مبارزات مردم ايران در مقايسه با قبل از انقلاب سلطنتي اينست که حتا مردم عادي اينبار حساب مي کنند که به ازاي نفي اين رژيم، چه مي خواهند جاي آن بنشانند. بعبارتي مي دانند "چه نمي خواهند" و لي مي خواهند ولي اينبار مي خواهند مطمئن شوند "چه مي خواهند". بحث بر سر الترناتيو است، با تغيير رژيم به مردم چه مي رسد. اگر مردم را همان عوام بي تشکل فرض کنيم که کسي از بالا برايشان راه و چاه مشحص کند که آخوند ها در اين کار خبره ترند، ولي اگر مردم را در نهادهاي مدني سياسي و اجتماعي و فرهنگي گوناگون آن بشناسيم، آنگاه بايد آلترناتيو ولايت فقيه کانون خواستها و اميال اين تشکل هاي متنوع و گوناگون مدني باشد. تا زمانيکه اين تنوع دموکراتيک در آلترناتيو ولايت مطلقه فقيه موضوعيت نيافته، وزن نفي ولايت فقيه به اعتبار آلترناتيو آن اهميت سياسي پيدا مي کند   

[تاریخ ارسال: 18 Jun 2006]  [ارسال‌کننده: عیسی صفا]  [ issasafa@yahoo.fr ]  
آقای مهدی سامع ظاهرا از نه جنگ و نه جمهوری اسلامی دفاع می کند. اما این فقط درظاهراست. ایشان اخیرا در سه مقاله پی در پی به نقد و حمله به صلح طلبان پرداخته است ونه جنگ طلبان.گویا خطر از طرف صلح طلبان است!   






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.