شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنگ و مديا!

عبدالله شريفى

اين روزها اخبارمربوط به اوضاع خطر احتمالى حمله نظامى دولت آمريكا به مردم ايران، در حجم غيرقابل تصورى پخش ميشود. كانال هاى متنوع تلويزيونى، راديوها،روزنامه ها، سايتهاى انترنتى همه و همه در يك مسابقه جنون آميز بر سر توليد برنامه، حول اين مسله، بسر ميبرند. تصور كنيد در چه حجمى روزانه راجع به جنگ آمريكا عليه ايران، موضوعات، توليد وتحويل داده ميشود. تصور كنيد چه لشكر وسيعى از خبرسازان و معماران افكار عمومى بكار گرفته شده اند. تصور كنيد چه دستگاه عريض و طويلى را براى اين هدف، بخدمت گرفته اند. در مقابل از خود بپرسيد كه كه از كل ابعاد كار ژورناليسم سر سپرده و اجير و بى جيره و مواجب كه دارند راه نظم نوين را در اذهان جامعه هموار ميكنند، چند درصد واقعيت را منعكس ميكنند؟ سوال كنيد كه چند درصد اين انبار توليد خبر و مباحث حول اين مسله، بيان حقايق است و يا تلاشى است براى انعكاس حقايق به جامعه؟ حتما سوالات بيشترى در ذهن هر يك از شما طرح خواهند شد. بى ترديد خواهيد ديد كه اثرى از حقيقت كه نيست هيچ بلكه هر لحظه حقايق را به سلاخى ميكشند. اين جاست كه ذهن انسان حقيقت جو بايد فارغ از هياهو سازى جنگى مديا، دنبال يافتن حقايق باشد. من در اين نوشته كوتاه تلاش ميكنم ضمن نشان دادن جايگاه تكنولوژى خبرى در جنگ، به گوشه اى از حقايقى كه آشكارا پنهان ميكنند اشاره كنم. قرار است ارتش آمريكا در يك بمباران "هوشمندانه" و "پيشگيرانه" دهها هزار نفر را با بمبهاى هوشمند و راكت و بمبارانها نابود كند و تمام تاسيسات و منابع اقتصادى و علمى و آموزشى و ارتباطى يك جامعه را با خاك يكسان كنند. اين يعنى بردن دنيا به پاى اجراى بزرگترين تراژدى انسانى قرن، اين جنايت بدون به تسليم كشاندن و ارعاب وسيع و ميليونى جوامع ممكن و ميسر نيست. آماده كردن اذهان، مرعوب كردن، احساس جامعه به بيقدرتى و استيصال را بايد با بمباران افكار عمومى آغاز كرد. تمام ادعاهاى روزانه مدياى اجير حول اينكه " جنگ ميشود و نميشود" تمام اين افشاگرى و علنى كردن طرحها، تمام تفاسير ها و مذاكرات و بيا و برو ها، خود بخشى از جنگى است كه قرار است تاوان آن را كشتار مردم و تخريب جامعه ايران پس دهد. مديا و ژورناليسم سرسپرده امروز بعد از چنگ سرد، خود تابعى از سياست عمومى ژاندارم بازى دولت آمريكا است. بخشى از لشكر جنگى در متن سياست ميلتاريستى است. تحميل و تحمل، تكرار سناريوى عراق، بدون استيصال جامعه مقدور نيست. نقش مديا در جنگ، با پروپاگند جنگى و تبليغات جنگى، تحريف حقايق، پنهان نهگداشتن واقعيات و هياهو سازى جنگى است. اين عمل شنيع ژورناليسم "شريف" مانند خود جنگ ضد انسانى است. قطعا فتح هر جنگى در گرو آمادگى ذهنى جامعه است. جنگ روانى و بمباران كردن افكار عمومى خود بخشى از جنگى است كه در حال تدارك آن هستند. اين كه ژورناليسم اجير چه چيزى را تحويل ميدهد و تلاش ميكند چه تصويرى را شكل دهد تا اينكه حقايق ماجرا از چه قرار است دو بحث جداگانه و متضاد هستند. حقيقت اين است كه آمريكا تهاجم نظامى عليه مردم عراق را با داعيه هاى پوچ و دروغين به جهان تحميل كرد. با جنگ عراق، مردم عراق از زندگى ساقط شدند و دهها گروه مافيايي و مسلح قومى و مذهبى به جان جامعه افتادند، اين همان حقوق بشر نظم نوين بوش و بلر است كه در رسانه به مردم ايران وعده ميدهند و در بوق ميكنند. اگر در جنگ عليه مردم عراق، گفتند كه هدف بركنارى ديكتاتور است، دولتى كه خود اولين بكار گيرنده بمب اتم بر مردم ژاپن بود گفت كه خلع سلاح اتمى هدف است، گفتند دفاع از حقوق بشر است و غيره،اكنون از زبان خودشان ميشنويم كه اينها همه دروغ بوده اند. اكنون با همان وقاحت راجع به جنگ عليه تروريسم، رفع خطر اتمى، دفاع از حقوق بشر و آزاديهاى مردم ايران، دروغ و اكاذيب توليد ميكنند. اين اكاذيب ضد حقيقت، بخشى از جنگ و بمباران افكار جامعه است. ميخواهند آنچه بر مردم عراق آمد، آنچه بر مردم يوگسلاوى آوردند، به مقياس بسيار وسيع تر بر سر مردم ايران بياورند.بيشرمانه مدعيند كه ميخواهند رژيم اسلامى را بردارند،اما اگر همين دولتهاى غربى و آمريكا زير بغل رژيم جنايتكار اسلامى را نگرفته بودند، مردم سرنگون طلب و آزاديخواه ايران اكنون كل اين نظام را دفن كرده بودند. در حقيقت با اين جنگ اسلام سياسى در مقابل مردم قويتر ميشود، جامعه نابود ميشود و دستجات و گانگسترهاى سياسى قومى و مذهبى جامعه را تباه ميكنند. براى اين هدف مديا، لشكر آماده درجه اول است، تجربه جنگ عراق نشان داد، در جنگ دوم عليه عراق سال ٢٠٠٣ مديا و ژورناليسم مزدور، تنها پشت جبهه افكار سازى نبود، بلكه گردانى در متن جنگ بود. در صف اول جنگ و نهايتا انتخاب صحنه هايي كه به قدر قدرتى آمريكا و مرعوب كردن جامعه كمك كند، كار آن دوره مديا در آن جنگ بود. اگر بياد بياوريد لحظات و سناريو جنگ را طورى منعكس ميكردند كه انگار فيلم هاليودى تهيه كرده اند، از مصائب و كشتار مردم، از خانه خرابى و ويرانى، از لت و پار شدن هزاران نفر، خبرى نبود، خبر بمبباران فلان محله بغداد را با ديدن دودى غليظ از دور و با تفسير خبرى كه قدرت و كارايي بمب چيست و چگونه است، به خورد بينندگان ميدادند، معلوم بود هدف ترساندن از كارايى بمب بود نه اتفاقى كه بمب بر سر مردم آورده است. بطور واقعى آمريكا با جنگ عراق معادلات حل نشده جهانى بعد از جنگ سرد را به سرانجام نرساند، ظهور غول هاى اقتصادى مانند چين و ژاپن، خطر بلوك هاى رقيب مانند فرانسه و آلمان لاينحل مانده است. آمريكا با حمله به عراق در باتلاق عراق ناكام ماند، اكنون سيماى عمومى ازآمريكا ، تصويرى تضعيف شده تر از قبل از تهاجم به عراق است. آمريكادر سالهاى آتى در مقابل امپراطوريهاى ديگر تضعيف شده و بى اتورتيه خواهد ماند. اين معادلات حل نشده و اين جنگ هاى نا تمام شكل دادن به نظم نوين سرمايه دارى را قرار است در ايران و بر گرده مردم ايران پيش برند. آمريكا در تداوم اين جنگ راهى جز اتكا به سياست ميليتاريستى ندارد. هدف نه سرنگونى رژيم اسلامى است و نه جنگ با ترور، دوستان آمريكا همه هم مسلح به سلاح اتمى و همه سر دسته تروريستها هستند، هدف چيز ديگرى است. قرار است با كشتار مردم ايران و ويرانى مدنيت و بنيان هاى جامعه ايران با سلطه گرى وتجاوز گرى و قلدرى نظامى، آمريكا قيافه جهان بعد از جنگ سرد را به سر انجام برساند. قرار است راه نظم نوين در دل اين خونيريزى و تباهى عبور كند. تضادها و مسائل حل نشده رقابتهاى سرمايه دارى بر متن كشتار و تباهى جامعه ايران فيصله يابد، اين جنگ عليه مردم ايران و جهان است. با تحميل جنگ به مردم ايران نه تنها جمهورى اسلامى سرنگون نخواهد شد، بلكه عروج دور ديگراسلام سياسى، رها شدن دستجات ترور و استشهادى و جنون انتحارى، به جان مردم خواهد بود . قاعدتا مديا و وسايل اتباط جمعى بايد ابزارى در جهت مطلع كردن جامعه از حقايق باشد. عصر پيك ارابه اى نيست، عصر انفورماتيك است مردم در جستجوى حقايق و مطلع شدن از همنوعان خود در آن سر جهان هستند، نياز به اطلاعات تازه و حقيقى دارند. امروز اما اين نياز انسانى مانند هر نياز انساني ديگر در اسارت طبقات حاكم وسيله اى جهت ساختن افكار و آرا عمومى به آن جهتى است كه منافعشان اقتضا ميكند. مدياى مستقل و در دسترس مردم كه شرافت و سلامت رامبناى كار خود قرار دهند يا در مقابل فشارهاى دول و زندانها و سانسور در حاشيه هستند و اگر جايى هم باشند در مقابل غول عظيم رسانه هاى اجير شده و سرسپرده چنان ناچيز و كم بنيه هستند كه صدايشان به جايى نميرسد. جهان اطلاع رسانى امروز ميدان تاخت و تاز خبرسازان و شكل دهندگان افكار عمومى رسانه هاى اجير شده و زائده هاى نظام هاى دولتى هستند. اين دنياى نظم نوين است، دنياى جنگ هاى قومى و مذهبى، دنياى ژاندارمى بوش و بلر و دياناسورهاىى چون خامنه اى و بن لادن، اين دنياى اخلاقيات و معيارهاى ضد انسانى ميليتاريستى است، دنياى قلب حقايق و جنگ مديا عليه حقيقت جويى، اين دنياى ژور ناليسم نوكر است. مسله اساسى اين است كه بايد جلو اين فاجعه انسانى را با قدرت مرم گرفت. بايد طبقه كارگر جهانى اين جنگ را عليه خود تلقى كند و در اعتراض به آن چرخ توليد را بخواباند. بايد سربازان و ارتش دول درگير، لوله تفنگها را بجاى مردم محروم عراق و ايران، بسوى دولتمداران خود نشانه روند. قربانيان درجه اول اين جنگ مردم ايران هستند ، اين مردم بايد با نيروى متحد و متشكل خود مانع كل اين سناريو شوند، سرنگونى رژيم اسلامى با قيام مردم متشكل و مسلح، ميتواند كل گردونه اين تراژدى انسانى را بر گرداند. ٤ مه ٢٠٠٦ abe_sharifi@ yahoo.com



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عبدالله شريفى:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.