شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ تير ۱۳۹۶ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

علی فیاض: تأملاتی درباره اتو بیوگرافی نویسی های «رجال» سیاست و «امنیت»! - در دوران معاصر
علي فياض

پیشگفتار

پس از وقوع انقلاب در ایران، خاطره نویسی و خود زندگی نامه نویسی(اتوبیوگرافی) رواج قابل توجهی یافته است. نه تنها بسیاری از "رجال"! سیاسی دوران حاکمیت رژیم سلطنتی، که بسیاری از سردمداران و "رجال"! سیاسی هم اکنون حاکم، و وابسته به رژیم جنایت پیشه و سرکوب گر آخوندی نیز به خاطره نویسی و خاطره گویی می پردازند. این خاطرات غالبا با اهدافی از پیش تعیین شده به نگارش در می آیند. انگیزه های این خاطره نویسان را می توان با اهداف پراگماتیک زیر تحلیل نمود:

- احیای شخصیت خویش و مطرح نمودن خود به عنوان فردی صاحب نفوذ و معتبر!

- کسب وجهه تاریخی، فرهنگی و سیاسی

- برائت خویش ازجنایات و نکات منفی نهفته و اجرا شده در بطن رژیم های وابسته بدان

- تحریف تاریخ و توجیه عملکردهای سیستم های وابسته

- و در نهایت محور قرار دادن خود و برجسته ساختن نقش خویش در روی دادهای سیاسی

 

در همین روابط شاهد بوده ایم که کسانی چون شیخ صادق خلخالی، فرح پهلوی، محمدی ری شهری، هوشنگ نهاوندی، حسین علی منتظری، اکبر بهرمانی رفسنجانی، پرویز راجی، اردشیر زاهدی، جلال فارسی، محمدرضا پهلوی، پرویز ثابتی، و ... و حتی مادر فرح پهلوی (دیبا)، دست به خاطره نویسی زده اند. بدون شک بخشی از این خاطرات با واقعیت های تاریخی همخوانی و هماهنگی دارند. به خصوص آن قسمت هایی که زشتی های حکومت ها و افراد را آشکار می سازند. اما بخش های مهمی از این خاطرات در برگیرنده نکاتی است که "رجل"! خاطره نویس سعی در تبرئه خویش دارند.

در این گونه از خاطرات، به طور طبیعی و "معقول و منطقی"، شخص خاطره نویس خود را در محور و مرکز حوادث قرار می دهد و پس از سال ها که زشتی ها و یا زیبایی های حوادث آشکار شده است، با توجه به افکار عمومی و شرایط سیاسی – فرهنگی، آنها را به گونه ای باز نویسی می کند که هم عمل کردهای خود را مثبت جلوه دهد، و هم به شیوه تمامی عناصر معلوم الحال و "ابن الوقت"، به گونه ای دیگر خود را با فضای فرهنگی – سیاسی موجود هم نوا نشان دهد!

در اینکه این گونه خاطره نویسی ها می بایست با احتیاط و تامل مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرند، تردیدی نیست. به ویژه اینکه اگر شخص خاطره نویس، خود جای پایی  در اداره جامعه و سیاست داشته باشد و دست اندرکار سیاست و امنیت و اداره جامعه در رژیم های سرکوب گر و استبدادی باشد!

این امر "طبیعی" و بدیهی است که همه ما حتی در زندگی روزمره خویش و در ارتباط با دیگران همواره در این تلاش هستیم تا اثبات کنیم که دیگران خطا می کنند و ما خود خطاکار نیستیم. و یا در بهترین حالت سعی بر این داریم تا از نقش منفی خود در رویدادهای اجتماعی، سیاسی، بکاهیم. حتی روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان نیز در خاطره نویسی های معمول خود چنین ملاحظاتی را در نظر می گیرند. اما از آن جایی که این خاطره نویسی ها نقش عمده ای در تحریف تاریخ و رویدادهای سرنوشت ساز سیاسی و اجتماعی ندارند، و بیشتر حکایت از رفتار فردی و "حدیث نفس" دارند، کمتر بحث بر انگیز می باشند.

خاطرات "رجل" سیاسی – امنیتی و دست اندر کار اداره جامعه، اما باید به گونه ای دیگر مورد ارزیابی قرار گیرند.

 

* * *

 

علی اکبرهاشمی بهرمانی رفسنجانی که پس از انقلاب، به گفته مولانای کبیر، - و البته بسیار متاسفانه - "از چاه سوی جاه شد"، و سال هاست که در سایه روح الله خمینی و دیگر کارگزاران رژیم جنایت و شقاوت، در میدان سیاست به جولان می پردازد، و با نگاهی پراگماتیستی، سعی در دلبری از جهان غرب دارد، برای چندمین بار خاطرات و یاد داشت های خود را منتشر کرده است. نخستین اثر این "سردار سازندگی" نام "عبور از بحران" را بر پیشانی مبارک خود داشت و ایشان سپس با انتشار اثار دیگری از جمله "به سوی سرنوشت"، و البته متناسب با جو کنونی، دیگر بار به میدان آمد تا با قرار دادن نام و دیدگاه های خویش به عنوان یک آخوند معتدل، و انعطاف پذیر، خود را در در چشم گردانندگان سیستم های سرمایه داری – امپریالیستی "جهان غرب"... ،موجه نشان دهد و ...

تا طبق این شعر پر معنای پارسی؛  

"طاعت ار دست نیاید گنهی باید کرد       در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد"!  

این سردار سرفراز که پیش از این در خاطراتش در پی این بود که دامان آن "امام راحل" را از جنگ افروزی و بشر ستیزی مبره سازد، اینک در پی آن  است که دامان آن "راحل عارف" را از مبارزه با آمریکا نیز منزه سازد. و این است که یکی از سردمداران شکنجه و تواب سازی به نام حسین شریعتمدار را به واکنش واداشت تا اثبات کند که آن "امام راحل سراپا مهر"، هرگز بر سر سفره سازش با شیطان بزرگ ننشسته است!

واقعیت اما این است که شیخ اکبر، نان را به نرخ روز می خورد و در همین راستاست که مواضع "ضدامپریالیستی" آن امام راحل را نادیده می انگارد تا با چراغی هر چند کم سو و رو به خاموشی، به "استکبار جهانی" بفهماند که ما آنچنان هم که بعضی ها تصور می کنند ضد امپریالیسم نیستیم. چرا که  نباید انقلابات مخملی، و گردانندگان آن را به فراموشی سپرد.

رفسنجانی که در "عبور از بحران" بسیار تلاش کرده بود تا همه گرفتاری های رژیم و شقاوت های "امام راحل" در آن سال ها را به مخالفت ها و عملیات "گروهک های تروریستی" و "منافقین" نسبت دهد و سنگینی جنگ هشت ساله و مسئولیت مستقیم آن را از روی دوش های روح الله خمینی بردارد، و" لیبرال" ها و بنی صدر و ... را مسئول تلفات آن جلوه دهد، در یاد داشت های جدید خود، با دنبال کردن خط پراگماتیستی سازش و کنار آمدن با غرب، می نویسد: "نماينده شوشتر هم آمد و پيشنهاد قطع شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي را می داد. گفتم به طور اصولی تصميم گرفته ايم، امام هم موافقت كرده اند ولي منتظر فرصت هستيم." !

رفسنجانی تقریبا همزمان با انتشار این کتاب "خاطرات"، در نماز جمعه نیز، پیشنهاد مذاکره بدون هیچ پیش شرطی و در همه زمینه ها با آمریکا را داده بود که واکنش تند دنبالچه های وفادار به خمینی را به دنبال داشت. چرا که آنها همچنان بر شعارهای خمینی پای می فشارند که رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ و میش است! و به هیچ روی خواهان آن نیستند که حتی خودی ها نیز به ریش "امام راحل" شان بخندند!    

اما شیخ اکبر گویی فراموش کرده است که ایران، ایران است و شخص شخیص ایشان، به علاوه دیگر هیولاهای حاکم آن چنان رسوا و بی حیثیت شده اند که هیچ "مخملی"، آنان را نرم روی نمی سازد.

پرویز ثابتی، عنصر سرکوب گر و گرداننده ساواک و کمیته مشترک ضد خرابکاری نیز، در کتابی که عنصر مشکوکی به نام عرفان قانعی فرد به نامش به چاپ رسانده است، علاوه بر خویش تطهیرسازی و "خراب سازی" مخالفان و منتقدان رژیم پیشین، از فرط بیسوادی و خرفتی، چنان گاف هایی داده است، که نه تنها عاقلان، که ابلهان را نیز به خنده وا می دارد!

از سوی دیگر جلال الدین فارسی نیز در کتابی به نام "زوایای تاریک"، چنان به تعریف و تمجید از خود پرداخته است، که گویی اگر ایشان نبودند، در ایران انقلابی روی نمی داد! وی نیز با محور قرار دادن شخص خویش، نه تنها روشنفکران، و دگر اندیشان، که حتا مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی را با القابی چون بی سواد و کم دانش، مورد لطف قرار داده است!

سید حمید روحانی زیارتی در کتاب "نهضت امام خمینی" جلد سوم، از کاشانی و فلسفی و ... انقلابیانی تمام عیار ساخته است، تا مجاهدین، چریک ها، شریعتی و دیگر کوشندگان راه دیگر را، به لجن آخوندی خویش بیالاید...

 

هدف از این مقدمه کوتاه، این بود که، در شماره های آینده "دیدگاه سوم"، با بررسی برشی هایی از تاریخ معاصر، نگاهی نیز به این خود زندگی نامه نویسی ها خواهیم داشت، تا دروغ پردازی و وارونه سازی های تاریخ - در بافته های این نوع "رجل سیاسی" - را در معرض دید خوانندگان قرار دهیم.

                                                                                                                                                     

منابع:

 

1) اکبر رفسنجانی؛ «به سوي سرنوشت»، صفحه 173



منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 15


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از علي فياض:




در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.






[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.