سازمان فداییان خلق(اکثریت)که در خدمت جمهوری اسلامی قرار دارد؛در راستای سیاستهای رژیم متبوعش؛ دست به انتشار چنین سند دروغینی در رابطه با سچفخا و همزمان خوش رقصی برای سردمداران جنایتکار جمهوری اسلامی و تفاله ها و پس مانده های نظام سرنگون شدۀ سلطنتی زده است. اصلا معلوم نیست که اگر سازمان چریکهای فدایی خلق، این همه سرکوبگر و آدمکش بوده است؛چرا هنوز که هنوز است؛ حزب اللهی هایی مثل فرخ نگهدار و عبدالرحیم پور دست از سر آن بر نمی دارند! تازه؛این حرفها و صحبتها هم بر اساس کتاب منشره شده از سوی سربازان بد نام امام زمان با عنوان:" تاریخچۀ سازمان چریکهای فدایی خلق ایران" تنظیم شده است و کاملا بی اعتبار است. البته،در دهۀ پنجاه شمسی یک گروه شبه تروتسکیستی که بعدا به سارمان وحدت کمونیستی معروف شد چنین ادعایی کرد؛ولی هرگز نتوانست آنرا ثابت کند.لازم به یادآوریست که در سال 1990 رهبری وحدت کمونیستی از جمله خسرو پارسا توسط جمهوری اسلامی دستگیر و بعد از مدتی که آزاد شد ولی هیچ ادعایی در این رابطه نکرده است. چون می دانست که کسی حرفهای او را باور نخواهد کرد. حال؛نگهدار و تعدادی اکثریتی بدنام و خودفروش فکر می کنند که اگر با اسم کنگرۀ کاغذیشان به بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق ایران تهمتهای رژیم شادکنی و دروغین بزنند؛ همه به حرفهای آنان ایمان خواهند آورد و برایشان کف خواهند زد.اما اگر می دانستند که چقدر بدنام و منفور هستند شاید اینچنین؛ بی گدار به آب نمی زدند! ولی ما در اینجا، بجای شایعه سازی و یک کلاغ چهل کلاغ کردنهای مرسوم؛ به یک سند واقعی که همکاری فعال سازمان اکثریت با پاسداران و ارگانهای جمهوری اسلامی برای کشتن و اعدام کمونیستها و مجاهدین خلق را نشان می دهد,اشاره میکنیم،خوب توجه کنید!
اطلاعیۀ کمیته مرکزی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)،دوشنبه 8 تیر ماه 1360:«* هواداران سازمان همدوش و همراه با دیگر نیروهای مدافع انقلاب و جمهوری اسلامی ایران باید تمام هوشیاری خود را به کار گیرند. حرکات شبکۀ مزدوران امپریالیسم آمریکا را دقیقا زیر نظر بگیرند و هر اطلاعی از طرحها و نقشه های جنایتکارانۀ آنان به دست آوردند فورا سپاه پاسداران و سازمان را مطلع سازند.»(اطلاعیۀ اکثریت).
بدنبال این فراخوان ارتجاعی, هواداران و اعضای سازمان فداییان اسلام(اکثریت) آنچنان در لو دادن و برملا کردن خانه های تیمی سازمانها و نیروهای انقلابی و کمونسیت ذوق زده و دست پاچه شده بودن که حتی تعجب نیروهای وحشی و لمپن سپاه و بسیج را هم برانگیخته بودند.چون در نزد آنها نیز خوش خدمتی حدی دارد.
ولی؛ سازمان اکثریت حاضر بوده و هست که برای نفس کشیدن در فضای اختناق و تعفن جمهوری اسلامی دست به هر کاری بزند. و من فکر می کنم که این سند کنگرۀ کاغذی اکثریت، در همین راستا باشد. منتها, جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده است که وجود این سازمان چابلوس و کاسبکار در خارج کشور بیشتر برایش سود و فایده دارد تا در داخل کشور تحت اشعالشان. چون در داخل ممکن است مردم متنفر و منزجر از نظام اسلامی؛بلایی سر تفاله های اکثریتی بیاورند. پس چه بهتر در خارج کشور بمانند و به لجن پراکنی بر علیه حمید اشرف و مسعود احمدزاده و... بپردازند. واقعا ارزش این زندگی چیست که عده ای حاضرند بخاطر آن دست به هر گند و کثافتی بزنند؟
[تعداد نظرها: 2]