شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاهی اجمالی به جنبشهای مبارزاتی در کشاکش های جمهوری اسلامی و آمریکا

وریا محمدی

تجدید سازمان دولت جمهوری­خواهان آمریکا به رهبری جرجwبوش برای چهار سال دوم، نه تنها دخالت بیشتر این کشور را در جهان و خصوصاً منطقه­ی خاورمیانه کاهش نداد،بلکه آنگونه که از سخنان سیاست­مداران آمریکائی برمی­آید، پروژه خاورمیانه بزرگ با جدیت بیشتری پیگیری خواهد شد .

در این جا ضرورتی نمی­بینیم که به اظهار نظرها و یا مواضع دولت فعلی آمریکا که هرروزه از زبان کسانی چون بوش، کوندالیزا رایس، رامسفلد و دیگران در نشست­های خبری و یا گشت و گذارهای دیپلماتیکشان بیان می­شود اشاره کنیم.

بالطبع رژیم جمهوری اسلامی نیز بنابه سنجش خود از اوضاع و البته با همان لجاجت همیشگی و امروزه از سر استیصال، که بر محور سیاست کلی در میان هسته­ی مرکزی قدرت می­چرخد، با این مسئله برخورد کرده است.

 در این گیرودار که آمریکا با دست به گریبان شدن حدوداً سه ساله در عراق، کمتر از احتمال حمله نظامی به ایران سخن می­گوید و این گزینه را بعنوان اهرم فشار بر سر رژیم اسلامی برای قبولاندن خواستهایش به او نگاه داشته است، می­کوشد که با تعامل و همسوئی با اروپا، ایران را در منگنه فشارهای شدید گذاشته و رژیم سیاسی آنرا به پای امضای عهدنامه­ای ببرد که در صورت تن دادن به آن، این واقعیت محرز خواهد بود که جمهوری اسلامی طناب دار را به گردن خود بیاندازد، یعنی همان غیر ممکنی که هم اروپا و هم آمریکا بهتر از هر کسی می­دانند که این رژیم  به آن تن نخواهد داد.

با این سیاست به ظاهر دیپلماتیک و در خفا چند وجهه­ای، آمریکا در پی آن است که با تضعیف موقعیت دفاعی این رژیم و بستن راه هر نوع بهانه­گیری که مثلاً می­شد مسئله سلاحهای اتمی جمهوری اسلامی را با دیالوگ و بحث منتفی کرد، این آلت دست را هم از رژیم جمهوری اسلامی، و هم دیگرانی که مخالف بهره­برداری یک­جانبه آمریکا در خاورمیانه­اند بگیرد.

 این را هم باید اضافه کرد که آمریکا اگر امکان ارتباط مفید با جمهوری اسلامی را می­داشت و ساختار سیاسی فعلی ایران، مانعی جدی بر سر راه شکل­گیری و موفقیت پروژه­ی امریکائی خاورمیانه بزرگ نمی­بود، بی گمان وضعیت جاری، تفاوتهای زیادی می­نمود .

اما گذشته از ناامیدی مطلق آمریکا از دست کشیدن جمهوری اسلامی از تروریسم دولتی، مانع بودن این رژیم بر سر راه اهداف دراز و کوتاه مدت آمریکا در خاورمیانه، جهانیان به طور عموم و آمریکائی­ها که با کنجکاوی و دقت مسئله ایران را تعقیب می­کنند به طور اخص، دریافته­اند که به گواه همه شواهد و قرائن حتی اگر تمامی نکات ذکر شده­ی فوق را هم کنار بگذاریم،بازهم جمهوری اسلامی ایران نسبت به هر زمان دیگری چه در سطح داخلی و چه در سطح خارجی، شکننده­تر و ضعیفتر است .

شکست همه­ جانبه ایدئولوژی اسلامی در ایران و به تمسخر گرفته شدن بنیادهای فکری این رژیم میان عموم ایرانی­ها و خصوصاً میان جوانانی که اکثراً در دوران حکومتگری این رژیم پا به عرصه­ی زندگی نهاده­اند،پایه­های نفوذ سیاسی و ایدئولوژیکی آنرا سست­تر و آن خرده مقبولیتی را هم که دیرزمانی با خرج کردن از کیسه احساسات مذهبی جامعه ایرانی با حیله و نیرنگ به کف آورده بود، هر روز که جلوتر میرویم کم­رنگتر میکند. لذا جمهوری اسلامی برای بقای خود بیش از پیش به سوی ماجراجوییهای خطرناک و با هزینه از جان و مال مردم، سوق پیدا میکند.

اقدامات جمهوری اسلامی در برهه حاضر: 

از آنجا که یکدندگی و خشک­مغزی در سیاست ،خصیصه بارز کارگذاران جمهوری اسلامی در بیش از دو دهه و نیم گذشته بوده و اصرار بر تزریق قرون وسطایی­ترین تفکرات به جامعه مدرن امروزی همواره جز لاینفک سیاستهای اعمال شده جمهوری اسلامی بوده است، در این برهه هم که به چالش کشیدن موقعیت جهانی خود را در سطح بین­المللی به وضوح مشاهده میکند،نیروی خویش را صرف سه گزینه زیر کرده است :

1)با نگاهی به سفرهای استانی احمدی نژاد و مواضع امامان جمعه در شهرهای ایران،شاهد تبلیغاتی تسلسل وار همانند اولین روزهای قدرت گیری و تثبیت جمهوری اسلامی هستیم که به طور سیستماتیک و دیکته شده از بالا تعریف شده است.

دلایل این موضوع را که چرا جمهوری اسلامی همانند یک حکومت تازه تاسیس احساس خطر میکند و بخش عظیمی از همسایگان و جهان خارج را دشمن میپندارد،به خواننده واگذار میکنیم!

2)در عرصه خارجی و در سطح بین المللی، رژیم بی­جایگاه و انزوا زده جمهوری اسلامی که به قول خودش"آمریکای جهانخوار هم تا پشت مرزهای میهن اسلامی­اش جلو آمده" بالاجبار باید با اصرار و پافشاری بر اعمال و اقدامات تاکنونی­اش حتی گاهاً برخلاف میل باطنی، سیاست نماید.

راه انداختن هیاهو که چون اروپایی­ها سریعاً به وعده­هایشان عمل نکرده­اند ما هم غنی­سازی اورانیوم را پی­میگیریم و یا موضع متکی در دیدار اخیرش از عراق،اگر به ما حمله نظامی شود، آنرا تلافی میکنیم،نشانه­های جبهه­گیری جمهوری اسلامی در قبال دنیای منتقد خارج است.

ایفای نقش مستمر برای ایجاد آشوب و بحران در منطقه چون کمک کردن به شیعیان عراقی و دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی و نژادی در این کشور به علاوه ارسال تجهیزات نظامی و امکانات مادی برای تروریستهای بنیادگرا و در کنار آن به آب دادن سروگوشی در دیگر مناطق خاورمیانه چون افغانستان و فلسطین جهت غافل نماندن از آنها، فعالیتهای آشکار جمهوری اسلامی است که موجب شده اتهام کاملاً واقعی حمایت و پشتیبانی از تروریسم دولتی در جهان را به گردن بگیرد. بی­گمان واقعیتهای بیشتر در این حوزه، زمانی آشکار خواهد شد که پس از سرنگونی رژیم سیاسی حاضر در ایران، اسناد و مدارک واقعی برای عموم آشکار گردد و آنچه که امروز بسیاری از آن بی­اطلاعیم بدانها پی­ببریم.

3)از اساسی­ترین و مهمترین تاکتیک­های جمهوری اسلامی در برهه حاضر توجه به داخل ایران است، یعنی محلی که قرار است ضربه نهایی را از آنجا دریافت کند. این رژیم مدتهاست که پی برده، فاصله نجومی میان حاکمیت و مردم و تغییر توازن قوا به نفع دومی­هاست که باعث شده، دنیای خارج و همپیمانان دیروزی­اش یا کمتر خود را دوست این رژیم نشان دهند یا به صف منتقدان و مخالفانش بپیوندند.

از این روست که سیاست سرکوب لجام گسیخته سالهای شصت باید به سیاست راهبردی در این مقطع بدل گردد. این رژیم اخیراً با اعزام شمار زیادی از مبلفان قم نشین دین اسلام اعم از مرد و زن برای تبلیغ و ترویج ایدئولوژی مورد نظرش به نقاط مختلف ایران، مترصد بهره­برداری از سیاست عنوان شده­ایست که آنرا خرج کردن از کیسه احساسات مذهبی مردم ذکر کردیم.

ابزار فریب و تحمیق مردم از طریق تحریک باورهای دینی نه تنها دیگر خریداری ندارد بلکه برعکس نتایج منفی در پی خواهد داشت. گذشته از اینها تکیه بر عوامل مزدور و خودفروخته­ای که بقایشان در گرو حفظ تاج و تخت دولت دینی ایران است، از سلاحهای کارآمد از نظر رژیم برای حفظ امور پنداشته میشود. به میدان آمدن نیروهای امنیتی_نظامی، ظاهر شدن سریع دسته­جات اسلامی از حزب­الله و ثارالله و کمیته­ای­ها گرفته تا لمپن­های دولتی و چاقوکش­های رژیم و لباس شخصی­ها، نماد بارزی از رویکرد جمهوری اسلامی به سمت خشونت عریان و ناپاسخگو علیه جامعه ایرانی خواهد بود.

در هم کوبیدن مردم و جنبشهای زنده آنها در شرایط حاضر با دو هدف تعقیب خواهد شد، ابتدا اینکه از به چالش کشیده شدن هرچه بیشتر پایه­های سست رژیم در داخل برای کوتاه مدت، ممانعت خواهد شد و دوم اینکه وجود جنبش­های زنده­ای که بوش و کاخ سفیدش را وامیدارد که با اقرار به آن و با جملات پر طمطراق بگویند: "همانطور که شما برای کسب آزادی خود مبارزه میکنید آمریکا نیز در کنار شماست" از بی­اعتباری فعلی آنهم باز برای مدتی کوتاه خواهد کاست و شاید فشار آمریکا را نیز به درجات زیادی در اثر خلا این جنبشها کاهش دهد.

جایگاه و موقعیت جنبش­های انقلابی و مردمی

  احزاب و شخصیتهایی که هرکدام سالهاست در مبارزه­ای جدی،قاطع و پیگیر، حضور سیاسی جمهوری اسلامی را برنتابیده­اند و همواره به سهم خود یا با فعالیت سیاسی در داخل و در اروپا و افشاگری­های مکرر علیه این رزیم و یا با جنگ مسلحانه اپوزیسیون رژیم در کردستان، کالبد مبارزات ضدرژیمی را زندگی بخشیده­اند، بی­گمان از نقش بسزایی در این برهه برخوردارند .

اگرچه جدای از کردستان که آلترناتیو سیاسی­اش روشن و شفاف است و مبارزات عمومی جهت­دار و اعلام شده است، اما به طور کلی در دیگر مناطق ایران حضور یک آلترناتیو محکم و قاطع به چشم نمیخورد و از این رو اپوزیسیون باید با تلاش واقع­بینانه برای به هدرنرفتن پتانسیل چندین ساله مبارزاتی­اش و به کف آوردن جایگاه سابق، اجازه ندهد که نیروهایی چون اصلاح طلبان مذهبی در داخل با روتوش کردن چهره خود و با پشتیبانی سلطنت طلبانی که امروز با ژستهای دمکرات­ مأبانه به صحنه بازگشته­اند، از طریق بند و بست با ارتجاع جهانی و از بالای سر مردم و بدون حضور نیروهای سیاسی متعهد، با علم کردن طرحهایی چون "فراخوان ملی برای رفراندوم" از موقعیت حاضر که رژیم پا به گور است به سود خود بهره­برداری کرده و در صورت سرنگونی دولت سازی کنند و ترکیب سیاسی پس از جمهوری اسلامی را به میل خود شکل دهند و از دخالت جنبشهای مردمی برای تغییر بکاهند .

اپوزیسیون رژیم باید با استراتژی روشن و به وسیله دخالت بیشتر در جهت دهی به خطوط خواستهای جنبشهای حاضر در ایران از جنبش­های کارگری، زنان، جوانان و دانشجویان گرفته تا جنبش­های خلقهای ایران برای رفع ستم ملی، نقشی فعال داشته باشد. از این روست که در این بازی سرنوشت­ساز قادر خواهد بود جدای از درهم کوبیدن حریف متزلزل و سست پایه، از سؤ ­استفاده­ ی نیروهای غیر بومی در برهه­ ی آتی ممانعت نماید.

در اینجا اشاره­ای کوتاه خواهیم کرد به جنبشهای موجود و نقش آنها در صحنه مبارزاتی ایران و بالطبع آنچه نیروهای رهبری کننده­ ی راستین می­بایست توجهه­شان را بدان معطوف نمایند.

 الف:  جنبش دانشجوئی

جنبش دانشجوئی در اواخر دهه­ی هفتاد و اوایل دهه­ی هشتاد و در روزهای اخیر نیز طی چند طوفان رعدآسا بر رژیم تاخت و کوله­بار مبارزات ضد استبدادی خویش را بیشتر از هر زمانی مزین ساخت. اما اوضاع جاری و نگرش سیاسی این جنبش به ایران فعلی و آتی با دیگر مقاطع تاکنونی تفاوت دارد و اگر اپوزیسیون ترقی­خواه درصدد ایفای نقشی جدی و عملگرا نباشد، امکان تکرار تجربه­ای تلخ در این حوزه بعید نیست. گسست فکری و نظری جنبش دانشجوئی از اصلاح­طلبی دولتی موجب به تکاپو افتادن نئولیبرالهای وطنی برای بهره­برداری از آن گشته است که اگر نیروهای دمکرات و مترقی از تاثیرگذاریهای شایان در این مقطع خود را دور نگاه دارند، تبعات جبران ناپذیری را در پی خواهد آورد. این جنبش به دلیل ظرفیت بالای آگاهی و استعداد و موثر بودن در امور سیاسی_اجتماعی قادر است ضریب تعیین کنندگی بالایی را به خود اختصاص دهد.

همچنین وجود بیشتر از پنجاه درصدی دانشجویان زن و دختر در میان این جنبش، پیوندی محکم میان جنبش دانشجوئی و جنبش زنان آفریده است که با تعامل با همدیگر می­توانند نقشی عمده به دست گیرند. از دیگر وظایف مهم نیروهای رهبری­کننده است که از بی ­توجهی­­های جنبش دانشجوئی نسبت به اعتراضات و حرکتهای جنبش کارگری غافل نمانند و با ایجاد بسترهای همکاری و ائتلاف، پیوندی تازه و پیگیر میان این دو بوجود آورند.

 ب:جنبش کارگری

  جنبش کارگری بالقوه از مقتدرترین جنبشهای موجود در ایران است که اگر چه تا به حال تنها در لاک دفاعی بوده و اعتراضات خود را به کاهش دستمزدها، بیمه­های بیکاری و آسیب­های شغلی و ... محدود کرده است اما با توجه به اعتراضات و توانایی سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران،جنبش کارگری جان تازه­ای به خود گرفت و از پتانسیل قوی بسیج­کنندگی جهت رویاروئی با رژیم برخوردار است.

اشاره­های مکرر جهان خارج به مسئله خط فقر در ایران و افزایش هر روزه­ی شمار کسانی که به زیر خط فقر سقوط می­کنند، نشانه­ای از روند رو به ­رشد جان به لب شدن توده­های کارگر و زحمتکش است که در برهه­ی آتی و عصیان احتمالی، از سلاحهای کاربردی جنبش سرنگونی به شمار میرود.

 اپوزیسیون رژیم و فعالین قدیم جنبش کارگری باید با برقراری ارتباط تنگاتنگ با فعالین و سازمان دهندگان حرکتهای کارگری در ایران، شیوه­های جدید مبارزه­ ضد استبدادی را بیاموزند و از سوار شدن حیله­گران خانه­های کارگر جمهوری اسلامی و دیگر نهادهای مدافع سرمایه­داری جهانی بر امواج اعتراضات پیشگیری نمایند.

در این مقطع که جنب و جوش تازه­ای در میان جنبش کارگری هویداست، ضرورت ایجاد تشکلهای مستقل کارگری بیش از هر زمان دیگری احساس می­شود .حمایت از تشکل مستقل کارگران شرکت واحد از اولویت برخوردار است.

ج:جنبش زنان

جنبش زنان در این مقطع جنبشی است متفاوت با دیگر حرکات تاکنونی­اش، متفاوت نه از نظر کناره­گیری از خواستهای چند دهه­اش، بلکه از نظر نگرش تازه به جایگاه خود در مبارزات ضد استبدادی .

طی هیچ زمانی به قدمت 27 سال گذشته، جنایات و تبعیضهای رفته بر زنان ایران به اندازه یکی دو سال اخیر انعکاس جهانی نیافته است. لغو حکم اعدام افسانه نوروزی و آزادی وی از زندان، اعتراضات گسترده به اعدام عاطفه­ی 16ساله در نکا، اعتراض به حکم اعدام لیلا مافی، اعتراض به برخورد غیر انسانی رژیم به مسئله­ی ژیلا در کردستان، دخترک سیزده ساله مریوانی که در رابطه­ای جنسی از برادرش حامله شد و مسئله کبری رحمانپور و دهها پرونده دیگر که در اکثر موارد با عقب نشینی ارتجاع اسلامی همراه بوده است، تبلور زنده­ی جنبش تازه زنان در مقطع اخیر است که با ظرفیت گسترده خود و بهره بردن از انعکاس و بازتاب جهانی­اش، از بازوهای نیرومند جنبشهای سیاسی_اجتماعی تلقی می­گردد.

د:جنبشهای خلق ایران برای رهائی از ستم

کثیرالمله بودن ایران موضوعی همیشگی بوده است، اما از آنجائی که تا به حال شونیسم حاکم از ابراز وجود واقعی آن ممانعت کرده بود و حتی اپوزیسیون ایرانی کمتر از ضریب تعیین کنندگی آن حمایت نموده بود، آنطور که برازنده­اش بوده است، در جایگاه واقعی خود نهاده نشده است .

با این اوصاف نیز، دوره­ی تازه­ای از جنبش خلقها در ایران، میدانی برای اعلان قدرت اثر گذاری برای این جنبشها آفریده است که امروز جدای از اپوزیسیون رژیم، مسئله ملیتها حتی برای ابرقدرتهای جهانی چون آمریکا قابل چشم پوشی نیست.

 در این مقطع زمانی توجه ویژه به مسئله خلقها در ایران توجه به بازوی نیرومند جنبش دمکراسی خواهی در ایران است. نباید از یاد برد که ارزش گذاری برای این جنبشها، انرژی عظیمی را برای مبارزات ضد استبدادی در ایران آزاد خواهد کرد و از ارکان اساسی مبارزات توده­ای خواهد بود. توجه به مسائل امروز عراق که نیروهای کرد پای ثابت قانون گذاری و حفظ یکپارچگی عراقند نشان می­دهد که اگر در ایرن آتی با نگاه تاکنونی به مسئله ملیتها پیش رفت، نه تنها حفظ تمایت ارضی به پیش نخواهد رفت بلکه دیگر نمیتوان ملیتهای ایرانی را بیش از این پشت دروازه­های فرهنگ و تمدن نگاه­ داشت. حمایت از استقرار نظامی فدارتیو در ایران آینده ، ضریب دخالتگری نیروهای مردمی را برای اداره امور آتی افزایش داده و از تضعیف اثرگذاری مردمی بر قانون­گذاریهای آینده پیشگیری خواهد کرد .ماجرای کاریکاتور روزنامه ایران و واکنش آذربایجانی ها به این موضوع نمونه زنده این مسئله است.

ه:جنبش جوانان

 افزایش روزافزون جمعیت جوان جامعه­ی ایرانی و گسترش نوخواهی آنان، بیش از پیش نسل جوان را به عنوان نیرویی عاصی در مقابل رژیم اسلامی و قوانین حاکم، به صحنه رانده است. بیکاری وسیع در میان جوانان، افزایش سطح تحصیلات و همزمان بی آیندگی آنها، جوانان را به مثابه نیروی دمکراسی طلب و خواهان تحول و تغییر وارد صحنه سیاسی نموده است. در هر اعتراضی جوانان در صف مقدم هستند و نشان داده­اند که از اراده و تصمیم عظیمی برای کوبیدن مهر خود بر تحولات آتی برخوردارند.

پایان سخن

هرکدام از جنبش­های تعریف شده با جمع شدن در ظرفی مشترک و همصدا شدن با هم از چنان توان بالایی برخوردار خواهند شد که حتی در صورت حمله نظامی آمریکا و متحدانش به ایران، این نگرانی­ کاهش یابد که مبادا از بالای سر مردم احتمال استقرار دولت غیرمردمی وجود داشته باشد.

 البته این جنبشها در شرایط فعلی هرکدام توان خاص خود را دارا هستند اما نباید تنها به این بسنده کرد و از انسجام بخشی به آنها پرهیز نمود.

مردم ایران مردمی متمدن و شهروند با پیشینه­ای تاریخی­اند که سر ستیز با هیچ کشوری ندارند و تنها و تنها برای آزادی و زندگی انسانی مبارزه می­کنند.

این مردم حق دارند که با حفظ استقلال و اراده خود از هر عاملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی بهره ببرند و خود سکاندار سرنوشت خویش گردند.

وریا محمدی

http://www.koorso.blogfa.com /

یادداشت هفته (ویژه سایت دیدگاه)



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از وریا محمدی:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.